تبليغاتX
انجمن حجتیه مهدویه
زندگی با امام!

عرصه زمین و بازه زمان و پهنه زندگی انسان ،لحظه ای از وجودحجت خدا خالی نخواهد ماند که اگر جز این شود زمین با اهلش نابود خواهند شد (لولا الحجه لساخت الارض باهلها)...

_این روشن ترین شاخص قرائتی از دین است که منطبق بر آیات قرآنی و روایات نبوی است_

پروردگار مهربان ، نخواسته است که انسان لحظه ای از موهبت راهبری ربّانی و حجتی الاهی ،محروم ماند.

این شد که از آغاز تا انجام تاریخ هماره حجت های الاهی به نصب و تعیین او آمده اند و همراه انسان ،هدایتش را عهده دار بوده اند تا نوبت به خاتم رسولان رسید که پس از آن بزرگوار با گشایش باب وصایت و امامت ، رهبری الهی ادامه یافت و تا زمین و زمان باقی است ادامه خواهد داشت.

چیست نقش و رسالت و مقام حجج الاهی در روزگاران رهبری شان؟ 

پاسخ در یک کلمه :مقام "خلیفه اللهی" است. آنان جانشین خدایند در مقاماتش:"یا داوود انّا جعلناک خلیفه فی الارض".خلیفه هرکس همان کند که او خواهد :بی اذن او کاری نکند و به قدرت او به هرکاری فائق آید.

این است که امامان معصوم به عنوان خلفای الاهی ،هرگز غائب از ما نیستند و مرگشان یا غیبت جسمانی شان پیوند خلیفه اللهی آنان را قطع نمی کند و ما می توانیم هرلحظه با آنان زندگی کنیم:یعنی با زبان قلب و دلمان با آنان مانوس شویم وسخن گوئیم و صدایشان بزنیم و حاضر و ناظرشان بدانیم و وجودشان را هماره در کنار خود احساس کنیم  و غائبشان ندانیم و براستی خلیفه الله بدانیمشان که به اذن الاهی به هرکاری توانایند.

این نحوه از اعتقاد به حجت الله و خلیفه الله  ، ـکه بتوان با او زندگی کرد ـ آن چنان لذتی  را در جان مومنان می نشاند که با هیچ لذت دیگری برابر نیست. شما هم می توانید امتحان کنید! 

با ولیّ خدا _خلیفه الله ،حجه الله و صاحب الزمان_ زندگی کنیم و از این زندگی و حیات طیّبه، لذت بریم...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:21 |
سازمان "نیّت"

از مفاخر آئین ما،توجه به "نیّت" و اهتمام به سازماندهی آن برای اصلاح اعمال درونی و برونی انسانهاست.

"نیّت"،یک فعل نفسی است. به عبارت دیگر "نیّت" توجه باطنی به انجام یا ترک فعل پیش از وقوع آن است. "نیّت"آن چنان مهم است که به تمامی نیّات خیر پاداش و به بعضی از نیّات شرّ مثل سوء ظن،میل قلبی به ظالمان ، ریا و شرک و... ،عقاب و جزا تعلق می گیرد

(انّ بعض الظنّ اثم ...و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسّکم النار...ان الله لا یغفر ان یشرک به)

باید صفحه ذهن و ساختار افعال نفسی خود را بر اساس نیّات خیر بنا کنیم.

بهترین نیّات انجام اوامر الهی به قصد کسب رضایت حقتعالی و قرب به ساحت ربوبی است.

شایسته است  با موهبت "اختیار "که خدایمان عطا فرموده است هر روز خود را با نیّات خیر آغاز کنیم:احسان به خلق و اهتمام به گشایش امور آنان،انجام عبادات و انجام اوامر و ترک نواهی الهی  وفق شریعت مقدسه است.

دایره "نیّت"، تمامی زندگی و حیات انسانی اعم از تعلیم و تربیت ،کسب و کار،تفریحات و ورزش ،سفر و حضر،معاش و جهاد و عبادت وسیاست و امور اجتماعی و غیره را پوشش می دهد .بدین معنی که همه این ها به چه قصد و منظوری انجام می شود:الهی یا غیر الهی  زیرا برهمین اساس هم ارزشیابی می شوند.این است که فرموده اند:

"الاعمال بالنیّات" و "لکلّ امریء ما نوی" 

این که صفحه ذهن و صحنه وجود انسانی از نیّات خیر انباشته گردد از او موجودی الهی می سازد که فرشتگان به او غبطه می خورند و برایش اسغفار می کنند و او رامی ستایند و به افضلیّتش اذعان می کنند...

"انتظار"(که پاسداشت مشعل امید در درون و آمادگی کامل برای نصرت ولی خداست) از مقوله همین نیّات خیر است ."منتظر" در نظر دارد که چون امامش ظهور کند در رکاب او باشد و در انجام ماموریتش او را یاری نماید و با دشمنانش بستیزد و از یاوران او برای برپائی نظام عدالت محور باشد.این است که روایات جایگاه و رتبه و پاداش منتظران را همپای پاداش رزمندگان در رکاب سول الله (ص)شمرده اند... 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 19:26 |
سیر آفاق

بهار که موسم نو شدن و تحول طبیعت است ، هنگام تامل و تفکر در مخلوقات الهی و سیر عفلی در آفاق جهان نیز هست.انسان حکیم از بهار دو لذت می برد:

لذت و نشاطی جسمی و نشاطی عقلی. 

هم از عطر گل ها و نسیم روح افزا و زیبائی نمادها تمتع می یابد و هم حکیمانه جانش از براهین عقلی مبنی بر نو شدن عوالم و زندگی دو باره و رستخیز انسانها و بعث و نشور متلذذ می شود . اصرار کتاب و سنت این است که شمادر بهار از هر دو لذت بهره ببرید:

" اذا رأيتم الربيع فاكثروا ذكر النشور"

 هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز نمائيد."نشور طبيعت و گل و گياه" شما را به ياد "نشور اصلي و رستاخيز هستي" بياندازد و اين ياد را در دل و زبان پيوسته جاري كنيد.

 یاد معاد  بزرگ ترین معلم و مربی انسانهاست زیرا آنها را به برگرفتن توشه و اصلاح نفس و آمادگی برای این سفر می کشاند. تیره بختی فرد و مبتلا شدنش به عذاب ، زمانی است که به نسیان معاد و حساب مبتلا شود: لهم عذاب شديد بما نسوا الحساب (ص/26)

ودر این سیر است که فرد در می یابد باید کاشت تا برداشت نمود ،باید فرستاد تا دریافت نمود باید هشیار بود تا به مقصد رسید...

در این سیر آفاقی است که دیر باوران با دیدن حیات دو باره طبیعت مرده و بی روح، معاد را باور می کنند. این بلای غفلت است که انسانی را از دیدن حوادث شگرف پیرامون و معجزاتی که در اطرافش در حال وقوع است ،بی خبر و غافل می سازد.باید اندیشید و از کنار حوادث ،به آسانی عبور ننمود: « اذا المرء كانت له فكره ، ففي كل شي له عبره»  ...آیات الهی این تذکار را می دهد:

اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (روم/11)

 فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(روم/50)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه یازدهم فروردین 1391 و ساعت 11:18 |
  خانه تکانی!

آخرین روزهای زمستان را با "خانه تکانی"به پایان می بریم تا پاک و زیبا به استقبال بهار  برویم.

می خواهیم وقتی بهار بیاید نه گردی نه غباری ، نه لکه ای و نه آلودگی و تیرگی ،بر قامت خانه 

و سرای و کوچه و خیابانمان  ببیند...

خانه دل را نیز از کدورت و زنگار دشمنی و بد بینی و جدائی و بدگمانی و معاصی پاک می کنیم

تا بهار زیبا ظاهر و باطن مان را یکی ببیند و پیوند و تبریک هایمان در دیدار های آغاز سال نو معنا 

دار شود.

چه بسا این "خانه تکانی" همان حسابرسی خویشتن است به قصد ادای دیون و به منظور سبک 

گشتن و رهاشدن از بار مظلمه ها پیش از برپائی میزان و حساب و حق و کتاب...

(حاسبوا قبل ان تحاسبوا)

"خانه تکانی"،نشان حیات انسانهائی است که باور دارند همیشه برای پاک شدن فرصت هست...

ما با "بهار" پیوندی دیرینه داریم نه یک قرن و ده قرن بلکه از عالم الست و آغاز تا انتهای زمان و 

تاریخ... هماره برای دیدار با "بهار" و رویش و سبز شدن و شکفتن و قد کشیدن و طرح نو در 

افکندن زمان هست...از "مشتاقان بهار" نیز که در گذشته اند یادی کنیم و هدیه ای فرستیم...

همیشه " روزی نو"در پیش است که "نوروز "ماست و "بهاری"در راه که روشنی چشم ماست!

همین روزهاست که "خانه تکانی" را به پایان بریم وآغوش خود را برای دیدار "بهار" یگشائیم و 

بخوانیم : السلام علی ربیع الانام و نضره الایّام ...

سلام بر بهار مردمان و شادابی و خرّمی روزگاران ...!

00009

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 و ساعت 22:34 |

اعتدال

اعتدال در زندگی، منطبق بر فطرت انسانی است و افراط و تفریط ،دو آفت آن.

انحراف از مسیر مستقیم،لغزش به چپ و راست را به دنبال دارد و گمگشتگی و سقوط را به همراه :(الیمین و الشّمال مضلّه والطّریق الوسطی هی الجادّه)

هم فریفتگی مال و ثروت مذموم است و هم استقبال از فقر و کلّ بر دیگران شدن. 

هم پرخوری،نکوهیده است هم امساک تامّ.افراط و تفریط نکوهش و اعتدال ستایش شده است.

 نه خسیس بودن پسندیده است نه آنقدر گشاده دستی که به احتیاج به دیگران بیانجامد.

لذت بردن از زینت های الهی و رزق پاک که خدا برای بندگانش آفریده ،مجاز است و تحریم آن باطل.

(قل من حرّم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق...)

تند روی همان قدر مذموم است که کند روی و باز ماندن از راه.نه جلو افتادن از امامان صحیح است نه عقب افتادن از آنان و نرسیدن ،بلکه  همراهی و ملازمت با هادیان الهی اصل است:

(المتقدّ م منکم مارق والمتاخّر عنکم زاهق و اللازم لکم لاحق)

نه بذر دشمنی کاشتن پسندیده است نه نرمخوئی با متجاوزان.دوستی قاعده مند،ستوده است.

اعتدال،تمتّع وبهره گیری از نعمت های الهی است،استفاده از دنیا (ودر دام آن گرفتار نشدن)برای ساختن آخرتی جاودان است.این شیوه ،تفسیر همان فرموده زیبای الهی , "امت وسط"است که :"وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس"...

.اگر چنین شدیم شایسته الگو شدن برای جهانیان هستیم!

چشم انداز آینده جهان نیز گرایش به اعتدال است در پرتو هدایت امام عدالت وپیشوای اعتدال و میزان و قسط  که منتظران از ابتدا به اقتدای او برنامه زندگی خویش تنظیم نموده وبه اوامرش ملازم و به حبل ولایش متمسک اند...


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 5:31 |

دوران امامتش

امامت شکوهمندش را از آغاز نوید داده بودند از نسل پیامبر از ذریه علی و زهرا فرزندامام یازدهم که ولایت بوجود شریفش کمال خواهد یافت(و اکمّل ذلک بابنه م ح م د رحمه للعالمین )اوراست کمالات موسی و درخشش عیسی و بردباری ایوّب(علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب)از همه پیامبران و امامان نشانه دارد :تولدش، کرامتش،امامتش،دعوتش،علمش،غیبتش عصمتش،صبرش،صولتش،حلمش،شجاعتش...

حلقه به گوش امامتش هستیم که ادامه رسالت همه انبیاست و تکمیل امامت امامان...

امامتش را با هیچ چیز عوض نخواهیم کرد حتی اگر آماج تیر دشمنان شویم و حمله کافران و دشنه ملحدان و زخم زبان منافقان...

در سالگشت آغاز امامتش (۹ربیع ۱۴۳۳)با این صلوات نورانی به محضر شریفش تبریک می گوئیم و بقا بر خدمتگزاری واستقامت بر ولایتش را مسئلت داریم:

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم، وَ زِد وَ بارِک، عَلی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبویَّة، وَ الصَّولَةِ الحَیدریَّة، و العِصمَةِ الفاطِمیَّة، و الحِلمِ الحَسَنِیَّة، و الشّجاعَةِ الحُسَینِیَّة، و العِبادَةِ السَّجّادِیَّة، و المآثِرِ الباقِریَّة، و الآثار الجَعفَرِیَّة، و العُلومِ الکاظِمیَّة، و الحُجَجِ الرَّضَوِیَّة، و الجُودِ التَّقَوِیَّة، و النَّقاوَةِ النَقَوِیَّة، و الهَیبَةِ العَسکَریَّة، و الغَیبَةِ الإلهیَّة، أللّهمَّ عجل فرجه و سهِّل مخرجه و جعلنا من شيعته و اعوانه و انصاره.

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد * کز دست بخواهد شد پایاب شکیبائی 

الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا مولای یا صاحب الزمان

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 7:53 |

نماز رکن ایمان!

از آنجا که حضرت امام ابامحمد حسن العسکری سلام الله علیه ،نماز را نخستین نشانه از علائم ایمان شمردند بجاست مختصری به آن بپردازیم:

 نماز مهم ترین رکن ایمان است. نمازهای واجب و مستحب(فریضه و نافله)که پنجاه و یک رکعت اندنردبان عروج انسان به ملکوت معرفه الله اند. نوافل سی و چهار رکعت و فرائض هفده رکعت.

نوافل برای آنند که جبران کاستی هایمان در فرائض باشند و آنها را به آستانه قبول حضرت حق برسانند. نوافل را میتوان ایستاده ،نشسته ویا خوابیده و حتی در حین سواری بر مرکب نیز خواند و رکوع و سجودش را هم با حرکت سر و چشم بجای آورد و آن مقدار را که از انسان فوت شده نیز با انفاق یک صاع برای هر نماز جبران نمود.این است که همه بهانه ها برای ورود به شرایط ایمان برای کسی که نیّتش را دارد فراهم است...

از زیبا ترین زیورهای نماز پیوند آن با ولی الله الاعظم است:ترنّم دعای فرج در قنوت و زمزمه ذکر "اللهم اشف صدر الحسین بظهور الحجه" در سجده ها بویژه در سجده آخرین و سلام بر آن بزرگوار پیش از تکبیره الاحرام و خواندن آیه الکرسی پس از نماز تا "العلی العظیم"و گفتن"والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین"پس از آن به نیت حفظ آن آرام جان ...و آرزوی گزاردن نمازی ملکوتی به امامت آن عزیز در هنگامه ظهور شکوهمندش...

اگر روزی پنجاه و یکبار خود را در چشمه سارعبودیت و ایمان شستشو دهیم دیگر آلودگی های روحی دامنگیرمان نمی شود.سر بر آستان نماز گذاریم تا به فرموده حضرت عسکری صلوات الله علیه ایمان را در آغوش گیریم ان شاءالله...

00009

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه بیست و چهارم دی 1390 و ساعت 15:56 |
اربعین و مؤمنان!

اربعین سالار شهیدان را نردبانی است به ملکوت ایمان از طریق زیارتی مخصوص و عرض ارادتی به ساحت قدسی آن نواده رسول و فرزند بوتراب و بتول علیهم صلوات الربّ الغفورالودود...

حضرت امام ابامحمد الحسن العسکری علیه السلام را نادره کلامی است درپنج نماد ایمان و نشانه های مومنان در طول روزگاران :

پنجاه و یک رکعت نمازهای فریضه و نافله ،

زیارت اربعین،انگشتری در یمین،برخاک سودن جبین،

و بلند خواندن "بسم الله الرحمن الرحیم"

از زیارت نورانی اربعین فرازی نورانی در سال قبل در مقاله"قیام برای زدودن جهالت ها" تقدیم محضرتان گردید(مقاله ۵۹) و این باراین فراز گهربار را خطاب به آن شهیدان خدائی در زیارت اربعین می خوانیم :

اشهد انّی بکم مومن و بایابکم موقن...

و قلبی لقلبکم سلم و امری لامرکم متّبع و نصرتی لکم معدّه...

گواهی می دهم که به شما مومن و به رجعت تان ،موقنم و دلم با شما همراه و پیرو امر شمایم و آماده یاوری تان هستم...

این دلدادگی و زیارت،آئین ایمانیان است که گذارش از اربعین است و پیوند با ساحت قدس حسینی و آمادگی برای نصرت او در روزگار ظهور فرزندثائرش حضرت امام اباصالح المهدی

و آنگاه روزگار رجعتشان که آن را دور نمی پنداریم اگر دیگران دورش می پندارند:

(انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا)... ...!

ابدا والله یا زهرا ما ننسی حسینا !

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه بیستم دی 1390 و ساعت 8:18 |
تمنّای باران !

زمستان های غیبت، دلهای منتظران فرش راه شماست ...

 آب را گم کرده ایم و تشنه کام به این سوی و آن سوی می دویم و جز سراب نصیب نمی گیریم!

 پیامبر(ص): "ای عمار! خداوند با من عهدفرمود که از نسل حسین (ع)،نه امام قرار دهد که نهمین آنها از دیده ها غایب گردد (و سپس ظهور کند) این همان سخن خداست که در قرآن فرمود:( قل أرأيتم إن أصبح ماؤكم غورا فمن يأتيكم بماء معين ) ( بگو اگر ببينيد كه آب از دسترس شما بیرون شود پس چه كسي براي شما آبي صاف و گوارا برساند؟!- او غيبتي طولاني دارد كه گروهي از اعتقاد به آنحضرت باز مي گردند وجمعي بر آن ثابت مي مانند ، چون آخر الزمان شود ظهور مي كند ودنيا را از عدل وداد پر مي كند و براي تأويل قرآن مي جنگد آنچنان كه من بر تنزيل آن جنگيدم ، او همنام من وشبيه ترين مردم به من است . اي عمار بزودي بعد از من فتنه بر پا خواهد شد ، هرگاه چنين شد از علي(ع) وگروه او پيروي كن ..."

بس است هرچه در این قرن ها و سالیان ، به سراب ها دلخوش کردیم و نتیجه ای نگرفتیم...

چشمه ساران را بجوئیم ،باران را تمنا کنیم ...!

      

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه یکم دی 1390 و ساعت 20:5 |
شکوه سامرا !

شش سال پیش در چنین روزی (بیست و سوم محرم 1427)که یاران تاریکی ، گنبد زرین و بقعه نورانی دو امام نور ،حضرات هادی و عسکری علیهماالسلام را هدف حمله ناجوانمردانه خود قرار دادند و با استفاده از تاریکی شب ،نیت شوم خود را عملی ساختند گمانشان این بود که با تخریب بنا و گنبد ،این خورشید های نورانی را خاموش می کنند و اشتیاق جهانی را برای زیارت آنها به مسلخ می برند و سامرای امامت و مهدویت را ترور می کنند و با انتساب این عمل به سنیان ،دعوای طائفگی و فرقه ای و جنگ شیعه و سنی راه می اندازند...

انزجار جهانی (حتی غیر مسلمین )و سازمان های بین المللی از این عمل زشت و ترور کور آنها،از همان ابتدا نقشه آنها را با شکست روبرو ساخت.انگشت های اشاره از همان آغاز به سوی بیگانگان و ایادی آنها یعنی تکفیری های وهابی و نه جامعه اهل سنت ، نشانه رفت و مظلومیت آل الله را بیش از پیش جلوه گر و حقانیت اهل البیت را آشکارتر نمود.اگر چه قلب قلب عالم امکان حضرت صاحب الزمان (عج) را جریحه دار کرد اما نام و یاد آن عزیز را پرآوازه تر والتجا به ساحت قدسی اش راافزون تر نمود.

سامرا ،در جغرافیای هستی به خود می بالد که زادگاه منجی

جهانی و موعود آسمانی وعدالت بخش گیتی و نیز مضجع شریف

والدین و جدّ آن امام همام  و زیارتگاه عاشقان آل الله است.

از اینرو و بدین سبب است که شادمانی هر بیننده (سامرا که مخفف "سرّمن رآی" است)نام گرفته و با یاد آن امید آخرین ،شور و امید جهانی برای نجات انسانها را در خود جای داده است تا مشعل عدالت هماره برفراز باشد...

علیرغم آن کینه های قابل درک خفّاشان،باز سازی آن حریم قدسی رو به پایان و سیل زائران آن بارگاه ملکوتی روزافزون و توجه به آن ناحیه مقدسه پرشمارتر شده است تا برای هزارمین بار معلوم آید خداوند نورش را هماره کامل تر می کند حتی اگر شب شعاران را خوش نیاید:

یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم والله متّم نوره ولو کره الکافرون

سامرا را جایگاهی است در عراق و جایگاهی درقلب محبان اهل البیت علیهم السلام ،یکی مطاف فرشتگان و دیگری فردوس جنان و روضه رضوان که بر تارک شکوه و بزرگی وجاودانگی فرازین ،هماره خواهد درخشید.این هردو "سامرا "، شادمانی دیده های بصیرت ماست...

خدایا بنیانش را استوار و نور افشانیش را ماندگار و عظمتش را برقرار و پایدار گردان!

 


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 13:14 |
بعد از عاشورا !


تمام آئین های اقامه عزا و ماتم و شور حسینی در طول سالیان و قرون پس از عاشورای شصت و یک ،عرض ارادت و خاکساری است به ساحت قدسی خامس آل عبا حضرت سید الشهداء سلام الله علیه و فریاد "لبیک" به ندای مظلومانه "هل من ناصر ینصرنی" او در کربلای تاریخ و عاشورای زمان...

این "لبیک" یعنی با "حسین"بودن،با "حسین" زیستن، راه "حسین" را پیمودن و لحظه ای از" آل الله "جدا نشدن و آماده بودن برای اقامه "ثار" او با امامی منصور از اهل بیت او برای شکستن صولت مستکبرین و احیای معارف قرآن و معالم دین و اجرای شریعت خاتم النبیین صلوات الله علیه و علی آله الطیبین.

در فرازی ازدعای بعد از زیارت عاشورا می خوانیم:

"اللهم احینی حیاه محمد و ذریته و امتنی مماتهم و توفنی علی ملتهم و احشرنی فی زمرتهم و لا تفرق بینی و بینهم طرفه عین ابدا فی الدنیا و الاخره"... پروردگارا ! زندگی و مرگم را همچون زندگی و مرگ محمد (ص)و خاندانش قرار ده و با آنها محشورم کن و هرگز حتی لحظه ای بین من و آنان در دنیا و آخرت ،جدائی میانداز !

آن "لبیک "به ندای "هل من ناصر" ، رمز پایداری قرائتی از دین اسلام است که احیائش در سال شصت و یک به اباعبدالله الحسین (ع) و پس از او به امامان از نسل او و امروز به فرزندش اباصالح المهدی (عج) سپرده شده که یاوران متعهد به یاری آنان برای تحقق آن ماموریت عظیم اند.

روح امید و انتظار،سرمایه نسل وفادار به این"حیاه طیبه" بوده است برای تلاشی فراگیر در طول قرون و اعصار تا این فرهنگ هماره شاداب بماندو ندای حسینی از ورای قرون شنیده شود وحق جویان در هر کجای عالم راه را پیدا کنند و زمینه برای ظهور عدالت گسترحقیقی فراهم گردد تا جهان به راستی و داد در آید...

عاشورا ،میزانی است تا هر اسلامخواهی ،صدق پاوری خود را با آن محک زندو بنگرد بر آرمان حسینی  راه می سپرد یا نه و برای امام زمانش یاور خوبی است یا نه و به ندای او لبیک می گوید یا نه و برای نزدیک ساختن وعده نهائی الهی ،گامی بر می دارد یا نه!

خدایا ما را شرمنده عاشورا مکن ودر این میزان سربلندمان ساز!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 و ساعت 10:11 |

یا لثارات الحسین(ع)

مولایمان حضرت مهدی (عج)را با نیای مظلومش حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه،علقه ای است عمیق و پیوندی است وثیق.قیامش در راستای خونخواهی آن جدَ بزرگوار است و شعارش "یالثارات الحسین".

در يكي از «زيارات جامعه » ،خطاب به آن حضرت می خوانیم:

«السلام علي الامام الغائب عن الابصار و الحاضر في الامصار و الغائب عن العيون و الحاضر في الافكار، بقية الاخيار، وارث ذوالفقار، الذي يظهر في بيت الله الحرام ذي الاستار و ينادي بشعار يا لثارات الحسين، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم كل جبار» (النجم الثاقب، ص 469)

سلام و درود بر امامي كه از ديده ها پنهان است و در شهرها حاضر . آن كه از ديده ها، نهان است و در دلها حاضر. باقي مانده نیکان و وارث ذوالفقار، آن بزرگواري كه در بيت الله الحرام - كه داراي پرده ها است - ظاهر مي شود و به شعار «يا لثارات الحسين » ندا مي كند و مي فرمايد: منم مطالبه كننده خون هاي به ناحق ريخته; منم شكننده هر ستمگر جفا پيشه » ...

و ياران آن بزرگوار نيز به پيروي از امامشان، همین شعار "يا لثارات الحسين"را سر مي دهند. امام صادق عليه السلام هم مي فرمايد: «شعار ياران حضرت مهدي يا لثارات الحسين (هلا، خونخواهان حسين عليه السلام!) است » (همان)

به فدای آن نیای نورانی که در راه احیای دین، همه هستی خویش را ایثار نمود و آل و عیال و خاندان و یاران را مخلصانه به میدان آورد و باخونش دین را بیمه کرد...

و به فدای آن فرزند که محیی آموزه های بلند شریعت و آئین است ومجدَد اسلام و فرائض و سنن آن ; و تا روزگاری که خداوند اذن ظهورش دهد،چشمان نازنینش اشکبار وچهره مغمومش نیلگون است ...

یاران او در واپسین سجده هر نماز به درگاه بیچون پروردگار عرض نیاز می کنند که:

اللهم اشف صدر الحسین بظهور الحجه علیه السلام

خدایا با ظهور آن حجت الهی ، سینه پر غصه سالار شهیدان حسین سلام الله علیه را شفا بخش ...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه پنجم آذر 1390 و ساعت 23:49 |
از غدیر تا ظهور!

غدیر،نماد قرائتی از دین است که خدای بزرگ،حتی لحظه ای انسان را بدون راهنما ، رها نمی کند... و نه فقط راهنما،بلکه الگو،پدر،سرپرست،ولی امر،حامی ،شفیع،دستگیر،نگاهبان،شفیق و پناه و امیر...

غدیر ،نماد وحدت امت است گرد برگزیده رب العالمین،برترین ،عالم ترین،شجاع ترین،زاهدترین،پرهیزکار ترین و شبیه ترین به خیر المرسلین ،یعنی امام،امیر المومنین ،صلوات الله علیه و علی آله الطیبین.

اما امروز،وارث غدیر،فرزند برومند امیر مومنان ،حضرت مهدی صاحب الزمان است که گردون بر محور ولایت او می چرخد و منظومه تکوین و تشریع برقبضه امرش می گردد که پیامبر اکرم در خطابه غدیر فرمود:

ثُمَّ مِنْ بَعْدي عَلي وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِالله رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ في ذُرِّيَّتي مِنْ وُلْدِهِ إِلي يَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.

"پیشوای پس از من به امر پروردگار،علی(ع) است که ولی امر و امام شماست و آنگاه امامت در فرزندان من از نسل او  ادامه خواهد داشت تا روز رستاخیز که خدا و رسولش را دیدار کنید ..."

و هرکس که من مولای اویم، علی (ع) مولای اوست: من کنت مولاه ،فعلی مولاه !

این است که هماره می خوانند:

سپاس خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمومنین و فرزندان معصومین او قرار داد:

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و اولاده المعصومین علیهم السلام

و غدیریان،امروز همان منتظرانند که خدمتگزار مولایشانند هر صبح و شام و تلاشگرانند تا زمینه سازان ظهور باشند و بامدادان هر روز با امامشان ،عهد  و پیمان تازه می کنندتا لحظه ای از او غافل نباشند و پروانه وار ،گرد اوامرش بچرخند و غمی از چهره اش بزدایند و لبخندی بر لبان مبارکش بنشانند و نامش را در جهان بلند آوازه سازند،و ظهورش را با تلاش ،نزدیک سازند...

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 و ساعت 8:31 |
حج ، فراخوان حضور

آئین شکوهمند "حج" ،فراخوان حضور در سرزمین وحی است از سوی خدای بزرگ فراروی هر مسلمان در هر نقطه جهان حداقل یک بار در طول حیاتش و اجابتش از سوی عبد،"لبّیک"است به مولی ،سپید پوش در میقات ،فارغ از هر آرایه و پیرایه دنیوی و آنگاه طواف بر گرد خانه دوست و نماز و سعی و تقصیر و مشعر و وقوف و عرفات و رجم و قربانی ...و تا از خود فارغ نشدی و عزم و آهنگ خدائی نکردی و رنگ و بوی دوست نگرفتی ،حاجی نشده ای!

اما این جسم حج است و روح حج ،پیوند با امیر الحاج است که هرسال در موسم حج حضور دارد و او ولی خداست و امام مهربان خلایق و حجت خدا که عالم بر گرد کعبه وجودش در طواف است و فرشتگان بر آستانش در سعی و علم و عرفان و تقوی و ایمان از چشمه سار وجودش در جوشش و ذخیره هستی برای نجات جهان یعنی حضرت صاحب الزمان که خداوند روزگار ظهورش را نزدیک و ما را از یاورانش قرار دهاد...

سرزمین وحی بر قدوم او بوسه زنان و مشعر و منی و عرفات در مدحش ثناخوانان .

شناسای قدومش سرزمین بطحاء و آشنای مقامش کعبه و بیت الله الحرام وگستره وادی حرم و غیر آن .چنانکه فرزدق  شاعر در حضور هشام ستمگر در باره جدش امام سجاد سلام الله علیه فی البداهه سرود:

هذا الذی تعرف البطحاء وطاته * و البیت یعرفه و الحل و الحرم...

 حج گزاران را هرسال سفارش می کنیم قدر بدانند تنفس در سرزمینی را که ولی خدا حضور دارد و شمیم دعا و نماز و تلاوتش هوای بطحا را معطر نموده و تلاش کنند تا شاید چشمانشان روشن شود یه جمال آن یوسف کنعانی...و چون باز گردند می بوسیمشان که بوسه زده اند بر قدمگاه ولی خدا در بیت و مسعی و عرفات و منا و بیعت کرده اند با آن مولای نورانی وبی همتا و ...و خود به افق چشم دوخته ایم که امیر الحاج شاید امسال که پرده بیت را در چنگ گرفته اجازه قیام دریافت کرده باشدو قرار است بزودی چشمانمان به جمال مبارکش نورانی گردد...

الاها امید امیدواران را نا امید مکن!


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه ششم آبان 1390 و ساعت 21:54 |

امید پاییزی!

در خزان چشم به راه آمدنت هستیم ...

شاید از سر "مهر"بیایی و آنگاه بفرموده امام صادق (ع)یاران همچون ابرهای پاییزی گرد شمع وجودت مجتمع شوند و به مقتضای  "فاستبقوالخیرات "به سوی آستانت که مصداق "همه خوبی ها"هستی بشتابند و از کنار کعبه قیام شکوهمندت آغاز شودو بهار جاودان از راه برسد...


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه ششم آبان 1390 و ساعت 19:15 |
قلَه مهربانی

بر ستیغ قله مهربانی نشسته اید و ما در کنار رافت و مهربانی و حمایت شما آرام می گیریم.نمونه اعلای مهربانی خدایتان هستید که "ارحم الراحمین" است و شما چنانکه در حدیث  شریف لوح می خوانیم "رحمه للعالمین "هستید (و اکمل ذلک بابنه م ح م د رحمه للعالمین)...

وقتی بخواهیم مهربانی شما را برای فرزندانمان وجدانی کنیم می گوئیم همچون مادر هستید قله مهربانی و صمیمیت.مادر ،نمونه مثال زدنی از مهربانی شماست.

نه که وقتی رنجور و غمین و فسرده می شویم به پناه مادر می شتابیم و در آغوش مهربانی اش همه غم ها را فراموش می کنیم؟

این را نیز از خود نگفتیم که امام هشتم علیه السلام فرمود:امام ،"الام البره بالولد الصغیر" است...

 وقتی تازیانه دشمنی ها و آتش کینه ها و حسد ها از دوست یا دشمن بر سرمان فرود می آید،دستان نوازشگر شماست که آراممان می کند."کهف حصین " شماست که ما را از سرمای رنج ها و آتش دشمنی ها در امان می دارد.

و آنگاه که این آیت مهربانی یعنی مادر را از دست می دهیم و جای خالیش را در خانه می بینیم و مزار سردش را در آغوش می گیریم به دامان مهربانی شما بیشتر چنگ می زنیم که آسمان مهربانی هستید وابر نوازشگر لطفتان بر سرمان هماره سایه افکن.

به مهرت نیازمندیم بامدادان و شبانگاهان!

چند قطره اشک بر گونه فرزند،قلب رئوف مادر را طوفانی می کند.نمی بینید که از کثرت فساد و زیادی دشمن و کمی یاور و طوفان فتنه ها،اشک ها بر گونه ها داریم؟

ای ستیغ قله مهربانی ،ما را دریابید.به آغوش گرم مهرشما امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز مندیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 و ساعت 21:6 |
جوان عاشق!

"عشق"کوچک تر از آن است که ترجمان کمال اشتیاق منتظران باشد به آستان نورانی شما،

اما چه کنیم که واژه ها حقیرند و ناچاریم از همین کلمه های مشترک ـ که آلوده به مفاهیم دنیوی هم هستند ـ برای شما استفاده کنیم...

سالها پیش استاد از جوان عاشقی سخن می گفت که پای منابر او ، عاشق و دلسوخته و مشتاق و دلبند شما بود که تا نام و اوصاف و مدائح شما را که محبوبش بودید می شنید ،آتش عشقش شعله ور می شد و بی خود می گشت و می افروخت و می سوخت و می گداخت و می گریست و بی تاب می شد و فریاد اشتیاق سر می داد و مجلسی را منقلب می ساخت و آنقدر یا صاحب الزمان می گفت که از حال می رفت ...

او "جای خالی "شما را بر نمی تافت و از شما نمی برید و غافل نبودو شما را از عمق و سویدای جان می خواست و غیبت را بر نمی تافت و وجود عاطرتان را در کنار می خواست...

استاد فرمود که او آن چنان از عشق محبوب می گداخت  که روزها و شبها از یاد او مالامال بود و با او سخن می گفت و حضور می طلبید...حضور در جمع غافلان را نمی خواست و در خلوت خویش به راز و نیاز با مولایش می پرداخت ...این اواخر لاغر شده بود و نحیف و نورانی...و در آخر به وصال مولایش رسید و روزی به استاد خبر داد که به مقصود رسیدم ومحبوب را دیدم .آن حضرت به من فرمودند" بار سفر را ببند که به زودی کوچ خواهی نمود" ...آنگاه با من وداع کرد و رفت و چند روز بعد هم،قالب تهی کرد و به لقای محبوب شتافت...

دریغ از آن استاد ها که مجالس را به نام مولا و مهر و فضائل و صفات و خصائل او شعله ور می کردند و دریغ تر از آن جوانان عاشق که با استماع نام و مدائح مهدوی می سوختند و می گداختند و آرام نداشتند و جایش را واقعا خالی می دیدند و از این جای خالی فریاد می کردند و درهای آسمان را از سویدای دل می کوبیدند و به عمق جان  خریدارش بودند و بر غیبتش به بهنای صورت می گریستندو از خدا می خواستندش...

دهه هاست که نوار آن منبر نورانی  ـ که استاد از آن جوان عاشق حکایت گفت و داستان مشتاقی اش را سرود ـ مونس لحظات دلتنگی و آموزگار مشق عاشقی و نماد دلدادگی و شیفتگی دلباختگان به آستان آن یوسف جان هاست...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در یکشنبه دهم مهر 1390 و ساعت 6:16 |
در سوگ امام صادق(ع)

به فدای آن امام همامی که آنقدر بر آبیاری نهال دین کوشید که اسلام حقیقی را به نام او "مذهب جعفری" نام نهادند.آنقدر شاگرد و مدافع و محدث،تربیت نمود که اصول چهارصد گانه ( اربع مأه)آنان،منبع سرشار کتب اربعه و آن مدار فرهنگ جاوید شیعی شد.

آنقدر دانش سرشارش فراگیر گردید که ابو حنیفه امام اهل سنت گفت:اگر نبود آن دوسالی که نزد صادق آل محمد صلوات الله علیه تلمذکردم ،هلاک شده بودم...

فقه اکبر وفقه اصغر(معارف و احکام)ازچشمه سرشار علوم نبوی رامروج و معلم بودو ایمان و اخلاق و تقوی را مدار و مرکز.زدودن تحریفات نشسته بر چهره دین راآن چنان عالمانه به انجام رساند که تا قرن ها باقی است هر جویای حقیقت بتواند در سایه سار آن رهنمود ها ،راه را از بیراهه بشناسد.

هر دفتر معرفت را در مجموعه اعتقادات و تاریخ و احکام و اخلاق که بگشائی به سخنان او مزین است و هر اندیشه وکردار دینی ات را که پی بگیری ،از اصول یا فروع(از توحید و نبوت و امامت و عدل و معاد یا از نماز و صیام و حج و جهاد و خمس و زکات و تولی و تبری و امر به معروف و نهی از منکر ) بر اساس احادیث او شکل گرفته است که میراث جدش رسول الله صلی الله علیه و آله را شارح ومبین بوده است...

صلوات خدا بر او باد که در شهادت مظلومانه اش اشکباریم و بر غربت مدفن غریبانه اش در بقیع ،مویه کنان و نوحه خوانان و ضجه زنان...

درس خدمتگزاری به آستان مهدوی را از او آموخته ایم که خود را زمینه ساز و یاور و همراه و پشتیبان اهداف قائم آل محمد شمرد و فرمود:"لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی"

اگر دوران او را درک کنم ،تمام زندگیم خدمت او را خواهم نمود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه دوم مهر 1390 و ساعت 8:34 |
اهتمام به زبان!

تبلیغ آموزه های وحیانی در سرزمین های دیگر ،نیازمند آگاهی به زبان آنهاست و مبلغان نیازمند آموزش آن زبان ها. اگر مبلغان نور به زبان مسلط نشوند مبلغان تاریکی متاع متعفن خود را با تسلط به آن زبانها می پراکنند وبر جمعیت خود می افزایند.

بدون زبان،هیچ ارتباط اندیشگی برقرار نمی شود و هیچ پیشرفتی حاصل نمی گردد.

دوستی در برزیل برایم گفت زبان آنها پرتغالی است که دویست و پنجاه ملیون  به آن سخن می گویندوبا خود گفتم چند مبلغ ما به زبان پرتغالی مسلطند؟! تسلط به زبان چینی و روسی که زبان بیش از یک و نیم میلیارد نفر است چطور؟! همینطور  زبان های اردو و مالائی و اسپانیولی و زبان های آفریقائی و...

حتی زبان انگلیسی که باید گفت زبان مسلط امروز جهان اسلام است را مسلط نیستیم تا قادر به ارتباط با نیمی از جهان شویم.مقایسه کنید ما را با مبلغان ادیان دیگر یا حتی فرقه های و نحله های ضاله که با تسلط بر زبان های را یج و غیر رایج چه فتوحاتی به دست آورده اند وهرروز انسان های بیشتری را جذب افکار باطل خود می کنند و ما که متاعی فطری زا در اختیار داریم که به محض ارائه صحیح چون مطابق فطرت انسانی است به سرعت مورد پذیرش قرار می گیرد هنوز به خاطر زبان در جا می زنیم و راکدیم.

اهتمام به زبان یک عزم ملی می خواهدو یک انگیزه معنوی .اوقات کثیری از فرزندان ما در مدرسه و دانشگاه و آموزشگاهها صرف زبان می شود و نتیجه آن نزدیک به صفر است. چیست دلیل آن :روش ها ناکارآمدند یا افراد فاقد انگیزه یا اولیای تربیتی فاقد برنامه ریزی یا تشکیلات تبلغی ناتوان از بکارگیری؟

اگر روزی باز خواست شویم که علت گمراه شدن کسانی در جهان و نا آشنائی آنها با صاحب الزمان ما بوده ایم که اهتمام به نشر و تبلیغ به زبان آنان نکرده ایم چه پاسخی خواهیم داشت؟!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه چهارم شهریور 1390 و ساعت 19:44 |
صاحب "قدر"!

شگفت پدیده ای است این "زمان" که خدایش آفریدو نمودش در گذشت ثانیه ها و لحظه ها و ساعات و روزان و شبان و ماهها و سال ها و قرون و اعصار جلوه گر است و سرمایه انسان را پاره هائی از آن قرار داد تا با اراده و عمل خود از آن سرمایه خویش را بهشتی سازد یا دوزخی!

و شگفت تر آنکه این پاره ها رابه حکمت بالغه اش یکسان و همسان نساخت :لحظه هائی را "لحظه های برین" و روزها ئی را "یوم الله"و شب هائی  را شکوهمند نام نهاد و از میان همه آن شبها شبی را "قدر" نامید و آنرا شکوهمند ترین ساخت و ارزشش را برتر از هزار ماه فرمود...

براستی چیست منزلت "لیله القدر"ی که شکوهمند ترین شب سال است ("وما ادریک ما لیله القدر"؟!)که در آن شب"روح "و فرشتگان به اذن الهی با "بسته تقدیر"-که هر امری در آنست-بر "ولی خدا" فرود می آیند و تا طلوع فجر  "سلام "است و سلام ؟!

حکمتش را خدا داند و ولی او در این زمان ولی الله الاعظم (که خدایش "ولی عصر و زمان "و بلکه صاحب الزمان " نامید )و شب قدر شب اوست که تقدیر ها بر او فرود آید و او عین الله الناظر برتقدیر هاست...

هر چه هست این رابطه ، رابطه زمان است با صاحب زمان و خدا با ولیش که رمز و راز"قدر" در آن نهفته است و برترین کار در این شب پیوند با خدا و اولیای او و این است راز نزول دعای فرج در این شب...

و چه معنا دار و حکمت مداراست پیوند این شب ها با صاحب ولایت  امیر مومنان صلوات الله علیه و آله که پیوندی جاوید و گویاست.

افزون بر آنچه گفته آمد شب های قدر یاد آور عروج استاد گرانمایه ماست (مرحوم خادم الحجه قدس سره)که وامدارحق تعلیم و ارشاد معنویش هستیم در معارف الهی و پیوند مهدوی و آئین خدمتگزاری که همین شب ها به محضر موالیش وارد شدو عمر یکصد ساله اش در ارشاد مردمان به ساحت قدسی "صاحب الزمان"جاودانه شد...

باشد که ما هم با "ولی عصر" و "صاحب قدر" و "صاحب الزمان"سلام الله علیه پیوند گیریم و به حبل ولایش متمسک شویم و در راه او توفیق خدمتگزاری یابیم ان شاءالله...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 و ساعت 10:33 |
ماه گشایش!

ماه افتتاح و گشایش از راه رسید:اللهم انی افتتح الثناء بحمدک...

پروردگار شهر الله را در ملکوت نیایش افتتاح درهر شبش فریاد می کنبم:

اللهم اعزه و اعززبه و انصره وانتصربه،و افتح له فتحا یسیرا...

گشایش گره های بسته ،آرامش دل های خسته، نجات بخش انتظامات از هم گسسته ،

کشتی های به خاک نشسته...

کرامت کن مارا به خاطر آن وجود عاطر ،بیش از آرزوهامان ای بخشنده بخشایش گر:

واعطنا به فوق رغبتنا...یا خیر المسئولین و اوسع المعطین!

عطر خوشبوی رمضان از پنجره ملکوتی شعبان،گوارای وجود پاکتان باد!

می شود این رمضان،موعد فردا باشد؟
آخرین ماه صیام غم مولا باشد؟
می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال،ظهور گل زهرا باشد؟...

ماه زیباو دلنواز وملکوتی خدا،ماه پاکی و عبودیت و نیایش،ماه افتتاح و ابوحمزه وسحر،ماه قرآن و دعاو قدر،با شبی برتر از هزار ماه وسراسر رحمت و مغفرت،ترنم سبوح قدوس در سرسرای لحظه هایش،گوشنواز آشنایان قدسیانشِ،بر صاحب قدر و زمان ،مولای شعبان و رمضان،امیرعدالت گستر جهان،و همه پویندگان تقوی در ضیافت نور و صیام و قرآن،مبارک باد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه یازدهم مرداد 1390 و ساعت 23:14 |
هشدار ناصحان!
 
رسول جعفریان،مورخ ،پژوهشگر و نویسنده و رئیس مرکز اسناد و کتابخانه مجلس شورای اسلامی در مقاله ای ناصحانه مسائلی را مطرح نموده که به لحاظ اهمیت موضوع بخشی از آن را به نقل از سایت آینده نیوز نقل می نمائیم:
"یكی از آثار بالا گرفتن منازعات سیاسی در چند سال اخیر، دور شدن مراكز علمی و مذهبی ما از كارهای علمی و تبلیغی ارزشمند در حوزه دفاع از دین و مواجهه با تبلیغات مسیحیت بهائیت و در نتیجه میدان داری آنهاست.

این در حالی است كه فشار تبلیغات مسیحی ـ بهایی طی سالهای اخیر به دلیل ضعف كارهای فرهنگی ـ تبلیغی، نپرداختن به بررسی و نقد این قبیل ادیان و آیین ها، درآمیختن بیش از حد دین و سیاست، و بیش از همه دلخوری ها و عصبانیت ها از برخی اقدامات غلط كه هرچند نابجا به پای دین نوشته می شود، بیشتر و بیشتر شده و می رود تا لطمات جبران ناپذیری را در میان نسل جدید فراهم آورد.

مهم آن است كه امروزه دیگر مقابله با نظام صرفا جنبه سیاسی ندارد و مسائل مطرح شده، مشكلات فكری، توسعه شبهات و ریشه گرفتن جریانهای انحرافی، به بنیادهای فكری ـ دینی جامعه لطمه وارد كرده و موجب پدید آمدن خلاء دینی و مذهبی و به عبارتی رواج بی دینی در برخی از جوانان شده است.

روزگاری در قم، موسسه در راه حق، یك تنه برابر تبلیغات مسیحیت می ایستاد و تأثیر شگرفی هم در آن دوره داشت، اما امروزه در قم مركز خاص و موثری كه در این باره با رویكرد تبلیغی ـ علمی كار كند وجود ندارد. طبعا نباید انتظاری از دانشگاه ادیان داشت كه كارش علمی است و آنچه منتشر می كند، پژوهشی. البته هرچند وجود مراكز علمی ـ تبلیغی مهم است، مهمتر میزان تاثیر آنهاست.

انجمن حجتیه كه روزگاری كار جلوگیری از تبلیغات بهائیان را بر عهده داشت، به دلایلی... كاملا از صحنه كنار گذاشته شد ...اما به هرحال در عوض آنها تشكیلات یا موسسه ای كه بتواند جای آن را برای مبارزه فكری منظم با بهائیت بگیرد ایجاد نشد...
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه سوم مرداد 1390 و ساعت 5:57 |
مشک فشان!

اگر از شمیم روح انگیز شعبان ،عطر جاودانه ای بر مشامتان نشست ،بخوانید:

"نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد"

و به هوش باشید  این مشک فشانی جان عالم را جوان می کندکه:

"عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد"!

مگرسرخی شقایق ـنشانی از خون مظلوم کربلا ـنیست که سالهاچشم نرگس ،نگران اوست:

"ارغوان جام عقیقی به چمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد"

نوید دهید بلبل را که تطاول های خزان و اندوه هجران به پایان می رسد

 و او فریاد زنان به استقبال بهاران می شتابد:

"آن تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سرا گرده گل نعره زنان خواهد شد..."

حالیا شعبانیان،لحظه های مبارک این بزم ملکوتی را از دست مدهید

 و این شب های قدر را فرو منهید تا خدایتان طومار غیبت فرو پیچد و فرج را تحقق بخشد

و شما چشم براهان ،"یارتان " را در رمضان-از آغاز تا انجام ـ در آغوش گیریدو با او نماز و نیاز کنید:

"ماه شعبان مده از دست قدح، کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد...."

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در یکشنبه نوزدهم تیر 1390 و ساعت 23:13 |

شاهد بقیع!

سلام بر یقیع که شاهد مظلومیت آل الله است در طول چهارده قرن جفا و ستم...

باورت نیست وقتی به یکباره خود را در مدینه می بینی آخرین روز بهار،هنوز در صد متری روضه نورانی نبوی ،فرزندان پیامبر را در غربت و مظلومیت ببینی ،بر مزار هاشان تنها سنگی و نگهبانان شقی مانع زیارت و سلامی و افشاندن حتی قطره اشکی....

اف بر دل های سیاه و عقل های محجوب و ذهن های فرو رفته درجهالت که به اسم جلو گیری از شرک،با اصل توحید به مبارزه برخاسته اند.از کی بوسیدن پای کفار برای نجات از تیغ صدام و کشاندن لشکر ابرهه امریکا به منطقه و کشتن مردم معترض و پناه به طاغیان مستبد ،توحید نام گرفته است و سلام و درود و زیارت فرزندان پیامبر خدا شرک؟!

اینجا از کنار بقیع با قلبی شکسته و اندوهبار و چشمی گریان،خدایا شهادت می دهم که از اینهمه شرک بیزارم.

شهادت می دهم که قلب و روحم با آل الله است و دین و اعتقادم ،آموزه های آنان

شهادت می دهم که آنانند امنای رحمن و منار تقوی و اصول دین و معلمان قرآن و اسوه های ایمان

شهادت می دهم ظلم طاغیان را بر جگر گوشه های حبیب تو در کنار روضه منورش در مدینه مظلوم...

و مویه می کنم همینجا به آستان ربوبیت که :

برسانی منتقم خونشان را که پایان دهد عصر شقاوت را و آورد روزگار عزت شان را...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه چهارم تیر 1390 و ساعت 12:11 |

"جمیع خیر"!

رجب هم از راه رسید و بوی پیراهن یوسف به مشام رسید...

مگر نه که هر شب و روزش در تعقیبات هر فریضه، "کلَ خیر "را زمزمه کردیم و رجای

خود را به محضر قاضی الحاجات فریاد نمودیم که :

یامن ارجوه لکل خیر ...اعطنی بمسئلتی ایاک ،جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره ...

ای که "همه خیر "را از تو امید دارم ...خواسته ام را عطا کن :جمیع همه خیرات دنیا و

خیرات آخرت را...

آن وجود مسعود که جامع همه خیرات دنیا و عقباست را می جویم ،او را عطایم کن!

نه که بوی پیراهنش را از همین نزدیکی ها ،یعنی از شعبان احساس می کنم؟!

از نیمه رجب تا نیمه شعبان راهی نیست...از مولود کعبه تا آغازگر قیام از کعبه...

از الگوی عدالت (امیرالمومنین )تا تحقق بخش عدالت (خاتم الوصیین)...از علی تا مهدی!

روزان و شبان رجب را با آن "خیر "مطلق "همراهیم که شمیم پیراهنش جانمان را هوائی

کرده است!

ما از هم اکنون عزم شعبان کرده ایم، آن جامع و جمیع خیر را  به ما برسان!

ای یوسف خوشنام ما، ای دلبر و مقصود ما،ای قبله و مقصود ما

خوش می روی بر بام ما،در گل بمانده پای ما،نظُاره کن بر حال ما...

یابن الحسن  ، روحی فداک  ... متی ترانا و نراک ؟!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه چهارم تیر 1390 و ساعت 12:7 |
ما و علائم ظهور

غیبت امام عصر ارواحنا فداه،بی شک حکمتی در دل حکمت های بالغه الهی دارد...

آزمون خلق در وفاداری به پیمان،نگاهداری حجت خدا از گزند دشمنان،سنتی الهی همچون سنن انبیای پیشین،رازی الهی که افشایش ناخشنودی پرسشگران را بدنبال دارد(استناد به آیه شریفه"لاتسئلوا عن اشیاءان تبدلکم تسوءکم")و...از جمله مواردی است که در روایات علل غیبت آمده است.

به دنبال وقوع غیبت،انتظار ظهور و فرج الهی وظیفه خطیر رهروان امامت معرفی  و در روایات وظایف متعددی برای منتظران نام برده شده است:

وفاء به پیمان ، تقوا ، محاسن اخلاق ، دعای کثیر بر فرج ، مرزبانی و...

در این میان ماهیت ظهور ،بدائی معرفی شده و بر چشم براهی همیشگی در روزان و شبان غیبت تاکید شده است:

"امر فرج صاحبت را هر صبح و شب منتظر باش" و

"خداوند ظهور او را یک شبه اصلاح می فرماید"...

روایات علائم ظهور بر این اساس ،همه بداپذیر و از دایره شروط ظهور خارج هستند.لذا ظهور شرطی ندارد که علائم ظهور بتوانند آن را حد بزنندچه رسد به تطبیق علائم با این و آن که بدون مبناست.

باید وظیفه را شناخت و به آن عمل نمود که در روایت است:

"کسی که این امر را بشناسد ،نزدیکی و دوری فرج،به او زیان نمی رساند..."

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:36 |
 نوروز و آمادگی

اگر نوروز ، روزی نو در طبیعت و زندگی نیست ، پس بگوئید از چه رو "نوروز" 

نام گرفته است؟!

روزی نوین است بخاطر حلول "بهار"ی خرم و زیبا از پس خزانی دیرپا و زمینی

 مرده و خشک...

آنکه "بهار "را منتظر است خانه را از هرچه سیاهی و غبار و آلودگی است می

 روبد تا بهار را با پاکی ملاقات کند و این معنی آمادگی است : آمادگی حقیقی 

در گرو فاصله گرفتن از تباهی و سیاهی ولحظه شماری برای در آغوش کشیدن

 بهاران است...

هرکه نوروز را ،روزی نو در جهان می خواهد خانه را از هرچه کهنگی و روزمرگی 

است پاک می کند تا شایسته حضور دوست شود و مقدم بهار  را با عطر و سبزه 

و شیرینی پذیرا می شود.

 این است فلسفه آنچه که در فرهنگ خود شنیده و خوانده ایم که اهل البیت 

علیهم السلام،نوروز را پاس داشته اند و فرموده اند،نوروز را گرامی بدارید که 

روز فرج ما خاندان نبوت است...

ما را با بهاران ،پیمانی است که هر روز آن پیمان و عهد را تازه می کنیم و بر آن

 پای می فشریم. 

هر سال و همیشه بهاران را شائق و چشم به راه و هواداریم اما امسال بیشتر

 وبیشتر ،چرا که خون مظلومان و منتظران را این گوشه و آن گوشه جهان  می 

بینیم که برخاک ریخته می شود و فریاد رسی نیست ،حامی و پشتیبانی نه...

اشک یتیمان و همسران جاری و فریاد استغاثه بلند...

همچون هماره،فریادش می کنیم آن بهار مردمان  و شادابی روزگاران را که هر

چه زودتر فرارسد تا خزان و ستم  را از جهان  بروبد و خرمی و داد را  جایگزین 

نماید و زمین مرده رازنده و شاداب نماید:

السلام علیک یا ربیع الانام و نضره الایام ....

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه یکم فروردین 1390 و ساعت 9:9 |

یک اُمٌت !

آهنگ رحیل را از کاروان زندگی می شنویم و در فراق عزیز سفر کرده سر در جیب تفکر فرو می بریم...

خوشا به حالمان اگر باور کرده باشیم آنها تنها گامی از ما پیش ترند و ما به زودی به آنان ملحق خواهیم شد: "انتم لنا فرط و انا ان شاءالله بکم لاحقون"

سالی است که در فراق استاد انگشت تحیر به دندان گرفتیم که جای خالی آن عزیز را جگونه پر کنیم که نتوانستیم.از سویدای جان وجدان کردیم که :

"اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شیی"

راستی کدامیک از شما باور نکرد جای مرحوم مبرور مهندس عصار اعلی الله مقامه،علیرغم تلاشهای یاران همچنان خالی است و آن شکافی که با در گذشت او در همه زمینه ها به وجود آمد را کسی نتوانست پر کند.

پس ای خدای جابر و جبار ،خود به قدرت بالغه ات آن کاستی و شکاف را چاره ساز.

                        ***

از کاروان منتظران یک تن کم؟ نه یک امت کم!

اگرچه ما چشم به ارباب داریم اگر یاوری از یاورانش کوچ کند سر او سلامت باد...اما غمی که از فقدان سرداری بر چهره اش می نشیند را چگونه چاره کنیم؟

شاید اگر پرچمداری پرچم او را بردارد، عالمی درس او را تکفل کند،پژوهشگران تحقیقات او را به پایان برند،جوانمردی کارهای خیر او را ادامه دهدو جمعی از یاران به انجام کارهای ناتمام او اهتمام کنند،غم نشسته بر چهره مولا را تا اندازه ای بکاهند...

به قربان چهره نورانی اش که وقتی غم بر چهره اش می نشیند دل را آتشکده می کند،چشم ها را بارانی...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه بیستم اسفند 1389 و ساعت 22:26 |
چشم به شفاعت حبیب!

رسول خدا-که درود بی پایان به روان جاویدش بادـرا زیارتی است از راه دور :"زیارت از بعید"...

هر از چندگاه،آیه های مهر و معرفت را در این دیدار روحانی با آن حبیب نورانی زمزمه می کنیم:

اللهم اجعل جوامع صلواتک ونوامی برکاتک و فواضل خیراتک و شرائف تحیاتک و تسلیماتک...علی محمد عبدک و رسولک و شاهدک و نبیک و نذیرک و امینک و مکینک و نجیک و نجیبک و حبیبک و خلیلک و صفیک و صفوتک و خاصتک و خالصتکو رحمتک و خیر خیرتک من خلقک نبی الرحمه و خازن المغفره و قائد الخیر و البرکه ومنقذالعبادمن الهلکه باذنک...اللهم صل علیه و علی اهل بیته صلوه ترضاهالهم و بلغه منا تحیه کثیره و سلاما و آتنا من لدنک فی موالاتهم فضلا و احسانا و رحمه و غفراناانک ذوالفضل العظیم...

آنگاه ،آن حبیب ربانی  را نزد خدا شفیع قرار می دهیم ومی خوانیم:"پروردگارا به مقام و منزلت پیامبر و اهلبیتش ما را در دنیا و آخرت آبرومند و موجه فرما و از مقربین درگاهت قرارمان ده"...و سپس روی خطاب را به رسول الله می کنیم و می گوئیم:"پدر و مادرم به فدای شما باد ای فرستاده خدا و ای بهترین خلائق.با توجه به شما به خدا روی می کنم تا گناهانم را بیامرزدو عملم را بپذیردو حوائجم را برآورد.شفیع من باشیدنزد پروردگارکه او بهترین پاسخگو و شما بهترین شفیع هستید...

فکن لی شفیعا عند ربک و ربی ،فنعم المسئول المولی ربی و نعم الشفیع انت یا محمد(ص)...

در این روزهای متعلق به آن عزیز،چشم داریم به شفاعت آن حبیب...!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 و ساعت 12:22 |

اجتماع قلوب در وفای به عهد

  دوست نا شناخته ای با اشاره به سخنی از امام عصر ارواحنا فداه در نوشته وبلاگ خود منتظران را به پیمان بر"اجتماع قلوب" در یاوری آن خسرو خوبان فراخوانده که زیباست...

 ومن اضافه می کنم:"اجتماع قلوب در وفای به عهد"...

چنانکه در پیام حضرتش آمده است :

وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ .

اگر چنانچه شیعیان ما –که خداوند به طاعت خود موفّقشان بدارد- در راه وفا به عهدی که بر آنان است اجتماع می نمودند ، میمنت ملاقات ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار زودتر نصیب آنان می گشت، دیداری بر مبنای شناخت راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما. پس ما را از ایشان دور نمی‌دارد مگر آن دسته از کردارهایشان که برایمان ناپسند و ناخوشایند بوده و از آنان روا نمی داریم.و خداوند یاری کننده است و ما را کفایت می نماید و وکیل خوبی است و درود او بر سید بشیر و نذیر ما محمد و خاندان پاکش. (الإحتجاج ۲/ص479)

شناخت "عهد" گام نخست است و گام دوم "همدلی" با دیگر هم پیمانان در استواری بر این پیمان.

ما چه پیمانی با امام خود داریم وامام ـ که جان ها فدایش ـ از ما چه خواسته اند؟

راه و رسم "یاوری" امام چیست؟ راه و رسم "همدلی منتظران"کدام است؟

براستی آنچه تا به حال کرده ایم در حذف منتظران با نام" حجتیه "و...بر اساس فرمان امام مبنی بر "وفای به عهد" و "اجتماع قلوب "بوده است ؟!

به فدای رخ پیامبرگونش که از غصه دوست و دشمن ،نیلگون است...

نسیم سر خوشی که از کرانه ها عبور می کنی
و ای بهارکه کوچ تا به جلگه های دور می کنی
یقین که یک زمان از این دیار هم عبور می  کنی

به ما بگو که ای عزیز روزگار کی ظهور می کنی!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه هفدهم دی 1389 و ساعت 9:28 |