يك اربعين بر مائده معارف
آرى چهل سال از آن اتفاق فرخنده وآن آغاز مبارك كه صفحه جديدى در نشر معارف الاهى گشود، گذشت و ما اكنون حمد و سپاس و شكر و تقدير داريم بر نعمت عظمائي كه استاد قدس سره ، مزد خدمتگزاريش ناميد و پاداشي براى آن تلاشهاى خالصانه  شمرد.تلاشهائى كه در دفاع از حريم صاحب الزمان سلام الله عليه و مرزبانى از برج و باروهاى دين  و دفع دشمن گمراه و مكّار و همكار ابليس وآن فرقه ضالّ و مضلّ  انجام مي گرفت كه  عزم كرده بود در غيبت امام عصر ارواحنا فداه بسان گرگان خونخوار بر رمه بى پناه هجمه برد و از حوزه اسلام و آحاد مسلمين  كسانى را به دام گمراهى و مرگ ضلالت  خويش افزون كند...استاد قدس سره خود پيشواى اين جهاد شد و چنانكه خود فرمود با توسل به ذيل عنايات رضوى و امداد ساحت قدسي مهدوى ، با شيوه متين علمى و صبر و حكمت و ادب و نظم و نوآورى ، با تربيت مرزبانان ، قيام نمود و دشمن اضلالگر را تا وقتى كه اجازه داشت منكوب و مخذول و دستشان را كوتاه نمود....
آرى،اربعينى بر مائده معارف  متنعم بوديم: خوانديم و نوشتيم و آموختيم و درس داديم و گفتيم و منتشر ساختيم واز بركت اين فرايندها تهذيب نصيب شد و معرفت و نورانيت وفرقان و ايمان و ره آوردش  قرائتى از دين شد كه عاري بود از اختلاط و امتزاج معارف دينى با آموزه هاى مشوب وغير الاهى و دستاوردهاى ظلمانى مكاتب بشري و انديشه هاى وارداتى يونانى و شبه عرفان هاى ظلمانى و هرچه بيشتر آموختيم عظمت مكتب در تقابل با انديشه هاي بشرى ، بيشتر آشكار شد و استقلال نظام شناختى مبتنى بر فطرت  و برگرفته ازكتاب و سنت هويدا و ساختار نورانى معارف بلند قرآنى و علوم نبوى و و ولوى ظاهر و هويت مستقل اين نظام نورانى در سايه اين تعليم و تعلم ها بيشتر نمايان شد...
اكنون به بركت چهل سال تعليم و تعلم آن  دروس نورانى و تربيت  صدها مدرس و معلم وهزاران درس آموز مطالب  وحيانى، غربت حاكم بر آن مبانى تا اندازه اى مرتفع شده و اشتياق به دانستن و شناختن اين  دروس بيشتر و بيشتر شده به نوعى كه هر روز طالبان بيشتري براى استماع و فهم اين آثار اظهار آمادگى مي كنند و براى حضور در اين كلاس ها اشتياق نشان مى دهند و آثار مروجّان و نويسندگانى اين آثار خوانندگان بيشترى پيدا مى كند.  چهل سال قبل  در اردي بهشت ٥٢ كه  استادمهر سكوتى كه به خاطر نخست اشتغال به ماموريت خدمتگزاري و سپس عدم آمادگى اجتماعى بر اب زده بود باز شد گمان نمى رفت به اين زودى جامعه آمادگى دريافت اين مباحث را داشته باشد اما سپاس خداى را كه به بركت اين تعليم و تعلم ها و تبليغ ها شرايط فرهنگى و اجتماعى آماده شد و هر روز موج اين حركت دامنه بيشتري پيدا مي كند و وظايف بيشتري را براى متحملان اين معارف  افزون مي كند.
به روان پاك استاد قدس سره درود مي فرستيم  و علو درجاتش را مسئلت داريم.شكرانه نعمت اين معارف كه او نمى از يم علوم امام عصر ارواحنا فداه مي شمرد و نشر و گسترش آن را موجب آمادگى بيشتر قلوب براي  پذيرش آن حضرت معرفى مي كرد تلاش مضاعف حاملان  اين مبانى را مى طلبد تا هم معارف سره نشر يابد و هم به بركت اين تلاشها در فرج صاحب اين علوم تعجيل شود و بيايد روزگارانى كه اين معارف از دولب مبارك آن حضرت استماع شود و انفاس قدسيه آن بزرگوار ، طوفان دانش و تقوى و تهذيب در قلوب بپاكند تا وعده يعبدوننى لا يشركون بي شيئا تحقق يابد.
شكرانه نسيم معطر معارف كه يك اربعين بر جان هاى ما وزيد نشر اين عطر خوشبو بر جان هاى تشنه ديگر است كه زكاة العلم نشره. هر روزه بخوانيم الحمد لله الذى هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدى لولا ان هدانا الله و بدانيم و متذكر باشيم كه لئن يهدى الله بك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 و ساعت 8:29 |
                                          فريادهاي "المستغاث"

وقتى شنيد قبر "حجر" را دريده اند و مقبره "جعفر"را به آتش كشيده اند تا از شيعيان على انتقام بستانند، نگاهش از فرط حيرت  از اين همه قساوت به گوشه اى خيره ماند و حتى اشك هم برگونه اش خشكيد تا نشان بهتى باشد از آنهمه شقاوت وعداوت و رذالت...تنش لرزيد و با خود گفت: نوبت سوم به سراغ كدام قبر خواهند رفت؟ قبر فرزندان على و زهرا؟! بي تاب شد و سر بر ديوارگذاشت و با حالت اضطرار به تبعيت از استاد دست بر سرنهاد و مويه كنان فرياد زد:

المستغاث بك يا صاحب الزمان...

با خود گفت فرزندان القاعده و سپاه صحابه و جند الله و حزب الفرقان و جبهه النصره و جماعت تكفيرى ، بقيه السيف همان "جحدة الكفره" اند نماد" احقادا بدرية و خيبرية و حنينيه"، سرشار از كينه آل على كه گوياآتش زدن باب بيتى كه رسول خدا بر آن بوسه مى زد وشكافتن فرق على و تيرباران تابوت مجتبى و قتل عام  شهيدان كربلا و اسارت آل الله و مقتول و مسموم كردن ائمه هدى، قلب سنگشان را التيام نداده كه حالا شيعيان على را هركجا كه باشند زنده يا مرده و حتى قرنها در خاك خفته، پيدا كنند و با گلوله و بمب و شمشير و انفجار تكه تكه كنند و نبش قبر نمايند و انتقام گيرند... دلش آتش گرفت و فرياد زد:

المستغاث بك يا صاحب الزمان...

انديشيد: مگر آل على چه كردند با اين امت كه بايد اين خشونت ها بر آنان فرود آيد؟ نه كه سه روز گرسنه ، روزه گرفتند و ايثار كردند و نان خويش به يتيم و مسكين و اسير بخشيدند تا
اندوه گرسنگى از چهره آنها بزدايند به قيمت ناتوانى و رنج وضعف خويش؟!

نه كه خانه شان پناه فقيران بود و ملجاى درماندگان و شانه هاشان مجروح بود از كشيدن كيسه غذا براي يتيمان و غريبان و بيوه زنان و كلامشان نور بود براى گمراهان و علمشان روشنگر بود براى دانش پژوهان و شمشيرشان آخته بود براى دفع قاسطان و مارقان و ناكثان و صلحشان حفظ و امان بود براى مومنان و قيامشان ضمان بود براى حفظ قرآن و اسلام و اهل ايمان...آيا سزاشان مرگ بود و زهر بود و شهادت و اسارت ...و سزاى يارانشان، زندان و انفجار و كشتار و نبش قبر وآتش زدن مزار و قتل عام؟ دگر بارخواند:

المستغاث بك يا صاحب الزمان...

با خود گفت: بس نبود افكندن نخل قامت آل الله و فرزندان فاطمه در گوشه گوشه زمين، كه مزارشان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 12:41 |
خواب ، مكاشفه و شهود!

با اينكه " عقل" به عنوان حجت درونى، و "رسولان الاهى" به عنوان حجت برونى ، دو چراغ نهاده الاهى براى راهيابى انسان به سعادت ابدى هستند، داعيانى هوىٰ مدار، هميشه خواسته اند اين دو حجت را كنار زده و به دستگيره خواب و مكاشفه و شهود،ياقته هاى غير عقلانى و غير وحيانى خود را به جاى حقيقت، تحميل كنند و دريغا كه هميشه مشتريانى هم از ناآگاهان پيدا مى كنند!

براى رسيدن به حقيقت،نه خواب، حجت است و نه مكاشفه وادعاهائي بنام شهود.

عقل فطري( نه عقل صناعى و تفلسف) كه در دسترس همگان است، راهنماى انسان براى رسيدن به خداو شرع است و بقيه راه را وحى نشانش مي دهد و او در مشهد عقل ، طى مسير مى كند تا سعادت جاودان دنيا و عقبىٰ را در آغوش كشد و نيازمند چيز ديگرى نيست.

هر ادّعا ويافته اى كه بر خواب و مكاشفه و شهود استوار باشد اما منطبق بر عقل فطرى و وحى نباشد، بافته اى باطل است اگر چه پر زرق و برق و زيبا وشگفت، جلوه كند كه اصولا ابليس از همين طريق به مقابله با عقل و شرع اقدام مى كند تا در برابر مكتب انبيا، بديلى بسازد و انسانها را گمراه سازد.

اين روزها ، اطراف خود را جستجو كنيد و ببينيد چقدر بازار خواب و مكاشفه و شهود، داغ است حتى در ميان داعيان دين واصحاب قلم.

مي نويسند و مي گويند آنچه را كه نه با عقل سازگار است نه با اصول مسلّم وحى و دريغا كه در رسانه ها هم اين مبانى بيشتر جولان دارد.

به جاى چرخيدن بر مدار وحى و نقل از آن، استناد مي كنند به حرف يا خواب فلان عارف و قصه و شهود و سخن بهمان صوفى يا فيلسوف در حاليكه مدعا خلاف مستندات مسلّم ثقلين است ...

صلوات خدا بر حضرت صاحب الامر(عج) فرمود:

طلب المعارف من غير طريقنا، مساوق لانكارنا جستجوی معارف جز از طریق ما ، برابر انکار ماست...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 22:22 |
فراموشي خدا !

انسانيم و فراموشكار ، از نسيان مشتق باشيم يا از انس ، نتيجه هردو ابتلا به فراموشي است:

گذشته خود را، خطاهاى خود را، ضعف هاي خود را، ولىّ نعمت خود را ، هدف خود را، غايت زندگى  و تعهدات و پيمان ها و وظايف خود را ، ذوي الحقوق خود راو بسياري از بايد و نبايد هائي كه بايد انجام دهيم يا ترك كنيم را فراموش مي كنيم!

از همه اساسى تر و پر مخاطره تر فراموشي خداست...

خالق مهربان، مدٌبر جهان، داناي آشكار و نهان، مرسل پيامبران، بالابرنده ضعيفان ،شكننده صولت مستكبران، روزي دهنده  آفريدگان،شكافنده صبح، دادار گيتى، مالك وجود و خلاصه در يك كلام فرمانفرماى هستى را فراموش كرده و در سايه اين فراموشي ،هرعملى را مرتكب مي شويم و نتيجتا هرچه مي خواهيم تركتازي مي كنيم...

نتيجه دهشتناك اين فراموشي،دامن خودمان را مي گيرد، كم كم خود را هم فراموش مي كنيم كه كيستيم و از كجا أمده ايم و چه بايد بكنيم و به كجا بايد برويم :

نسواالله فأنساهم أنفسهم...

فراموشي خدا ، اساس همه خطاها و لغزش ها و سقوط هاست و دريغا كه  خطر فراموشي را هم فراموش مي كنيم و در غفلت ها غوطه ور مي شويم وبه درجه چهار پايان تنزل مي كنيم و جز به خوراك و لذت نمي انديشيم بلكه انديشين را هم فراموش مي كنيم!

اما ، آن مهربان مهربانان، درمان فراموشي را كه "ذكر= ياد"است، فرارويمان نهاده است و مذكّرانى را هم برايمان گسيل داشته است:

فاذكروني، أذكركم...انّما أنت مذكّر...فذكّر فإنّ الذكرى تنفع المومنين...

"ياد خدا" نه تنها بر زبان كه در سويداى جان، نه گاهى كه هر زمان،

رمز سعادت است و رضاى رحمان! 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 و ساعت 5:20 |
خرّمی روزگاران!

"بهار " ، نماد تازگی وطراوت و رویش و امید و روزگاری نو برای انسانهاست.

چیست راز شگفت نامیدن امام عصر ارواحنا فداه به "ربیع الانام=بهار انسانها" اگر مقصود بهار انسانیت نیست؟!

عبور تاریخی انسان های خزان زده و درگیر قحطی معنا و معنویت، علم های سترون و برنامه های بی نتیجه، واژه های مرده و اسیرجنگ و جهل و جمود و جدل و جدائی ، به شرایط متفاوت رویش و دانش و بینش و جوشش و تابش و درخشش انوار الاهی و طراوت ورفاه و خرّمی و فراوانی ونیز امنیت و توحید و عبادت و شادمانی...

تفسیر ربیع الانام را باید در صفت و عبارت بعدی جستجوکرد:نضره الایام=خرّمی روزگاران!

روزگاران عمر انسان و انسانیت،چگونه خرّم می شود؟آیا فقط با شکوفه زدن درختان و رویش چمن،روزگاران بشریت خرّم می شود؟!

روشن است که با عدالت و ایمان و محبت و معنویت ومحو ظلم و ستم و جهل انسانها به خرّمی می رسند.

پس بهار انسانها،آن موعود و منجی مبارک قدمی است که روزگاران انسانیت را به خرمی برساند نه هر مدعی بهار که با اهداف حقیر و از طریق فریب برای پیروزی بر رقیب و رسیدن به عنوان رئیس،شعار "بهار" دهد و یقین به رجعت مردگان مسیحی برد و داعیه زمینه سازی مهدویت کند و پندارد که با یارانه و شعار و حرف توان ایجاد عدالت و خرمی روزگاران دارد،هیهات!

این دو عبارت فرخنده را در سلام به جان جانان،این روزها بخوانیم و عرض کنیم :بهار طبیعت بهانه ای است زیبا برای تمنای بهار دلها و رهائی انسانها به دست منجی دوران ها و عرض ارادت به آن مایه خرّمی روزگاران:

السلام علی ربیع الانام و نضره الایام ...سلام بر بهار آدمیان و خرّمی روزگاران حضرت مهدی صاحب الزمان، که خداوند ما راتوفیق خدمتگزاری به آستانش دهاد!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 و ساعت 13:29 |
  امروز عصر مسابقه هاست ! تلاش برای رسیدن به جایزه ها:شتاب ،سرعت و رقابت!

حضور در این مسابقه ها و نیز داغ کردن تنور آنها صحیح است یا غیر صحیح؟!

سبقت گرفتن بر یکدیگر ، سرعت گرفتن و شتاب ، رقابت های فشرده ، دویدن و نفس نفس زدن برای رسیدن به جایزه نفیس را ، "مسابقه" و "مسارعه" و "تنافس" گویند و جالب است بدانیم که : این هرسه،واژه های قرآنی هستند!

برای رسیدن به کدام جایزه باید سرعت گرفت؟(مسارعه)

برای وصول به کدام هدف باید از دیگران سبقت گرفت ؟(مسابقه)

برای رسیدن به کدام جایزه نفیس باید نفس نفس زنان،از دیگران پیشی گرفت؟(تنافس)

پاسخ های قرآن را بشنویم:

یکم: شتاب در انجام کارهای خیر

اسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً،(بقره148)

 إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ (انبیاء90)

أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ(مومنون61)

دوم: تلاش برای توبه و کسب آمرزش و مغفرت الاهی

وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ(133آل عمران)

سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رسُلِهِ ۚ(حدید21)

سوم: رسیدن به فردوس و جنان و بهره گرفتن از انواع نعمت های بهشتی!

إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيمٍ عَلَى الْأَرائِکِ يَنْظُرُونَ  تَعْرِفُ في‏ وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعيم يُسْقَوْنَ مِنْ رَحيقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْکٌ وَ في‏ ذلِکَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ (مطففین22-26)

اگر قرار است مسابقه دهیم ،مسابقه بدهیم اما مسابقه در بهترین کارهاو خیرات!

اگر شوق سرعت و زود رسیدن داریم زودتر مغفرت الاهی را در آغوش گیریم زیرا نمی دانیم تا لحظاتی دیگر هستیم یا نه و توفیق توبه و بازگشت خواهیم داشت یا نه!

اگر دنبال جوایز نفیس هستیم جرعه رضوان الاهی را در بهشت الاهی هدف قرار دهیم!

ما نفس زنان و پر شتاب برای وصال یوسفمان که اصل خیرات است و ولی نعمت ما و نماد بلکه اصل رضوان  و جنان الاهی است مسابقه ومسارعه و تنافس خواهیم داشت در بازه لحظه های زندگی و پهنه رفتارها و کردارها و تلاش هامان!

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در یکشنبه ششم اسفند 1391 و ساعت 11:27 |
صبر جمیل!

"صبرو شکیبائی" زیباست! بهانه همراهی با خدا ،کلید دوستی با معبود و دریافت بشارت از اوست! "صبر" گوهری است که جز خداوند منزلت و جایگاه آن را نمی شناسد و پاداش "صابران "را بیرون از شمارش ،وعده نموده إنَمَا يُوَفَى الصَابِرُونَ أجّرَهُم بِغَيرٍ حِسابٍ  و تعابیر زیبائی همچون اینکه "من با صابران هستم"و "صابران را دوست می دارم "و "بشارت باد بر صابران" و "صلوات  و رحمت بر آنان که در مصیبت ها شکیبایند" فرموده است: إنّ الله مَعَ الصّابِرينَ [البقرة:153 ] وَاللّهُ يُحِبُ الصّابِرِينَ [آل عمران:146] وَبَشّرِ الصّابِرينَ (155) الّذِينَ إذَآ أصَا بَتتهُم مُصِيَبَةٌ قَالُوا إنّا للهِ وَإنّآ إلَيهِ راجِعُونَ (156) أُولئِكَ عَلَيهِم صَلَواتٌُ مِن رّبِهِم وَرَحمَةٌ وَأولئِكَ هُمُ المُهتَدُونَ [البقرة:155-157]. 

چرا "صبر" دارای این درجه از منزلت نباشد که رمز صداقت و استقامت و رسیدن به اهداف بزرگ است.آری تحمل شداید در راه استواری بر اعتقاد،ایستادگی و فرو نریختن،از میدان نگریختن و رها نکردن ماموریت و انجام وظیفه درهر شرایطی تا پای جان و فداکردن خود در راه جانان،نامش "صبر" است که اجرش بیرون از شمارش و بغیر حساب است! فرشتگان بر درگاه بهشت صابران را می گویند:داخل شویدکه این پاداش صبر شماست:

وَالملائكةُ يَدخُلُونَ عَلَيِهِم مِن كُلِ بَابٍ سَلاَمٌ عَلَيكُم بِمَا صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّارِ [الرعد:24،23]

اما صبر را نیز درجاتی است که برترین رتبه اش ،"صبر جمیل=صبر زیبا" نام گرفته است که خداوند دستور به آن فرموده است:

(فاصبر صبرا جمیلا ){معارج/5}.نمونه ای از این صبر جمیل را در داستان یوسف می بینیم آنجا که یعقوب چون خبر کشته شدن یوسف را شنید فرمود: فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ- {یوسف/ 18} بر آنچه خبرش را آوردید صبر جمیل خواهم نمود و برای آن از خدا یاری می جویم.فرموده اند: صبر جمیل آنست که شکایتی از آن نزد مخلوق نباشدو تنها با معبود درد دل عاشقانه باشد:(قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ) {یوسف/86}...

معبودا،ما در فراق یوسفمان بر همه شداید و سختی ها،صبر جمیل پیشه می کنیم و تنها از تو استعانت می جوئیم که فرمودی با صابرانم(ان الله مع الصابرین)...

ای مستعان،یوسف ما را به ما برسان!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 و ساعت 16:39 |
ما و پیامبر!

آن وجود مسعود که خدایش "رحمه للعالمین "نامید(وما ارسلناک الّا رحمه للعالمین) و او را بر ما حق حیات و تعلیم و هدایت و شفاعت است ،هماره پیش روی ماست سیره اش ،میراثش ،سنّت اش و رفتارش که خدایش فرمود:(ولکم فی رسول الله اسوه حسنه) ...

او الگوی زیبایی فراروی شماست تا همچون او زیبا و دلپسند و الاهی شوید...

آن "اسوه حسنه"را هر روز در نمازها یاد می کنیم که نمازبی شهادت بر رسالتش ،ناتمام است.

هماره با "صلوات "بر او جان را خوشبو می کنیم تا نشان پیوندحقیقی مان باشد با آن شجره نبوت و خاندان پاکش که خداوند بر آنها سلام فرستاده است:"سلام علی آل یاسین"

از دور و نزدیک زیارتش نموده و آیه های اخلاص و ارادت را نجوا و گل واژه های مهر را نثارش می کنیم.

نام فرزندانمان را نام او و فرزندان او می گذاریم تا هر بار که آنها را صدا می کنیم به یادآن عزیزان دل را صفا دهیم.

به وجود آن امیر هدایت ومیراث نبوتش افتخار می کنیم و به خود می بالیم که امّتش هستیم و "امّت مرحومه" ایم و برترین امّت ها (کنتم خیر امّه اخرجت للناس)...

این ها همه هستیم اگر راهرو حقیقی راهش باشیم و تابع و مطیع و مبلّغ شریعتش گردیم!

جهان مدرن و مردم سرگشته این قرن،بیش از هر زمان تشنه پیام او و اقتدا به سیره اش برای نجات از درماندگی های عصر جدید است و این وظیفه بر دوش ماست که جهانی را از طریق زبان و قلم و رسانه با او آشنا کنیم که اگر این وظیفه را به خوبی انجام دهیم ،خواهیم دید که "یدخلون فی دین الله افواجا"!

و مگر چنین نیست که همه ترفندها و تقابل ها و ترورها و دروغ پراکنی ها و اهانت های دشمنان برای خاموش کردن مصباح هدایتش ره به جائی نبرده و نمی برد که"یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متّم نوره و لو کره الکافرون"...

تحقق بخش آرمان ها و ظاهر کننده اقتدار آئینش بر همه آئین ها (ولی الله الاعظم) نیز چشم به راه تلاش ها و اقدامات "امت مرحومه" است و موید و حامی و پشتیبانشان تا به اذن الاهی "لیظهره علی الدین کله" را محقق فرماید ان شاءالله.


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه بیست و نهم دی 1391 و ساعت 9:40 |
مراقبت هاي اخلاقي
شكوه و عظمت ما در رهن انسان شدن ماست و انسان شدن ما در گرو تخلق به اخلاق الاهي!

در همين راستاست اگر پيامبر رحمت - كه درود خدا بر او وخاندانش باد - فرمودند:

" بعثت لاتمم مكارم الاخلاق" : برانگيخته شدم تا مكارم اخلاقي را تمام و نهادينه سازم...
و دقيقا همين تخلق به  مكارم اخلاقي است كه "صفت منتظران"راستين شمرده شده است

آنجا كه ششمين اختر تابناك امامت، امام صادق صلوات الله عليه فرمودند:

من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق

هركس سوداي آن دارد كه از ياران امام عصر - عجل الله تعالى فرجه- باشد بايد انتظار و پارسايي پيشه كند و به محاسن اخلاق مزين شود.

اخلاق، تزيين انسان به بهترين آرايه هاست- كه خدا نهاده است - درسلوك  فردي نسبت به خود و خدا و جامعه.گام نخست  يعنى اصلاح  خويشتن(تهذيب نفس) كاري است دشوار كه همت
والاى انسانى را مي طلبد تا تحقق يابد و اين راست نمى آيد مگر به اصلاح رابطه خويش با خالق
خويش .سومين گام اصلاح رابطه خويش با ديگران ( اطرافيان و معاشران از
خويشان و همسايگان تا همه همكيشان و همنوعان )است.همكيشان كه رابطه ايماني و غير
همكيشان كه رابطه همنوعي دارند...

اين سه اصلاح ، بالاترين اقدامات هر انسان است زيرا كه پيامبر اكرم آن را "جهاد اكبر" ناميد آنگاه
كه يارانش از جهاد با دشمن بازگشته بودند و گمان داشتند اين جهادشان ، جهاد اكبر است كه
فرمود:{ از "جهاد اصغر" بازگشته ايد و جهاد اكبر در پيش روي شماست كه آن "جهاد با نفس است...}
در اين راه دشوار كه ثمره اش وصول به ملكوت انساني و در آمدن به " رنگ الاهي=صبغة الله"
است نيازمند حمايت و پشتيباني و امداد "ولي الله الاعظم" هستيم و توسل به جنابش، كه
دعايمان كند تا در اين جهاد با نفس يعنى " تخلق به اخلاق الاهى" پيروز شويم و به مقام
منتظران فائز گرديم...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه چهارم دی 1391 و ساعت 5:53 |
دور يا نزديك؟!
ظهور آن  محبوب دلها و عزيز دوران ها و يگانه  زمان ها، دور است يا نزديك؟! تنها نه دوران ماست كه با ساخت مستندهايي همچون "ظهور نزديك است" استفاده ابزاري از نام  منجي انسانها  مي كنند و به نوعي خود را مطرح مي نمايند بلكه هماره اين سوء استفاده ها رخ داده وخواهد داد!
اگر به انگيزه پيوند بيشتر مردم با امام و تقويت بذر اميد در دلها اين كارها صورت مي گیرد كه راهكارش ارائه آدرس هاي غلط بر اساس بعضي از علائم ظهور نيست كه گفته شد همگي بدا پذيرند و خداوند منتظر وقوع علائم نيست و معصوم فرموده است:
 
"يصلح الله امره في ليله"

 يعني اگر اراده الاهي تعلق گيرد امر فرج را يك شبه اصلاح فرمايد و ظهورش را تحقق بخشد ونيز فرموده اند:

" توقع امر صاحبك ليلك و نهارك"
يعني صبح و شام منتظر وقوع امر صاحب الزمان باش!

پس تحليل هاى نادرست از شرايط و فرستادن افراد به نشانى هاى غلط و گشودن بابيت جديد و موج سوارى در شرايط سياسى و به زمين زدن رقبا با طرح نام صاحب الزمان سلام الله عليه ، ترفندى رسوا و شكست خورده است. استفاده از منابر وتريبون ها و موسسات مهدوى و خرج كردن از كيسه امام عصر ارواحنا فداه براى مقاصد دنيوى حقيقتا مذموم وشيوه اي رسواست.

شيوه درست : اخلاص در ارادت به ساحت قدسي آن بزرگوار و آشنا نمودن مردم با ايشان وكمالاتشان و نشر احاديث پيامبر گرامي وائمه معصومين در باره حضرتش و نيز بسط معارف زلال مهدوى متخذ از كلماتشان بى هيچ چشمداشت مادى و دنيوى است.اين است كه معصوم عليه السلام فرمودند:

" اگر صاحبت را بشناسي ، دورى و نزديكى ظهور به تو آسيبى نمى زند" !


(اعرف‏ امامك فانك اذا عرفته لم يضرك تقدم هذا الامر او تاخر
...الکافی ج1 ص372 و منابع دیگر)

و اين يعنى اينكه ضمن انتظار هميشگي و هر لحظه اي، از تاخير ظهور لرزان مشو و به وظيفه ات عمل كن و خدمت در آستان صاحب الزمان سلام الله عليه را منوط به زمان خاصى ندان و هميشه در ركاب خدمت به حضرتش باش!
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه هفدهم آذر 1391 و ساعت 4:59 |
مصباح الهدى!

گويا ترين اتيكت براي او اين دو عبارت است: "مشعل هدايت" و" كشتي نجات"...

اين عنوانى بود كه نياي بزرگوارش براى او تعيين فرمود:"مصباح الهدى"و سفينه النجاه" آنجا كه فرمود: ان الحسين مصباح الهدى و سفينه النجاه ...

لازم نيست مسلمان باشى تا شيفته او گردى ، اين گاندي رهبر انقلاب هند بود كه گفت: "نجات ملت هند از چنگال استعمار انگليس را مديون حسينم كه از او سرمشق گرفتم" يا سخن افواج انسانهاى آزاده جهان كه در برابر مرام و راه و قيامش سر تعظيم فرود آورده و مى آورند، مسيحى باشند يا يهودى، ديندار يا بى اعتقاد،قديمى يا امروزين كه فرمود:

"اگر دين نداريد و از رستاخيز نمي هراسيد، در دنياى خود آزاده باشيد"!

آب را بر او بستند و او آب را بر دشمن خويش نبست، روشنگرى و هدايت را تا آخرين لحظه ترك نكرد ، قيام را بر يارانش اجبار ننمود، معلم توحيد بود و و مشعل آزادى و مبلغ آموزه هاى وحي و جانشين رسول الله و امام معصوم و حجت الاهى و امير عدالت شعار و باب نجات امت و آقاى جوانان بهشت... آنگاه كه لازم بود سكوت كرد و به هنگام ضرورت قيام نمود و فرمود:

خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي...براي اصلاح امور امت جدم قيام نمودم...

نزديك چهارده قرن است كه عاشورايش شور و شعور آفريده است وپيامش همچنان بر تارك تاريخ انسانيت مى درخشد.

اى بنده خالص الاهى !جان من و پدر و مادر و خاندانم به فداي شما باد...

نام و ياد و راهتان را هر جا كه باشيم با رنگ سرخ و سياه و با زبان و قلم و عمل زنده مي داريم اي خونبهاي الاهى "يا ثارالله"...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 و ساعت 15:4 |
احرام قیام!

حاجیان احرام بسته اند تا به فرمان مهربان هستی ،گرد خانه او طواف کنند و لبیک گویان  حمد و نعمت و ملک را از آن او دانند و برایش انبازی قرار ندهند و جز او را نخوانند وسپید پوش یاد روز رستخیز کنند و معاد را در خاطر آورند و دنیا را به سخره گیرند و شیطان را از زندگی خود رجم کنند و پس از حج  این خاطره را فراموش ننمایند و برای حضرت ربّ قیام کنند ...

در این رستخیز عظیم،یکی از آن خیل صد ها هزار،فرمانفرمای هستی ،امام مفروض الطاعه و امیر الحاج و بقیه الله فی الارضین است که ناشناس  و بی نشان ،حج ابراهیمی می گزارد و در عبودیت خدای منان سر بر آستان ذوالجلال دارد و بر جای جای بیت و مقام و منی و مشعر و عرفات ،اشک ریزان  زبانش  به ذکر تهلیل و تحمید و تقدیس مترنم است و در عین حال از یاد آحاد امت غافل نیست و برایشان دعاگوست...

یکی از مواقفش کنار کعبه است که دست در پرده کعبه از سویدای جان خدای را می خواند که:

الّلهم انجز لی ما وعدتنی...

ای پروردگارمن! آن وعده تخلف ناپذیری را که برایم مقرّر فرمودی به انجاز رسان و متحقّق فرما!

من احرام قیام بسته ام فرمان را صادر نما! دوران غیبت را به آخر رسان! روزگار ظهور را نمایان کن!

حاجیان اما غافل از امیر الحاج ،سودای سوغات دارند و ارز و خرید و آن امام ناشناس که فرشتگان گردش طواف کنانند در اندیشه قیام ،دعا کنان و ذکر گویان ،این حج را آخرین حج غیبت می خواهد تا روزگار ظلم را با اراده الاهی به روزگار عدالت تبدیل نماید و طومار ستم را برچیند و توحید را حاکم نماید...

ما نیز با آن مهربان مهربانان همصدا می شویم می خوانیم که :

ای خدای ابراهیم،روزگار قیام را قلم بزن و فرمان قیامش را صادر نما و وعده ات را تحقق فرما!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه بیست و هشتم مهر 1391 و ساعت 6:45 |
متن یا حاشیه ؟!

جایگاه دین را در متن زندگی می دانیم و می خواهیم یا در حاشیه آن؟ سوال این است!

اگر به اسلام باور داریم ،این دین ،دینی نیست که در حاشیه قرار گیرد زیرا دینی جامع ، کامل و خاتم  است و برای همه ابعاد زندگی فردی و گروهی انسان اعم از اخلاق و تربیت و ازدواج و شغل و اقتصاد و سیاست و جنگ و دفاع و صلح و قراردادها و پیمان ها و خلاصه انواع تعاملات و کنش های فردی و اجتماعی برنامه و دستور دارد.

هر باورمند به این دین ،وظیفه داردتا در همه این کنش ها ،دیدگاه دین را بداند و مطابق آن عمل کند لذا باید یا خود کارشناس دین باشد یا از کارشناسان زبده دین ،پیروی نماید.اصل مراجعه به امامان معصوم برای فهم وظیفه فردی و اجتماعی و نیز مراجعه به فقهای جامع الشرایط در روزگاران غیبت از همین قاعده نشآت گرفته است.

بعضا تعدد دیدگاهها و سلایق و برداشت های فقیهان در عصر غیبت معصوم علیه السلام  نباید فرد را از اصل مراجعه به فقیه و کارشناس دین منصرف نماید که جداشدن گمراهی را بدنبال دارد:

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن /ظلمات است بترس از خطر گمراهی...

بسیارند در تاریخ ،کنشگرانی که بدون اذن امام و فقاهت پای در میدان حرکات اجتماعی گذاشتند و تباه شدند.بصیرت و زمان آگاهی و دین شناسی و تقید و تقوی و اخلاص ،دستمایه نجات در فتنه ها و انقلاب ها و بحران هاست.

عقل و نقل ما را به" تمسک به ثقلین " فرا خوانده اند:پیروی از قرآن و عترت که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:ما ان تمسکتم بهما لن تضلّوا بعدی .اگر به آندو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد.قرآن پیام وحی و عترت نگاهبان آن است از تحریف و تدلیس.

بگذاریم دستمان را در دست قرآن و ولی الله اعظم(عج) تا دین در متن زندگی مان باشد و نه حاشیه آن! 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 و ساعت 10:1 |
عمر مفید!

تنها سرمایه ما در این دنیا فرصت "عمر" ماست که با بهره برداری از آن ،سرنوشت خود را رقم می زنیم.

"عمر مفید" نیز آن بخش از عمر ماست که توان این بهره برداری را داریم (زیرا بخش هائی از عمر که به کودکی و ناتوانی و پیری و خواب و بیماری می گذرد و قابل بهره برداری و عمل نیست).

این "عمر مفید" نیز به سرعت برق و باد می گذرد و هرلحظه صاحبش را به مرگ نزدیک تر می کند.پرسش نخست اینکه به چه معتقد شویم و چه کنیم و به کجا رویم و چه توشه ای برداریم و دل را به که سپاریم و کدام عمل را انجام دهیم و کدام مقتدی را برگزینیم و به کدام حزب و گروه رویم و ...از پرسش های بنیادینی است که باید پاسخ دهیم.پرسش دیگر این است که چگونه بهره وری خود را افزایش دهیم تا با همین توان و فرصت بیشترین بهره وری را داشته باشیم؟عاقلان علاوه برعمر مفید ،از خواب و استراحت و بیماری نیز با ذکاوت فرصت عمل می سازند.این را هم باید دانست که ما دو گونه عمل داریم:عمل نفسی و درونی (همچون نیت و سو ء یا حسن ظن و رضا و ایمان و نفاق و ...)و عمل جسمی وبیرونی (چون همه رفتارهای انسانها) که می توانیم به هردو در پهنه عمر مجال بروز و ظهور دهیم .نکته دیگر اینکه لحظات عمر هم یکسان نیست.گاهی فرصت های طلائی در اختیار است که ارزش آن چندین برابر لحظات معمولی است مثل فرصت رمضان و دیگر ایام الله و لیالی قدر و اعیاد و ...که بهره برداری از آنها نتایج مضاعف دارد.

کوتاه سخن،تذکاری است برای همگان و خویشتن خویش در بهره وری بهینه از این سرمایه تجدید ناپذیر و گرانبها و حسن استفاده از فرصت های زرین عمر و یادآوری شتاب بیشتر در استفاده از فرصت ها و حرص افزون تر برای ساختن آینده ای روشن تر و زیباتر و پیوند نا گسستنی با هادی عصر و خلیفه خدا و صاحب زمان در این دوران که عمر ،تنها در پیوند با او و خدمتگزاری به آستانش معنا می یابد...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه ششم مرداد 1391 و ساعت 12:3 |
گشایشی نزدیک!

امام ،خلیفه  و ذخیره و حجت خدا در زمین است و دست قدرتمند او در هستی.

حضورش (چه ظاهر باشد و چه غائب) موجب بقای کائنات و تداوم هدایت و نزول برکات است. 

اگر خورشید جمالش  ظاهر باشد، چشممان منور به زیارتش خواهد بود و جان به دیدارش تابناک .اما اگر غائب باشد و در پس ابرهای غیبت ،از این حرمان  افسرده و دلتنگ می شوند بسان کسی که زمین بر او تنگ شده و آسمان برایش سترون.

این حال منتظران است در روزگاران غیبت مولایشان امام عصر ارواح العالمین له الفداء.

آنان در دعای فرج ،از بلای بزرگ حرمان سخن می گویند و قطع امید از مردمان و تنگی زمین و نازائی آسمان و قحطی باران و در این هنگامه ، گریان و مویه زنان و شکوه کنان می خوانند:

الهی عظم البلاء ...وانقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء...

و سپس خدای مستعان را فریاد می کنند و از این حرمان شکوه به ساحت قدسی او می برند و او را به دو سرمایه عظیم هستی (پیامبر اکرم و امیر مومنان علیهم السلام) و حقّ آنان بر همگان ،سوگند می دهند و به آنان متوسل می شوند که "گشایشی نزدیک" را برایشان رقم زند:

ففرّج عنا بحقّهم فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر او هو اقرب...

آن چنان زود که نزدیک تر از یک چشم به هم زدن باشد یا کمتر از آن!

و بعد از آن دو استوانه آفرینش می خواهند که ایشان را کفایت کند و نصرت بخشد زیرا تنها آنانند که نصرت بخش و کفایت کننده اند: اکفیانی فانکما کافیان و انصرانی فانکما ناصران...

و در فرجام این حماسه و نیایش ،دست تمسّک به دامان خود آن فرمانفرمای هستی که فریادرس و دستگیر است _یعنی صاحب الزمان  سلام الله علیه _می زنند و فریاد می کنند  :هم اینک ،هم اینک ،هم اینک!

بسیار زود و شتابناک و نزدیک...

یا مولانا یا صاحب الزمان،

الغوث الغوث الغوث،ادرکنی ادرکنی ادرکنی،الساعه الساعه الساعه،العجل العجل العجل ،یا ارحم الراحمین.

این است حماسه هرروزه منتظران با خدای بزرگشان ، اولواالامرشان ،پیامبر و امامشان و با صاحب الزمان!

بویژه در روزها و ساعات و لحظه ای نورانی شان در ماه فرج،ماه شعبان!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه دوازدهم تیر 1391 و ساعت 5:37 |
"نهج"زندگی!

شگفت است به تمام معنای شگفتی!

ناشناخته است قدرش،مقامش ، منزلتش .همان بس که همنام ذات کبریاست .علیّ و عالی و اعلاست .زاده کعبه ،شهید محراب،بت شکن تاریخ همچون ابراهیم و معلم توحید است. 

در مقایسه با کلام وحی ،کلامش را " برتر از کلام مخلوق و فروتر از کلام خالق" خوانده اند.

آموزه هایش اگر چه نهج بلاغت است برای بلیغان و ادیبان ،اما نهج حیات و نهج زندگی است:

راه روشن یک حیات طیبه ،یک زندگی پاک،الاهی و جاودانی.

تربیت یافته دامان پیامبر،کاتب وحیش ،امیر سپاهش ،پسر عمویش ،برادر و دامادش ،دانای رازش ،عالم اسرارش ، مفسر کلامش ،مبیّن قرآنش ،شوی زهرایش ،از اصحاب کسایش ،خلیفه و جانشینش،وصیش ،صاحب لوایش ،عالم و وارث علومش و متخلق به سجایا و فضائل اخلاقیش و در یک کلام ،جانش و نفسش

{به تصریح آیه مباهله"و انفسنا و انفسکم"}...

امامت در نسلش،هدایت در کلامش، نهج زندگی در سیره اش، حکومت برازنده اش،شجاعت در رکابش ،بلاغت در بیانش و،زهد و عبادت سجیّه اش ،تقوی بند جانش،مهر و عطوفت گره خورده با هستیش و سخاوت و بخشش جوشان از دستان پرکرامتش...

سلام خدا و پیامبران و رسولان و فرشتگان و پاکان به آستانش ،سلامی بلند،تمام و جاودانی .

مارا با آن عزیز پیوندی است از عوالم ذر و بلکه از هنگام سرشتن سرشت ها وطینت ها 

(شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا)

ناممان و نام فرزندانمان و اسوه قهرمانان و پهلوانانمان "علی" است و ذکر همیشگی مان:

"یا علی"!

محبتش سرمایه جان و سیره اش چراغ زندگی ماست تا روزگاران ظهور فرزندش که قیامش به منظور تحقق عدالت علوی است...


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 و ساعت 12:26 |
میراث هدایت

شهادت مظلومانه پیشوای هدایت و ذخیره ولایت حضرت علی بن محمد النقی امام هادی علیه السلام ،در نخستین روزهای ماه رجب ، به آستان ملکوتی نواده بزرگوارش امام حجه بن الحسن العسکری حضرت مهدی (عج) و همه مشتاقان آستان ولایت تسلیت و تعزیت باد.

ثمره سی و چهار سال امامت و هدایت پیشوای دهم ومعصوم دوازدهم(ثلث قرن) در سخت ترین و تاریک ترین دوران های عصر نفاق و جهل و زیر شدید ترین آزارها و حصرها و تبعیدها( که شش خلیفه عباسی برای آنحضرت تدارک دیده بودند تا مانع نورافشانی و درخشش آن خورشید تابناک شوند) ،میراثی از معرفت و هدایت فراروی بشریت نهاد که برای همیشه چراغ راه هدایت جوبان تاریخ بوده و خواهد بود.

شاکله فکر و فرهنگ ولائی و شیعی مرهون میراث حدیثی آن بزرگوار است که شامل معارف اعتقادی و تفسیر و تاریخ و احکام و مناظره است که بخشی از آن  امروز در مجموعه گرانسنگ "مسند امام هادی (ع)"در دسترس پژوهشگران است. والاترین رساله در معرفی مقام شامخ امام یعنی "زیارت جامعه" و عمیق ترین قرائت از امامت و غدیریعنی "زیارت غدیریه" و رساترین سند اثباتی در مفاهیم توحیدی و اثبات مکتب عدل یعنی "رساله ردّ جبر و تفویض" از یادگارهای آن امام همام است که تلالو آن پایدار و همیشگی است.

شیوه و سنت زیبای تصحیح اندیشه با عرضه اعتقادات خویش به امام دوران در حدیثی که ناقلش حضرت عبدالعظیم حسنی است از دیگر یادگارهای امام هادی است که شیوه نامه ای متین و جاودانی است.

تعلیم مرزبانی از برج و باروهای اعتقادی و تکریم مرزبانان ،از دیگر یادگارهای آن بزرگوار است:تعظیم فوق العاده و شگفت انگیز آنحضرت از عالمی که در مناظره علمی بر مخالفان فائق آمده بود (و پاسخ به حاسدان که:چگونه او را بزرگ ندارم که خدایش بزرگ داشته است...)نشان از تاکید بر مرزبانی دین توسط همگان در همه اعصار است.

 زمینه سازی برای مهدویت و آماده ساختن مردم برای عصر غیبت با گشایش باب نیابت و تمهید ولادت حضرت مهدی با تزویج شگفت شهزاده رومی نرجس خاتون و حضرت عسکری و بیان اشتیاق برای دیدار آن حجت خدا_که متاسفانه بدلیل شهادتشان توسط زهر عباسیان در 42 سالگی  میسّر نشد_از نقش عظیم آنحضرت برای رقم زدن آینده درخشان تاریخ با ظهور موعود آسمانی و عدالت گستر جهانی،حکایت دارد...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه پنجم خرداد 1391 و ساعت 9:10 |
زندگی با امام!

عرصه زمین و بازه زمان و پهنه زندگی انسان ،لحظه ای از وجودحجت خدا خالی نخواهد ماند که اگر جز این شود زمین با اهلش نابود خواهند شد (لولا الحجه لساخت الارض باهلها)...

_این روشن ترین شاخص قرائتی از دین است که منطبق بر آیات قرآنی و روایات نبوی است_

پروردگار مهربان ، نخواسته است که انسان لحظه ای از موهبت راهبری ربّانی و حجتی الاهی ،محروم ماند.

این شد که از آغاز تا انجام تاریخ هماره حجت های الاهی به نصب و تعیین او آمده اند و همراه انسان ،هدایتش را عهده دار بوده اند تا نوبت به خاتم رسولان رسید که پس از آن بزرگوار با گشایش باب وصایت و امامت ، رهبری الهی ادامه یافت و تا زمین و زمان باقی است ادامه خواهد داشت.

چیست نقش و رسالت و مقام حجج الاهی در روزگاران رهبری شان؟ 

پاسخ در یک کلمه :مقام "خلیفه اللهی" است. آنان جانشین خدایند در مقاماتش:"یا داوود انّا جعلناک خلیفه فی الارض".خلیفه هرکس همان کند که او خواهد :بی اذن او کاری نکند و به قدرت او به هرکاری فائق آید.

این است که امامان معصوم به عنوان خلفای الاهی ،هرگز غائب از ما نیستند و مرگشان یا غیبت جسمانی شان پیوند خلیفه اللهی آنان را قطع نمی کند و ما می توانیم هرلحظه با آنان زندگی کنیم:یعنی با زبان قلب و دلمان با آنان مانوس شویم وسخن گوئیم و صدایشان بزنیم و حاضر و ناظرشان بدانیم و وجودشان را هماره در کنار خود احساس کنیم  و غائبشان ندانیم و براستی خلیفه الله بدانیمشان که به اذن الاهی به هرکاری توانایند.

این نحوه از اعتقاد به حجت الله و خلیفه الله  ، ـکه بتوان با او زندگی کرد ـ آن چنان لذتی  را در جان مومنان می نشاند که با هیچ لذت دیگری برابر نیست. شما هم می توانید امتحان کنید! 

با ولیّ خدا _خلیفه الله ،حجه الله و صاحب الزمان_ زندگی کنیم و از این زندگی و حیات طیّبه، لذت بریم...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:21 |
سازمان "نیّت"

از مفاخر آئین ما،توجه به "نیّت" و اهتمام به سازماندهی آن برای اصلاح اعمال درونی و برونی انسانهاست.

"نیّت"،یک فعل نفسی است. به عبارت دیگر "نیّت" توجه باطنی به انجام یا ترک فعل پیش از وقوع آن است. "نیّت"آن چنان مهم است که به تمامی نیّات خیر پاداش و به بعضی از نیّات شرّ مثل سوء ظن،میل قلبی به ظالمان ، ریا و شرک و... ،عقاب و جزا تعلق می گیرد

(انّ بعض الظنّ اثم ...و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسّکم النار...ان الله لا یغفر ان یشرک به)

باید صفحه ذهن و ساختار افعال نفسی خود را بر اساس نیّات خیر بنا کنیم.

بهترین نیّات انجام اوامر الهی به قصد کسب رضایت حقتعالی و قرب به ساحت ربوبی است.

شایسته است  با موهبت "اختیار "که خدایمان عطا فرموده است هر روز خود را با نیّات خیر آغاز کنیم:احسان به خلق و اهتمام به گشایش امور آنان،انجام عبادات و انجام اوامر و ترک نواهی الهی  وفق شریعت مقدسه است.

دایره "نیّت"، تمامی زندگی و حیات انسانی اعم از تعلیم و تربیت ،کسب و کار،تفریحات و ورزش ،سفر و حضر،معاش و جهاد و عبادت وسیاست و امور اجتماعی و غیره را پوشش می دهد .بدین معنی که همه این ها به چه قصد و منظوری انجام می شود:الهی یا غیر الهی  زیرا برهمین اساس هم ارزشیابی می شوند.این است که فرموده اند:

"الاعمال بالنیّات" و "لکلّ امریء ما نوی" 

این که صفحه ذهن و صحنه وجود انسانی از نیّات خیر انباشته گردد از او موجودی الهی می سازد که فرشتگان به او غبطه می خورند و برایش اسغفار می کنند و او رامی ستایند و به افضلیّتش اذعان می کنند...

"انتظار"(که پاسداشت مشعل امید در درون و آمادگی کامل برای نصرت ولی خداست) از مقوله همین نیّات خیر است ."منتظر" در نظر دارد که چون امامش ظهور کند در رکاب او باشد و در انجام ماموریتش او را یاری نماید و با دشمنانش بستیزد و از یاوران او برای برپائی نظام عدالت محور باشد.این است که روایات جایگاه و رتبه و پاداش منتظران را همپای پاداش رزمندگان در رکاب سول الله (ص)شمرده اند... 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 19:26 |
سیر آفاق

بهار که موسم نو شدن و تحول طبیعت است ، هنگام تامل و تفکر در مخلوقات الهی و سیر عفلی در آفاق جهان نیز هست.انسان حکیم از بهار دو لذت می برد:

لذت و نشاطی جسمی و نشاطی عقلی. 

هم از عطر گل ها و نسیم روح افزا و زیبائی نمادها تمتع می یابد و هم حکیمانه جانش از براهین عقلی مبنی بر نو شدن عوالم و زندگی دو باره و رستخیز انسانها و بعث و نشور متلذذ می شود . اصرار کتاب و سنت این است که شمادر بهار از هر دو لذت بهره ببرید:

" اذا رأيتم الربيع فاكثروا ذكر النشور"

 هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز نمائيد."نشور طبيعت و گل و گياه" شما را به ياد "نشور اصلي و رستاخيز هستي" بياندازد و اين ياد را در دل و زبان پيوسته جاري كنيد.

 یاد معاد  بزرگ ترین معلم و مربی انسانهاست زیرا آنها را به برگرفتن توشه و اصلاح نفس و آمادگی برای این سفر می کشاند. تیره بختی فرد و مبتلا شدنش به عذاب ، زمانی است که به نسیان معاد و حساب مبتلا شود: لهم عذاب شديد بما نسوا الحساب (ص/26)

ودر این سیر است که فرد در می یابد باید کاشت تا برداشت نمود ،باید فرستاد تا دریافت نمود باید هشیار بود تا به مقصد رسید...

در این سیر آفاقی است که دیر باوران با دیدن حیات دو باره طبیعت مرده و بی روح، معاد را باور می کنند. این بلای غفلت است که انسانی را از دیدن حوادث شگرف پیرامون و معجزاتی که در اطرافش در حال وقوع است ،بی خبر و غافل می سازد.باید اندیشید و از کنار حوادث ،به آسانی عبور ننمود: « اذا المرء كانت له فكره ، ففي كل شي له عبره»  ...آیات الهی این تذکار را می دهد:

اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (روم/11)

 فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(روم/50)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در جمعه یازدهم فروردین 1391 و ساعت 11:18 |
  خانه تکانی!

آخرین روزهای زمستان را با "خانه تکانی"به پایان می بریم تا پاک و زیبا به استقبال بهار  برویم.

می خواهیم وقتی بهار بیاید نه گردی نه غباری ، نه لکه ای و نه آلودگی و تیرگی ،بر قامت خانه 

و سرای و کوچه و خیابانمان  ببیند...

خانه دل را نیز از کدورت و زنگار دشمنی و بد بینی و جدائی و بدگمانی و معاصی پاک می کنیم

تا بهار زیبا ظاهر و باطن مان را یکی ببیند و پیوند و تبریک هایمان در دیدار های آغاز سال نو معنا 

دار شود.

چه بسا این "خانه تکانی" همان حسابرسی خویشتن است به قصد ادای دیون و به منظور سبک 

گشتن و رهاشدن از بار مظلمه ها پیش از برپائی میزان و حساب و حق و کتاب...

(حاسبوا قبل ان تحاسبوا)

"خانه تکانی"،نشان حیات انسانهائی است که باور دارند همیشه برای پاک شدن فرصت هست...

ما با "بهار" پیوندی دیرینه داریم نه یک قرن و ده قرن بلکه از عالم الست و آغاز تا انتهای زمان و 

تاریخ... هماره برای دیدار با "بهار" و رویش و سبز شدن و شکفتن و قد کشیدن و طرح نو در 

افکندن زمان هست...از "مشتاقان بهار" نیز که در گذشته اند یادی کنیم و هدیه ای فرستیم...

همیشه " روزی نو"در پیش است که "نوروز "ماست و "بهاری"در راه که روشنی چشم ماست!

همین روزهاست که "خانه تکانی" را به پایان بریم وآغوش خود را برای دیدار "بهار" یگشائیم و 

بخوانیم : السلام علی ربیع الانام و نضره الایّام ...

سلام بر بهار مردمان و شادابی و خرّمی روزگاران ...!

00009

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 و ساعت 22:34 |

اعتدال

اعتدال در زندگی، منطبق بر فطرت انسانی است و افراط و تفریط ،دو آفت آن.

انحراف از مسیر مستقیم،لغزش به چپ و راست را به دنبال دارد و گمگشتگی و سقوط را به همراه :(الیمین و الشّمال مضلّه والطّریق الوسطی هی الجادّه)

هم فریفتگی مال و ثروت مذموم است و هم استقبال از فقر و کلّ بر دیگران شدن. 

هم پرخوری،نکوهیده است هم امساک تامّ.افراط و تفریط نکوهش و اعتدال ستایش شده است.

 نه خسیس بودن پسندیده است نه آنقدر گشاده دستی که به احتیاج به دیگران بیانجامد.

لذت بردن از زینت های الهی و رزق پاک که خدا برای بندگانش آفریده ،مجاز است و تحریم آن باطل.

(قل من حرّم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق...)

تند روی همان قدر مذموم است که کند روی و باز ماندن از راه.نه جلو افتادن از امامان صحیح است نه عقب افتادن از آنان و نرسیدن ،بلکه  همراهی و ملازمت با هادیان الهی اصل است:

(المتقدّ م منکم مارق والمتاخّر عنکم زاهق و اللازم لکم لاحق)

نه بذر دشمنی کاشتن پسندیده است نه نرمخوئی با متجاوزان.دوستی قاعده مند،ستوده است.

اعتدال،تمتّع وبهره گیری از نعمت های الهی است،استفاده از دنیا (ودر دام آن گرفتار نشدن)برای ساختن آخرتی جاودان است.این شیوه ،تفسیر همان فرموده زیبای الهی , "امت وسط"است که :"وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس"...

.اگر چنین شدیم شایسته الگو شدن برای جهانیان هستیم!

چشم انداز آینده جهان نیز گرایش به اعتدال است در پرتو هدایت امام عدالت وپیشوای اعتدال و میزان و قسط  که منتظران از ابتدا به اقتدای او برنامه زندگی خویش تنظیم نموده وبه اوامرش ملازم و به حبل ولایش متمسک اند...


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 5:31 |

دوران امامتش

امامت شکوهمندش را از آغاز نوید داده بودند از نسل پیامبر از ذریه علی و زهرا فرزندامام یازدهم که ولایت بوجود شریفش کمال خواهد یافت(و اکمّل ذلک بابنه م ح م د رحمه للعالمین )اوراست کمالات موسی و درخشش عیسی و بردباری ایوّب(علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب)از همه پیامبران و امامان نشانه دارد :تولدش، کرامتش،امامتش،دعوتش،علمش،غیبتش عصمتش،صبرش،صولتش،حلمش،شجاعتش...

حلقه به گوش امامتش هستیم که ادامه رسالت همه انبیاست و تکمیل امامت امامان...

امامتش را با هیچ چیز عوض نخواهیم کرد حتی اگر آماج تیر دشمنان شویم و حمله کافران و دشنه ملحدان و زخم زبان منافقان...

در سالگشت آغاز امامتش (۹ربیع ۱۴۳۳)با این صلوات نورانی به محضر شریفش تبریک می گوئیم و بقا بر خدمتگزاری واستقامت بر ولایتش را مسئلت داریم:

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم، وَ زِد وَ بارِک، عَلی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبویَّة، وَ الصَّولَةِ الحَیدریَّة، و العِصمَةِ الفاطِمیَّة، و الحِلمِ الحَسَنِیَّة، و الشّجاعَةِ الحُسَینِیَّة، و العِبادَةِ السَّجّادِیَّة، و المآثِرِ الباقِریَّة، و الآثار الجَعفَرِیَّة، و العُلومِ الکاظِمیَّة، و الحُجَجِ الرَّضَوِیَّة، و الجُودِ التَّقَوِیَّة، و النَّقاوَةِ النَقَوِیَّة، و الهَیبَةِ العَسکَریَّة، و الغَیبَةِ الإلهیَّة، أللّهمَّ عجل فرجه و سهِّل مخرجه و جعلنا من شيعته و اعوانه و انصاره.

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد * کز دست بخواهد شد پایاب شکیبائی 

الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا مولای یا صاحب الزمان

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 7:53 |

نماز رکن ایمان!

از آنجا که حضرت امام ابامحمد حسن العسکری سلام الله علیه ،نماز را نخستین نشانه از علائم ایمان شمردند بجاست مختصری به آن بپردازیم:

 نماز مهم ترین رکن ایمان است. نمازهای واجب و مستحب(فریضه و نافله)که پنجاه و یک رکعت اندنردبان عروج انسان به ملکوت معرفه الله اند. نوافل سی و چهار رکعت و فرائض هفده رکعت.

نوافل برای آنند که جبران کاستی هایمان در فرائض باشند و آنها را به آستانه قبول حضرت حق برسانند. نوافل را میتوان ایستاده ،نشسته ویا خوابیده و حتی در حین سواری بر مرکب نیز خواند و رکوع و سجودش را هم با حرکت سر و چشم بجای آورد و آن مقدار را که از انسان فوت شده نیز با انفاق یک صاع برای هر نماز جبران نمود.این است که همه بهانه ها برای ورود به شرایط ایمان برای کسی که نیّتش را دارد فراهم است...

از زیبا ترین زیورهای نماز پیوند آن با ولی الله الاعظم است:ترنّم دعای فرج در قنوت و زمزمه ذکر "اللهم اشف صدر الحسین بظهور الحجه" در سجده ها بویژه در سجده آخرین و سلام بر آن بزرگوار پیش از تکبیره الاحرام و خواندن آیه الکرسی پس از نماز تا "العلی العظیم"و گفتن"والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین"پس از آن به نیت حفظ آن آرام جان ...و آرزوی گزاردن نمازی ملکوتی به امامت آن عزیز در هنگامه ظهور شکوهمندش...

اگر روزی پنجاه و یکبار خود را در چشمه سارعبودیت و ایمان شستشو دهیم دیگر آلودگی های روحی دامنگیرمان نمی شود.سر بر آستان نماز گذاریم تا به فرموده حضرت عسکری صلوات الله علیه ایمان را در آغوش گیریم ان شاءالله...

00009

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه بیست و چهارم دی 1390 و ساعت 15:56 |
اربعین و مؤمنان!

اربعین سالار شهیدان را نردبانی است به ملکوت ایمان از طریق زیارتی مخصوص و عرض ارادتی به ساحت قدسی آن نواده رسول و فرزند بوتراب و بتول علیهم صلوات الربّ الغفورالودود...

حضرت امام ابامحمد الحسن العسکری علیه السلام را نادره کلامی است درپنج نماد ایمان و نشانه های مومنان در طول روزگاران :

پنجاه و یک رکعت نمازهای فریضه و نافله ،

زیارت اربعین،انگشتری در یمین،برخاک سودن جبین،

و بلند خواندن "بسم الله الرحمن الرحیم"

از زیارت نورانی اربعین فرازی نورانی در سال قبل در مقاله"قیام برای زدودن جهالت ها" تقدیم محضرتان گردید(مقاله ۵۹) و این باراین فراز گهربار را خطاب به آن شهیدان خدائی در زیارت اربعین می خوانیم :

اشهد انّی بکم مومن و بایابکم موقن...

و قلبی لقلبکم سلم و امری لامرکم متّبع و نصرتی لکم معدّه...

گواهی می دهم که به شما مومن و به رجعت تان ،موقنم و دلم با شما همراه و پیرو امر شمایم و آماده یاوری تان هستم...

این دلدادگی و زیارت،آئین ایمانیان است که گذارش از اربعین است و پیوند با ساحت قدس حسینی و آمادگی برای نصرت او در روزگار ظهور فرزندثائرش حضرت امام اباصالح المهدی

و آنگاه روزگار رجعتشان که آن را دور نمی پنداریم اگر دیگران دورش می پندارند:

(انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا)... ...!

ابدا والله یا زهرا ما ننسی حسینا !

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه بیستم دی 1390 و ساعت 8:18 |
تمنّای باران !

زمستان های غیبت، دلهای منتظران فرش راه شماست ...

 آب را گم کرده ایم و تشنه کام به این سوی و آن سوی می دویم و جز سراب نصیب نمی گیریم!

 پیامبر(ص): "ای عمار! خداوند با من عهدفرمود که از نسل حسین (ع)،نه امام قرار دهد که نهمین آنها از دیده ها غایب گردد (و سپس ظهور کند) این همان سخن خداست که در قرآن فرمود:( قل أرأيتم إن أصبح ماؤكم غورا فمن يأتيكم بماء معين ) ( بگو اگر ببينيد كه آب از دسترس شما بیرون شود پس چه كسي براي شما آبي صاف و گوارا برساند؟!- او غيبتي طولاني دارد كه گروهي از اعتقاد به آنحضرت باز مي گردند وجمعي بر آن ثابت مي مانند ، چون آخر الزمان شود ظهور مي كند ودنيا را از عدل وداد پر مي كند و براي تأويل قرآن مي جنگد آنچنان كه من بر تنزيل آن جنگيدم ، او همنام من وشبيه ترين مردم به من است . اي عمار بزودي بعد از من فتنه بر پا خواهد شد ، هرگاه چنين شد از علي(ع) وگروه او پيروي كن ..."

بس است هرچه در این قرن ها و سالیان ، به سراب ها دلخوش کردیم و نتیجه ای نگرفتیم...

چشمه ساران را بجوئیم ،باران را تمنا کنیم ...!

      

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در پنجشنبه یکم دی 1390 و ساعت 20:5 |
شکوه سامرا !

شش سال پیش در چنین روزی (بیست و سوم محرم 1427)که یاران تاریکی ، گنبد زرین و بقعه نورانی دو امام نور ،حضرات هادی و عسکری علیهماالسلام را هدف حمله ناجوانمردانه خود قرار دادند و با استفاده از تاریکی شب ،نیت شوم خود را عملی ساختند گمانشان این بود که با تخریب بنا و گنبد ،این خورشید های نورانی را خاموش می کنند و اشتیاق جهانی را برای زیارت آنها به مسلخ می برند و سامرای امامت و مهدویت را ترور می کنند و با انتساب این عمل به سنیان ،دعوای طائفگی و فرقه ای و جنگ شیعه و سنی راه می اندازند...

انزجار جهانی (حتی غیر مسلمین )و سازمان های بین المللی از این عمل زشت و ترور کور آنها،از همان ابتدا نقشه آنها را با شکست روبرو ساخت.انگشت های اشاره از همان آغاز به سوی بیگانگان و ایادی آنها یعنی تکفیری های وهابی و نه جامعه اهل سنت ، نشانه رفت و مظلومیت آل الله را بیش از پیش جلوه گر و حقانیت اهل البیت را آشکارتر نمود.اگر چه قلب قلب عالم امکان حضرت صاحب الزمان (عج) را جریحه دار کرد اما نام و یاد آن عزیز را پرآوازه تر والتجا به ساحت قدسی اش راافزون تر نمود.

سامرا ،در جغرافیای هستی به خود می بالد که زادگاه منجی

جهانی و موعود آسمانی وعدالت بخش گیتی و نیز مضجع شریف

والدین و جدّ آن امام همام  و زیارتگاه عاشقان آل الله است.

از اینرو و بدین سبب است که شادمانی هر بیننده (سامرا که مخفف "سرّمن رآی" است)نام گرفته و با یاد آن امید آخرین ،شور و امید جهانی برای نجات انسانها را در خود جای داده است تا مشعل عدالت هماره برفراز باشد...

علیرغم آن کینه های قابل درک خفّاشان،باز سازی آن حریم قدسی رو به پایان و سیل زائران آن بارگاه ملکوتی روزافزون و توجه به آن ناحیه مقدسه پرشمارتر شده است تا برای هزارمین بار معلوم آید خداوند نورش را هماره کامل تر می کند حتی اگر شب شعاران را خوش نیاید:

یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم والله متّم نوره ولو کره الکافرون

سامرا را جایگاهی است در عراق و جایگاهی درقلب محبان اهل البیت علیهم السلام ،یکی مطاف فرشتگان و دیگری فردوس جنان و روضه رضوان که بر تارک شکوه و بزرگی وجاودانگی فرازین ،هماره خواهد درخشید.این هردو "سامرا "، شادمانی دیده های بصیرت ماست...

خدایا بنیانش را استوار و نور افشانیش را ماندگار و عظمتش را برقرار و پایدار گردان!

 


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 13:14 |
بعد از عاشورا !


تمام آئین های اقامه عزا و ماتم و شور حسینی در طول سالیان و قرون پس از عاشورای شصت و یک ،عرض ارادت و خاکساری است به ساحت قدسی خامس آل عبا حضرت سید الشهداء سلام الله علیه و فریاد "لبیک" به ندای مظلومانه "هل من ناصر ینصرنی" او در کربلای تاریخ و عاشورای زمان...

این "لبیک" یعنی با "حسین"بودن،با "حسین" زیستن، راه "حسین" را پیمودن و لحظه ای از" آل الله "جدا نشدن و آماده بودن برای اقامه "ثار" او با امامی منصور از اهل بیت او برای شکستن صولت مستکبرین و احیای معارف قرآن و معالم دین و اجرای شریعت خاتم النبیین صلوات الله علیه و علی آله الطیبین.

در فرازی ازدعای بعد از زیارت عاشورا می خوانیم:

"اللهم احینی حیاه محمد و ذریته و امتنی مماتهم و توفنی علی ملتهم و احشرنی فی زمرتهم و لا تفرق بینی و بینهم طرفه عین ابدا فی الدنیا و الاخره"... پروردگارا ! زندگی و مرگم را همچون زندگی و مرگ محمد (ص)و خاندانش قرار ده و با آنها محشورم کن و هرگز حتی لحظه ای بین من و آنان در دنیا و آخرت ،جدائی میانداز !

آن "لبیک "به ندای "هل من ناصر" ، رمز پایداری قرائتی از دین اسلام است که احیائش در سال شصت و یک به اباعبدالله الحسین (ع) و پس از او به امامان از نسل او و امروز به فرزندش اباصالح المهدی (عج) سپرده شده که یاوران متعهد به یاری آنان برای تحقق آن ماموریت عظیم اند.

روح امید و انتظار،سرمایه نسل وفادار به این"حیاه طیبه" بوده است برای تلاشی فراگیر در طول قرون و اعصار تا این فرهنگ هماره شاداب بماندو ندای حسینی از ورای قرون شنیده شود وحق جویان در هر کجای عالم راه را پیدا کنند و زمینه برای ظهور عدالت گسترحقیقی فراهم گردد تا جهان به راستی و داد در آید...

عاشورا ،میزانی است تا هر اسلامخواهی ،صدق پاوری خود را با آن محک زندو بنگرد بر آرمان حسینی  راه می سپرد یا نه و برای امام زمانش یاور خوبی است یا نه و به ندای او لبیک می گوید یا نه و برای نزدیک ساختن وعده نهائی الهی ،گامی بر می دارد یا نه!

خدایا ما را شرمنده عاشورا مکن ودر این میزان سربلندمان ساز!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 و ساعت 10:11 |

یا لثارات الحسین(ع)

مولایمان حضرت مهدی (عج)را با نیای مظلومش حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه،علقه ای است عمیق و پیوندی است وثیق.قیامش در راستای خونخواهی آن جدَ بزرگوار است و شعارش "یالثارات الحسین".

در يكي از «زيارات جامعه » ،خطاب به آن حضرت می خوانیم:

«السلام علي الامام الغائب عن الابصار و الحاضر في الامصار و الغائب عن العيون و الحاضر في الافكار، بقية الاخيار، وارث ذوالفقار، الذي يظهر في بيت الله الحرام ذي الاستار و ينادي بشعار يا لثارات الحسين، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم كل جبار» (النجم الثاقب، ص 469)

سلام و درود بر امامي كه از ديده ها پنهان است و در شهرها حاضر . آن كه از ديده ها، نهان است و در دلها حاضر. باقي مانده نیکان و وارث ذوالفقار، آن بزرگواري كه در بيت الله الحرام - كه داراي پرده ها است - ظاهر مي شود و به شعار «يا لثارات الحسين » ندا مي كند و مي فرمايد: منم مطالبه كننده خون هاي به ناحق ريخته; منم شكننده هر ستمگر جفا پيشه » ...

و ياران آن بزرگوار نيز به پيروي از امامشان، همین شعار "يا لثارات الحسين"را سر مي دهند. امام صادق عليه السلام هم مي فرمايد: «شعار ياران حضرت مهدي يا لثارات الحسين (هلا، خونخواهان حسين عليه السلام!) است » (همان)

به فدای آن نیای نورانی که در راه احیای دین، همه هستی خویش را ایثار نمود و آل و عیال و خاندان و یاران را مخلصانه به میدان آورد و باخونش دین را بیمه کرد...

و به فدای آن فرزند که محیی آموزه های بلند شریعت و آئین است ومجدَد اسلام و فرائض و سنن آن ; و تا روزگاری که خداوند اذن ظهورش دهد،چشمان نازنینش اشکبار وچهره مغمومش نیلگون است ...

یاران او در واپسین سجده هر نماز به درگاه بیچون پروردگار عرض نیاز می کنند که:

اللهم اشف صدر الحسین بظهور الحجه علیه السلام

خدایا با ظهور آن حجت الهی ، سینه پر غصه سالار شهیدان حسین سلام الله علیه را شفا بخش ...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در شنبه پنجم آذر 1390 و ساعت 23:49 |
از غدیر تا ظهور!

غدیر،نماد قرائتی از دین است که خدای بزرگ،حتی لحظه ای انسان را بدون راهنما ، رها نمی کند... و نه فقط راهنما،بلکه الگو،پدر،سرپرست،ولی امر،حامی ،شفیع،دستگیر،نگاهبان،شفیق و پناه و امیر...

غدیر ،نماد وحدت امت است گرد برگزیده رب العالمین،برترین ،عالم ترین،شجاع ترین،زاهدترین،پرهیزکار ترین و شبیه ترین به خیر المرسلین ،یعنی امام،امیر المومنین ،صلوات الله علیه و علی آله الطیبین.

اما امروز،وارث غدیر،فرزند برومند امیر مومنان ،حضرت مهدی صاحب الزمان است که گردون بر محور ولایت او می چرخد و منظومه تکوین و تشریع برقبضه امرش می گردد که پیامبر اکرم در خطابه غدیر فرمود:

ثُمَّ مِنْ بَعْدي عَلي وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِالله رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ في ذُرِّيَّتي مِنْ وُلْدِهِ إِلي يَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.

"پیشوای پس از من به امر پروردگار،علی(ع) است که ولی امر و امام شماست و آنگاه امامت در فرزندان من از نسل او  ادامه خواهد داشت تا روز رستاخیز که خدا و رسولش را دیدار کنید ..."

و هرکس که من مولای اویم، علی (ع) مولای اوست: من کنت مولاه ،فعلی مولاه !

این است که هماره می خوانند:

سپاس خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمومنین و فرزندان معصومین او قرار داد:

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و اولاده المعصومین علیهم السلام

و غدیریان،امروز همان منتظرانند که خدمتگزار مولایشانند هر صبح و شام و تلاشگرانند تا زمینه سازان ظهور باشند و بامدادان هر روز با امامشان ،عهد  و پیمان تازه می کنندتا لحظه ای از او غافل نباشند و پروانه وار ،گرد اوامرش بچرخند و غمی از چهره اش بزدایند و لبخندی بر لبان مبارکش بنشانند و نامش را در جهان بلند آوازه سازند،و ظهورش را با تلاش ،نزدیک سازند...

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 و ساعت 8:31 |