تبليغاتX
انجمن حجتیه مهدویه
نام در میان نیست!

"نام "ها و "هویت "ها هم داستانی دارند...

کسانی برای خود نامی انتخاب می کنند تا شاخص شوند و کسانی از نام میگریزند

تا شاخص نباشند!

شاخص شدن برای کسانی هدف است که در پی حاکمیت حزب یا وصول به قدرتی

باشند.حزب ها برای جلب آرای مردمان به پشتوانه های تبلیغی و شهرت نیاز دارند

اما خدمات دینی خالصانه هماره از نام و تشخص و ریا فاصله می گیرد...

خادمان آستان ولایت ،ترجیح می دهند گمنام و بی نام باشند تا در ملکوت عظیم الهی

تشخصی بدست آورند نه در افواه ناس و ویترین دنیا !

 روزگاران پیش آنها که سه دهه به خدمت بی ریا مشغول بودند هرگز  نام و نشانی

برای خود نگزیدند تا آنجا که حتی دشمن نمی دانست با چه کسی روبروست و نام

آنها چیست!

اگر در برهه ای هم ضرورت جدائی صفوف مومنان از غیر مومنان  انتخاب نامی را

ضروری کرد هماره تاکید بر خدمت بود و اعلای نام و یاد مولای زمان و نه نام و

تشخصی برای خدمتگزاران...

بعدها که آن ضرورت هم منتفی شد آن نام و هویت نیز به تاریخ پیوست تا یاد آور تاریخی

آن خدمت باشد و  امروز دیگر آن نام در میان نیست...

اگر هویت کسان در خدمت و کار خالصانه است می توانند هیچ نامی نداشته باشند

و از هر تشخصی عاری باشند و نسبت خود را خالصانه تنها با خدا وپیامبر و اهل البیت

علیهم السلام استوار سازند...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 18:55 |
بیست و یکم ماه صیام با نام عرش آشنای امیر مومنان پیوند گرفته است...

درست  یکهزار و چهارصد سال پیش در قلب ماه خدا ارکان هدایت به لرزه 

در آمد و "امام المتقین"به گاه نماز و نیایش در خون خویش غلطید...

در طول سالیان غربت ولایتمداران ،هماره یادکرد شهادت مظلومانه "برادر "و

"جانشین "بلکه " نفس رسول الله" در محراب عبادت به دست "اشقی الاشقیا" ،

جان همه  موالیان آستان امامت را آتش و چشمهاشان را اشکبار نموده است.

غربتی که آل الله و شیعیانشان در این چهارده قرن تاوانش را با شکنجه و آزار و

شهادت و مظلومیت  پرداخته اند...

رمضان ماه تقوی ،ماه ولایت ،ماه عبادت ،ماه طهارت ،ماه علی و ماه انتظار است.

انتظاری که هرشب با "افتتاح"دروازه های اجابت الهی را می کوبند تا  این غربت ها 

با فتحی شتابان (بفتح منک تعجله) "اختتام" یابد...

امسال نیز بزرگداشت عزای مولی الموحدین و قائدالغر المحجلین ،امیر المومنین

 صلوات الله علیه و آله المیامین  ، برای خدمتگزاران آستان مهدوی ، همراه بود با

دوازدهمین سالگرد رحلت  مرحوم خادم الحجه آیه الله حلبی رضوان الله تعالی علیه ،

استاد و معلم و جلودار عرصه های مجاهده علمی و دینی با انحرافات و دشمنان

آل الله بویژه قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

که شکوهمندانه در حمع کثیری از درس آموختگان محضرش برگزار گردید و استاد

فائق در این مجلس با شکوه از ضرورت فانی شدن در صاحب الزمان سلام الله علیه

به عنوان بزرگترین درس عملی از یک قرن زندگی پربار استاد سخن گفت و اینکه برای

خود هیچ تشخص و مقام و نامی نخواست ...و آنگاه به پیشباز مرثیه امام المتقین رفت...

ای کاش کارنامه عمر ما نیز مورد قبول آستان امیر ولایت و فرزند بزرگوارش قرار گیرد...

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 19:24 |
رشک ملایک

1443 سال از بعثت و 1430 سال از هجرت حضرت ختمی مرتبت،سرور کائنات ،

سید لولاک لماخلقت الافلاک ،دردانه آفرینش و شمع جمع اهل خرد و بینش ، 

حبیب رب العالمین و آخرین گزیده مرسل المرسلین،ابوالقاسم محمد مصطفی

صلوات الله علیه و علی آله المجتبی ، می گذرد و هر روز نام شریفش و دین

قویمش در جهان بلند آوازه تر و پر طرفدارتر می شود...

دومیلیارد انسان هر روز ده بار در آئین های عبادی پنج نماز بر او درود می فرستند 

و در طول روز بیشمار با صلوات بر او دهان خود معطر می کنند و به خدای خویش 

تقرب می جویندو با تاسی به سیره و سنت شریفش زندگی را رسم و رنگ و سمت 

و سوی مسلمانی می دهند...

براو باد هماره و همیشه درود و سلام فرشتگان و مقربان حق ... 

طول این سالیان،بسیار ابلیسان تلاش در اطفای نور او داشتند اما خود خاموش 

شدند و خداوند نورش را کامل تر نمود چنانکه در دین و آئین او گروه گروه داخل 

شدند و می شوند و خواهند شد اگرچه بر معاندان خوش نیاید!

و این در حالی است که هنوز بسیار جلوه ها ی زیباتر از آئین او متجلی نشده و

بر همه اقطار سایه نیافکنده و وعده خدا بر اظهار دینش بر تمامی جهان محقق

نشده که اگر با ظهور فرزند برومندش حضرت قائم چنین شود کسی بر زمین جز 

پرستشگر خدا نخواهد بود و سراسر گیتی از نور و عدل مالامال خواهد شد...

چون از کرامت الهی رنگ و بوی محمدی داریم باید آماده شویم تا با یاوری فرزندش

مهدوی شویم و زمینه ساز ظهورش باشیم و در زادروز ش به نیمه شعبان ،جشن  

شادی و شور و معرفت به پا کنیم تا آسمانیان از این شور و شعور و شعار بر ما رشک

برند و کروبیان و ملکوتیان برای تبرک بال بر این مکانها بسایند و به خدا تقرب جویند...
 
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 13:3 |
 استغاثه

وقتی باورمان شد که بی تو هیچیم و با تو همه چیز ،تو را بلند تر از همیشه

فریاد می کنیم و به سویت می شتابیم...

وقتی همه برنامه های ما اسیر مکر دشمنان رنگارنگ ابلیس مدارشد، به تو

استغاثه می کنیم وآشکار تر از همیشه از تو کمک می خواهیم...

غفلت،غرور و نسیان آفت اندیشه های ماست ، عامل دوری ما از تو...

روی به سوی تو می آوریم و قوی تر از همیشه می گوئیم :

 آفرینش را مدار، خلقت را امیر ، ای بی بدیل ، دریاب ما را ای عزیز...

مپسند دشمنانمان خوشحال باشند از اختلاف ما،

تیر جفا بر دل دوستان نشیند ، چشم ها اشکبار و فتنه ها بی شمار...

ای امت را پناه، به پناه تو آمده ایم پناهمان باش، یاری مان کن...

باطل سحر فتنه گران، نام خطیر توست :

 نجات بخش جهانیان، کوکب درخشان آسمان هدایت...

باید هر ثانیه تو را فریاد کنیم و نمی کنیم و غافلیم...

کوتاه کنم ای غوث ما، شعار ما ست امروز:

_ کودک و نوجوان ، مرد و زن ،پیر و جوان ،عالم و دانشجو ،رهبر و پیرو _

المستغاث بک یا صاحب الزمان...



+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 21:10 |
 پیوند با او !

باید که دل خود را با مهر او پیوند زنیم .

دلی که با او پیوند نگرفته است ،دل نیست...

اگر "ایمان" پیوند دل مومن است با ذات ربوبی ،پیوند با ولی او نیز عین ایمان است!

آزمون این پیوند چیست و چگونه دل خود را بیازمائیم که با مقام ولایت عظمی پیوند 

گرفته است یا نه ، پیوندش حقیقی است یا غیر حقیقی،قبول درگاه اوست یا نه ؟!

دشوار نیست این آزمون:

می توانید از دل خود بپرسید:

آیا مهر او را بر هر مهری ترجیح می دهد یا نه ؟!

رضای او را در همه کارها درنظر می گیرد ودر همه امور خشنودیش رامی خواهدیانه ؟! 

او را ولی و ارباب خویش و خود را خدمتگزار آن ولی خدا می داند یا نه ؟!

دعای برسلامتی و فرج او را به دعای بر حوائج خویش مقدم می شمرد یا نه ؟!

صبح و شام با ادعیه ماثوره سلام وعرض ارادت و چاکری به محضر او دارد یا نه ؟!

در غم غیبت او اندوهگین و برای ظهور او بی تاب و نالان و شتابان هست یا نه ؟!

در شدائد و حوائج به او متوسل شده و به بارگاهش دست نیاز و التجا دارد یا نه ؟!

نام شریفش را هماره بر لب دارد و به آن اسماء نورانی زبانش مترنم است یا نه ؟!

 وقت و بی وقت دلش بهانه او را می گیرد یا نه ؟!...

اگر آری که خوشا به این پیوند !

و اگر نه فکری به حال دل خود کنیم !


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 10:16 |
نوروز و روزی نو!

سلام بر بهار مردمان و شادابی روزگاران!

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند!

سالها _هجری و شمسی _همه بی خورشیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است

فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیائی همه ثانیه ها ،ساعت ها

از همین روز ،همین لحظه ،همین دم ،عیدند!


این بهار، این سال ، و این نوروز را با یاد تو آغاز می کنیم تا ظهورت را در همین 

بهار در آغوش گیریم و آن
"روز نو" را در روز های همین نوروز ، شاهد باشیم و

" شادابی روزگاران" را در سایه سار" بهار مردمان" نظاره کنیم!

السلام علی ربیع الانام و نضره الایام...

رسم "بهاری بودن" در خزان های دیر پا،به ما آموخته است گوهر انتظار را آنچنان 

در قلب های خود نگهبانی کنیم که هر روز درخشان تر شود و
یاءس و نا امیدی را 

آنچنان جواب کنیم که فرسنگ ها از ما دور شودو به مرگ گراید! 

سالی را آغاز می کنیم که می خواهیم سرشار از توفیق خدمتگزاری باشد و 

همراه با عبودیت و تلاش ، تا لبخند مهر از این مرزبانی بر چهره مولای زمان 

بنشیند و تبسم رضایت او _که رضای الهی است_قرین کارنامه مان شود...
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 17:1 |
از تبار صادقان

انا لله و انا الیه راجعون

از میان ما رفت استاد مهندس اصغر صادقی.رضوان و غفران الهی به روح پر فتوحش باد.

از شمار دو چشم یک تن کم * وز شمار خرد هزاران بیش :

* خدمتگزار صدیق آستان قدسی امام عصر ارواحنا فداه و شاگرد برجسته خادم الحجه قدس سره 

*استاد فرزانه معارف الهی برای هزاران زن و مرد دانشجوی مکتب اهل البیت علیهم السلام

*نویسنده ای توانا از جمع اصحاب متعهد قلم با تالیفات بسیار،مصداقی از "مداد العلماء افضل من دماءالشهداء"

*مدیر و مدبری مسئولیت پذیر و توانادر عرصه های گوناگون فرهنگی و علمی در سازمان و شجره طیبه مهدوی و الگوی نظم ومدیریت زمان

*سخنوری توانا و دانشور،ناشر آموزه های دینی و فریاد گر نام و یاد و راه خاتم الاوصیاء،صاحب العصر و الزمان

*دانش آموخته ای متخصص ازدانشگاه و نوشیده ای از مبانی معارفی دین ، جامع تخصص و ایمان 

*خیری بی ریا و مخلص در عرصه های مختلف امور خیر بویژه ساخت مدرسه در مناطق ویژه و محروم

*کار آفرینی متعهد و فعال،خدامحور و خوشنام در میدان کسب و کار،نمادی از "الکاسب حبیب الله"

*ذاکر مخلص آستان امامت با زمزمه های جانسوز اهل بکاءو ابکاء وفریاد گر"این الطالب بدم المقتول بکربلا"

*عابدی بی ریا،قرین اشک و زمزمه و توسل ودعا ،محور دعای ندبه در جمعه ها و ابو حمزه درشبهای رمضان

*پدری مهربان،همسری با وفاو عضوی موثر در خانواده و الگوی خوشنامی و خیر اندیشی بین خویشاوندان

*دوست و برادری با صفا و مودب و فروتن و رفیقی همراه،اهل مشاوره واستخاره با لبخندو احترام همیشگی...

                                                     *****************

آری زود هنگام و شتابان، سرداری خدمتگزار از تبار عارف نامی حاج ملا محمد صادق تخت فولادی

با کولباری از خدمت و عبادت و مجاهدت،جمعه 18 بهمن 87 پس از دعای ندبه و بعد از نمازی

باشکوه بر پیکر درد آشنایش بر دوش صدها تن از  یاران و دوستان و شاگردان و موالیان امام عصر

ارواحنا فداه  تشییع وسپس درقطعه 242 بهشت زهرا (ردیف 68 شماره 6) ، آرام گرفت وبدین

سان با کوچ خویش پرچم یاوری مولایش را به یاران سپرد تا سلام آنانرا به اربابشان برساند...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 16:39 |
شوق یاوری

همیشه الگوها نقشی بزرگ ایفا می کنند برای آنانکه رونده راهند و پوینده هدف ،بویژه آرمان

های والا و اهداف نورانی و برنامه های مقدس...

در مسیر یاوری دین خدا و امام هدی ، آنکه صدر نشین قله یاوری است و الگوی همیشه

نصرت دین نبوی و طریقه علوی است و چراغ تابناک شجاعت ، اخلاص ،ادب و جوانمردی است

حضرت عباس بن علی است: ماه منیر بنی هاشم ، میر سپاه سید الشهداء ، پور رشید اسد

الله الغالب علی بن ابیطالب علیهم صلوات الله الملک القادر...

آنچنان در آزمون یاوری امام درخشید که  حجه الله، مدال "رحم الله عمی العباس"اش بخشید

و در راس انصاری جا گرفت که تا ابد همه زائران کوی دوست در مدحشان "بابی انتم و امی

تبتم "خوانند و "یالیتنا کنا معکم " گویند...چرا که اسطوره و ضرب المثل شدحماسه او در یاوری

دینش و امام زمانش آنجا که فرمود:والله ان قطعتموا یمینی  *انی احامی ابدا عن دینی *وعن

امام صادق الیقینی *نجل النبی المصطفی الامینی...که سر و دست و چشم وجان به فدای

 حجت حق وامام انس و جان...الگوست برای مدافعان و یاوران امروزین دین خداو ناصران  امام

مبین و کهف حصین  و معز المومنین و مذل الکافرین و محیی شریعه رب العالمین که این

یاور در راه این یاوری حاضر به ایثار دست است و چشم و جان و بر زبانش "سیدی ومولای"

تابه رسم سقایت به کام دور افتادگان از حریم امام جرعه ای از زلال معرفت بنوشاندو

طریقه جانبازی بیاموزدوخود را فدای آرمان والای رسالت و امامت کندو به جاودانگی پیوند زند...

هماره برای یاوری امام ،مشعل راه ماست آن" قمر نورانی "برای یاری آن "یوسف کنعانی"...

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 17:9 |
منشور هشیاری!

بسیار دام در این مرغزار نهاده اند تا پرندگان ومرغان بالگستر و تیزپا را اسیر و

 زمینگیر کنندو از پرواز و جنبش باز دارند...اندکی آگاهی ، خرده ای هوشیاری

 در پروازیان، دام چینان و صیادان را ناکام خواهدکرد اگر پروازیان همت کنند...

 1- اهالی قبله، از هر نژادو رنگ و کشور و مذهبی ضروری است ید واحده

باشند و از تشتت ونزاع و اختلاف بپرهیزند چنانکه لاز م است هماره یکدیگر را

به اتحاد در برابر دشمنان تذکر دهندو فراخوانند. 

۲-خود را به زیور دانش و بینش و بصیرت و کیاست مزین کنند تا هر روزشان

 بهتر از دیروز شان گردد.

 3-به تربیت و پرورش نیروهای جوان همت گمارند تا نسل مروجان و مبلغان و

مجاهدان در تزاید باشد.

 4-از ترفندها وفریب و مکر و خدعه دشمنان غافل نشوند که نتیجه اش همان

 در افتادن دردام هاست.

 5-صدق و صفا و اخلاص و یکرنگی و دوستی و احسان با یاران را درهر حال

سجیه خود سازند.

 6- افق های دور را ببینند و آرمان ها را در نظر گیرند و برایش برنامه ریزندو از

تلاش لمحه ای باز نمانند.

 7-خود را بی صاحب و فریادرس ندانند و مدام در شدائد و مشکلات به او

متوسل شوند و از او مدد خواهند.

 8- از سرزنش و سخره معاندان،هراس نکنند بلکه کوشاتر و پر انرژی تر و

مصمم تربه وظیفه عمل نمایند.

9-با دانش مدیریت و اغتنام فرصت های گرانبها همه برنامه ها ی طراحی

شده را دست یافتنی سازند.

10-از هر شکست و ناکامی نومید نشوند و از آن پلی سازند برای جبران

مافات و وصول به پیروزی . این است مرام متوسلان به حجت خدا در عصری

که متعلق است به او که روح زمان و آفرینش هماوست...

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 0:5 |
عبور از فتنه ها

    عصر دشواری ها و لغزش ها وفتنه هاست دوران غیبت ولی خدا ، عصری

که آخرالزمان نامیده شده است ... حفظ گوهر ایمان در این عرصه از تاریخ ،به

دشواری نگاهداشت آتش در کف دست ،تشبیه شده است...امواج ضلالت ،

نه تنها خانه ها که کوههای استواررا نیز در خطر لغزش و از هم پاشیدگی

قرار داده است...جولانی گرفته است باطل در لباس حق به مددتزویر ابلیس

با پشتوانه رسانه های رنگارنگ وزرق و برق دنیا،و گروه گروه باور مندان

سست عهد رااز حرم امن هدایت جدا کرده به ورطه غوایت در افکنده است...

چه چاره ای فرا رویمان نهاده اند در این عصر دشوار و در هجوم فتنه های

گرانبار و حمله دشمنان غدار؟

 لعن واستهزاء وتمسخر و طرد ، سرکوب و اخراج وبدگوئی و هتک،زندان و

شکنجه و تبعید و قتل  ،سهم ماست در این عصر دشوار بواسطه غلبه

دشمن  غدار و منافق مکار در دولت جهال و فساق و کفار...

چاره ماـ به توصیه خداو رسول  ـ در عصر فتنه های سیاه،غنودن در سایه

سار قرآن است و پناه گرفتن در دژ استوار کهف حصین و غیاث  مومنین و

امام مبین و التجا و دعاو توسل به درگاه رب العالمین برای عبور از همه این

تله ها و چاله ها و فتنه ها و محفوظ ماندن از شر همه این آفات و آهات

وبلیات و  مشکلات و رهائی از غصه ها و شبهه ها و فتنه های پیچیده و

رنگارنگ و گونه گون آخرالزمان...

و این دل دردمند را در خلوت نجواهای های عاشقانه با شکایت بر معبودو 

محبوب  آرام نمودن که:

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبه ولینا و کثره عدونا وشده الفتن بنا و  

تظاهر الزمان علینا...

و بعد همه آرمان و آرزوی قلبی مومنان را از سوی خود و همه یاران قدیم با او

در میان نهادن :

اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الاسلام و اهله ،و تذل بها النفاق و

اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک والقاده الی سبیلک ،و ترزقنا بها

کرامه الدنیا و الاخره...

به جان خریداریم همه تهمت ها و سختی ها و دشنام ها و مصائب را و

دردمندانه تمنا داریم که  آن "کرامت" را نصیبمان کنی! آمین

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 13:27 |
نگار می رسد !

مشتاقان یوسف مصر وجود ،این روزها به مصداق "آب زنید راه را زانکه نگار

می رسد..." در یادمان های جشن های پر شکوه میلادش هم مسیر

آمدنش را آب زده اند ،هم شهر را آذین بسته اند هم فضارا نور افشانی کرده

اند هم پنجره چشم ها را به دیدارش گشوده اندهم قلبهارابه یادش حیاتی

تازه بخشیده اند هم جوش و خروش به جان هاداده اند هم بر لب ها لبخند

نشانده اند هم سرود وصال سر داده اند هم حماسه ظهوررافریادکرده اند...


مهدویت ،هویت ماست. اصل اصیل ادیان ابراهیمی است.باوری اسلامی

است. آرمانی جهانی است.باید که این روزها که به میلادنورانیش نزدیک

می شویم سر از پا نشناسیم و آن مسیحا نفس را از سویدای جان فریاد و

فرجش را بلندتر از همیشه از خدایش طلب نمائیم و دعاکنیم که آن مهربان

نگار بیاید...شکوه عصر وسکاندار روزگار بیاید...


لحظه های ماه پیامبر _ماه شعبان _را با یاد او ،نام او و دعا برای ظهور پیروز

او جاودانی کنیم که گشایش خویشتن ما نیز در این دعا نهفته است .خود او

فرمود: و اکثرواالدعاءبتعجیل الفرج فان فی ذلک فرجکم ...


و آنگاه همه لحظه ها رادر هر روز و ماه و سالی همینگونه باشیم و انتظار

آمدنش را در وجود خویش نهادینه کنیم و صبح و شام ، چشم به راه آمدنش

باشیم که فرمودند: توقعوا امر صاحبکم لیلا و نهارا...


این روزها آغاز سال سوم این وب نوشت نیز هست که امیداست موجب

رضای آستان مقدسش قرار گرفته و در مسیر خدمت و هدایت باشد.نام این

مجال نیز ،نه به معنی حمایت معمول از جریان وحزب و گروه خاصی است

که این کار ها در خور احزاب سیاسی است نه فعالیت های دینی که فارغ

از این مقولاتندو به قصد قربت به ترویج آموزه های دینی و دفع رهزنان

فکری و تربیت نسل فرهیخته و خداباور و مرزبان و خدمتگزار مشغول...


خدای را بر این توفیق سپاس و پوزش خواه برای همه کاستی ها ودعاگو

برای شما و امیدوار به عنایت مولا...



+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 13:41 |
مسئولیت اجتماعی

اگر چه دامنه پاسخگوئی هرکس در برابر خدایش،نخست محدوده افکار و

اعمال شخصی خویش است اما در
مرحله دوم نسبت به اجتماع اعم از

خانواده و خویشان و همسایگان و همکیشان و همشهریان و هموطنان و


حتی کل جامعه انسانی به فراخور اطلاع وتوانائی و تاثیر ، وظیفه

پاسخگوئی جاری است.انسان در برابر خانواده
و خویشانش،راعی در برابر

رعیتش ،عالمان در برابر نا آگاهان ،حاکمان در برابر توده مردمان بایدپاسخگو


باشند.وظیفه هدایت انسان ها به معروف ها و بازداشتنشان از منکر ها را

فقط خوف از عدم تاثیر ،حد می زند...
مگر اینگونه نیست که در متون روائی

خویش خوانده ایم:شنیدن ندای امدادخواهی هر مسلمان و عدم اجابت او


خروج از اسلام رابه دنبال دارد"من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه

فلیس بمسلم"!


سکوت عالمان در برابر انحرافات فکری و عقیدتی که دامنگیر مردم می

شود نابخشودنی است .این پیمانی
است که خداوند از عالمان ستانده

است.هنگام ظهور بدعت ها و انحرافات ،عالمان را وظیفه این است که

دانش
خویش را آشکار کنند فللعالم ان یظهر علمه...و اگر این عالم بر پیمان

خویش پابرجا و به وظیفه خود عامل باشد
وتنها یک انسان را هدایت کند

ارزش کار او از هرچه که خورشید بر آن می تابد فراتر رفته است که این

فرموده
پیامبر رحمت به امیر مومنان -که درودخدا بر آنان باد- بر تارک تاریخ

هماره می درخشد:لئن یهدی الله بک رجلا
خیر لک مماطلعت علیه

الشمس...


همه سخن در این است که ما پس از نگاهداشت خود بر ایمان نسبت به

ایمان دیگران نیز وظیفه مندیم .


بایدمراقب خویشان و همکیشان و هموطنان و دیگر مردمان و انسانها

باشیم تا از جاده ایمان منحرف نشوند و
برای این وظیفه و مراقبت موظفیم

در افزایش دانش دینی خود بکوشیم و نجات غریق بیاموزیم تا درنجات

انسان
ها در این دوران -که ابرهای ضلالت و تیر های غوایت از هر سوی

جامعه انسانی را نشانه رفته است -توانا
باشیم و رعایای مولامان حضرت

صاحب علیه السلام را از طعمه گرگان شدن برهانیم ان شاءالله.

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 8:18 |
تعقل و دین

مقام شامخ "عقل" در آموزه های دینی اسلام ،از بارزترین ویژگی های این

دین به شمار است.اصول دین را باید
در پرتو عقل کاوید و پذیرفت . ملاک

تکلیف و مناط ثواب و عقاب و میزان سنجش صواب از ناصواب ،عقل است.


مگر از روز نخست خطاب الاهی به "عقل" چنین نبود که:"بک اثیب و بک

اعاقب "- به خاطر وجود تو ست که
ثواب می دهم و عقاب می کنم- و

مگرقرآن و روایات ،بی شمار بر عقل پای نفشرده اند و "افلا تعقلون" بسیار


در تنزیل نیامده ومگرگفته نیامده است "هرچه شرع بر آن حکم کندعقل نیز

آن را تایید نماید "و مگرهمه رفتارها و
سیره معصومین بر عمل عقلانی

مبتنی نبوده است در برخورد با خود و مومنان و دگر اندیشان ؟!


پس چرادر این روزگار ،عقل و تفکر و تدبر و اندیشه مهجور مانده و بساط

خواب و اوهام و الهام و سفره کشف
وشهود و به تبع آن مدعیان اسرار

غیبی و اخبار وهبی و دیدن نور و نار بسیار شده است و اسفا که در پیکره


قرائت های دینی حاضر و درجمع متدینین این زهرمهلک انحراف جای خوش

کرده است...


مگر امیر مومنان _که بر اوباد صلوات کروبیان_در نهج بلاغت خویش ،کار

پیامبران را اثاره وشکوفا ئی عقل عنوان
نفرمود؟ و مگر امروز بیش از هر

زمان دیگر این جنبه عقلانی تعالیم اسلام نیست که موج محققان غربی را


بسوی این دین جذب نموده و مگر روز به روز موج این گرایش هادر تزاید

نیست...


امروز پیرایه های خود ساخته و خرافه های خود تنیده را کنار زنیم تا جاذبه

های اسلام همه عقل ها را تسخیر
کند وهمه دل ها را فتح نمایدکه به

لطف الهی وقتی در مشهد عقل به مدرس کتاب و حدیث می رویم شگفتی


های علم وهبی جانمان را آنچنان تازه می کند که میهمانی معارف الهی را

با هیچ لذت دنیوی معاوضه نمی
کنیم و آرزو می کنیم - با تمامی توان واز

سویدای جان -که مثیر عقول و صاحب علوم و محیی قلوب و زاده رسول


و فرزند بتول حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف را خداوند

هرچه زودتر آشکار بفرمایدتا در محضرش این اثاره و شکوفائی عقول و

علوم را شاهد باشیم .آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 16:28 |

آغاز سده دوم از هزاره دوم


از آن روزی که غیبت کبرای ولی خدا حضرت صاحب الزمان- عجل الله
تعالی فرجه الشریف- در سال 329 هجری بادرگذشت آخرین نائب خاص-
جناب علی بن محمد سمری -آغاز گردید، یکهزار و صد سال گذشت...

اگرچه هزاره ای و سده ای از این غیبت دیرپای برامت گذشته است و
امسال، دوازدهمین سده غیبت آغاز می شود...اماباور داشته ایم که غیبت ،فقط به معنای "عدم دیدار ظاهری آن حضرت" یا "دیدن و نشناختن"بوده و تمام این سالها از جنبه اداره امور تکوینی وتشریعی جهان، سراسر از حضورآن بزرگوار و سرشار از لطف و کرامت ایشان بوده است...

شمیم دل انگیز این گل محمدی در طول تمامی این سالیان مشام دوستانش را معطر می ساخته و اگرچه اورا به چشم ظاهری نمی دیده اند اما هماره وجودش را در کنار خود احساس می کرده اند و می خوانده اند:


باز آی ای چوبوی گل از دیده ها نهان...کز رنج انتظار تو پشت فلک خمید

آری اگرچه انتظارظهور آن عزیزدر سالیان غیبت با رنج وشکنج هم آغوش
بوده اماهماره مشعل امیددر جان ثابت قدمانشان روشن و نوید ظهورپیروزحضرتش که وعده ربانی است در آرمان الهی شان پرفروغ بوده است و ازآنان شیرمردان و شیر زنانی کوشا و مقاوم ساخته که آماده سازی
ظهورش را با خدمات خالصانه پی گرفته اند.

سخن این نیست که غیبت ظاهری، ضایعاتی نداشته که داشته است اما
این آزمون الهی برای امت ها و مردمان گذشته نیز کم و بیش وجود داشته
تا طلای خالص یاران وفادار و ثابت قدم از مطلای پیمان شکنان و سست
ایمانان برای خودشان آشکار گردد.آری تا معلوم شود تنها افزوده شدن ده
روز به غیبت موسی چگونه بازار سامری ها از این سست عهدان، پر رونق
می شودچنان که با دیدن تمامی معجزات موسی و خدای موسی باز در
غیبت او، به شرک گرائیده و گوساله را بر فراز می دارند!

از دید وفاداران ولایتمدارو منتظران نیک کردارتمامی لحظه های این یازده
قرن از مهر مولای بزرگوارسرشار بوده امور جهان به ولایت تکوینی به
دست توانای اواداره شده است تا روزگار بسط ید ظاهری شان فرارسد و
تمامی دین بادست الهی آن عدالت موعود تحقق یابد...

جشن های یادمان میلاد و ظهور درنیمه شعبان امسال را با طنین دعاهای فرج آنقدرباشکوه برپا کنیم تاانشا ءالله قرن دوازدهم،با ظهورموفورالسرورآقای آفرینش مولای مهربانمان حضرت صاحب الزمان علیه السلام آغاز شود.آمین

17جمادی الثانی 1429

 



+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 7:51 |
با رئیس جمهور

 

جناب رئیس جمهور محترم

سلام علیکم . پیام شما را به مخالفان ( که در وبلاگ شخصی شما و در سایت الف آمده است )خواندم. در قسمتی از این پیام دیدم حجتیه را باطل و تکلیف گریز خوانده اید.در شگفت شدم جنابعالی که از تهمت های مخالفان به خود ناراحت هستید چرا همین کار را با حجتیه روا می دارید و به آنها تهمت نفی تکلیف می زنید.عرض می کنم آنها اگر می خواستند نفی تکلیف کنند و عمل دینی و اجتماعی را فرو نهند هرگزبه مبارزه علمی با ننگین ترین مظاهر استعمار و از بارزترین دشمنان امام عصر ارواحنا فداه (یعنی بهائیت ) نمی پرداختند تا جوانان این مرزوبوم در دام اغوای آنها گرفتار نشوند و برنامه های اجانب در انحراف اهالی قبله کارساز نیفتد ودر این راه تایید همه مراجع تقلید از جمله امام خمینی را در پرونده خود ثبت نمی کردند...

اگر طالب اطلاعات بیشتر هستید به وبلاگ اینجانب با آدرس marzbanan.blogfaمراجعه فرمائید و قسمتی از بیانات این بزرگان را مشاهده فرمائید.

قرآن کریم می فرماید:

ولا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوااعدلوا هو اقرب للتقوی...

اگر می خواهید حجتیه را باطل خطاب کنید بفرمائید با کدامیک از آنها صحبت کرده و به این نتیجه رسیده اید که آنها نفی تکلیف می کردند؟آیا از شهدای حجتیه در جنگ تحمیلی مطلع نیستید و نمی دانید کسانی مثل شهید صیاد شیرازی و شهید باقری و...تربیت شده حجتیه بودند؟

از دستخط مراجع معزز تقلید و نیزعلمائی چون شهید مطهری و شهید سید حسن شیرازی(صاحب کلمه الامام المهدی عج) و...در تایید راهشان و ووظیفه مرزبانی از برج و باروهای دین در ماموریت فرهنگی که بر عهده داشتند چیزی دیده اید؟ آیا آنها هم باید آماج حمله ها و تهمت ها ی دوستان باشندتا دشمنان از تفرق مسلمین دلشاد و خندان گردند؟

آری امام عصر ارواحنا فداه جهان را تکوینا و تشریعا اداره می فرمایند(بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض والسما) لیکن دکان کردن حضرت چنانکه اکنون اپیدمی شده است صحیح نیست و باید به تخریب دکان ها پرداخت و خالصانه به خدمتگزاری آن مولای عزیز که دست عنایتش بر سر همه ماست پرداخت... برای شما در مسیر خدمت به مردم دعا می کنم و فرج موفور السرور حضرتش را برای اقامه عدل جهانی از ساحت قدس ربوبی تمنا دارم و می خوانم:

اللهم و سر نبیک محمداصلی الله علیه و آله برویته و من تبعه علی دعوته...اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه واجعلنی من انصاره و اعوانه...

پژوهش 87/3/25

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 23:0 |
ریحانه ملکوت

فرارسیدن ایام فاطمیه را با عرض ارادتی به ساحت قدسی آن بانوی بیکرانگی نورانی می کنیم:

 السلام علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک ***

ریحانه ملکوت ، نام کتابی است از مرحوم استاد خادم الحجه آیه الله حلبی خراسانی قدس الله نفسه الزکیه پیرامون مقامات نورانی حضرت صدیقه طاهره ، بحر القدره والعصمه و القداسه و العلم(مرج البحرین یلتقیان) ، مشکوه انوار الهیه (مثل نوره کمشکوه) ، صدیقه الکبری ، انسیه الحورِا ، فاطمه الزهراء سلام الله علیها که در هشت گفتار تنظیم شده و انتشار یافته است . سخنان استاد در باره آن دردانه و ریحانه ملکوت آن چنان عالمانه و شور انگیز بوده که امثال آیه الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی دهان ایشان را پس از منبر(در سفری که به کربلا داشته اند و به دستور ایشان چند شبی در این موصوع منبر رفته اند)بوسیده و فرموده اند

"چه خوب مادر ما را معرفی نمودید..." .

 عباراتی از آن کتاب :

*** همان خدائی که منصب نبوت ختمیه را به حضرت ختمی مرتبت و منصب ولایت کلیه را به حضرت امیر المومنین عنایت نموده مقام عصمت کبری و قدسیت عظمی را به حضرت زهرا کرامت فرموده است و او را بحر نامیده است.پشتوانه این مطلب آیات و روایات است ...آری خداوند دستگاهی در علم و قدرت و تمام این شئون در دنیا و آخرت به او داده است که امیرالمومنین سلام الله علیه به او افتخار می کندو می فرماید: ولی الفخر علی الناس بفاطم و بنیها* ثم فخری برسول الله اذ زوجنیها* من افتخار می کنم که همسر من فاطمه است و از او فرزند دارم و رسول الله او را برای من تزویج نموده است! طمطام علم و عقل،ناموس سر حق *ناموس مرتضی ،خاتون ماخلق* برده به اوج جاه از انبیا سبق *بگرفته مهر و ماه از طلعتش شفق* معرفت وشناخت او مکمل معرفت نبوت و امامت است بدون شناخت او معرفت ناقص است: "علی معرفتها دارت القرون الاولی" این فرمایش امام صادق سلام الله علیه است...

صلی الله علیهاو علی ابیها و بعلها و بنیها...

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 3:0 |

در کتاب" سیاست و سازمان حزب توده از آغاز تا فروپاشی"، جلد اول صفحات ۳۴۴ تا ۳۴۷ از انتشارات " موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی "،چنین آمده است :

 

 

"حزب توده و انجمن حجتیه

از نیمه دوم سال ۱۳۶۰ ، مسئله «انجمن حجتیه» به یکی از محورهای اصلی تبلیغات حزب توده بدل شد ........

....در عین حال ، حزب توده در راستای استراتژی براندازی خود می کوشید تا در حاکمیت خط امام افتراق و بحران ایجاد نماید و بابزرگ نمائی مسئله «حجتیه » حربه تبلیغاتی مناسبی برای ایجاد اختلاف و بحران سازی در حاکمیت اسلامی به وجود آورد.
حزب توده چنین تبلیغ می کرد که « انجمن حجتیه » یک سازمان متشکل است که توسط سرویس های جاسوسی غرب ایجاد شده و چون از سال های پیش از انقلاب متشکل ترین سازمان مذهبی بوده و کادر مجرب و آموزش دیده و سازمان یافته کافی در اختیار داشته با برنامه ریزی «انتلیجنس سرویس » و «سیا » توانسته شبکه نفوذ خود را در تمام نهاد ها و ارگان های انقلابی و دولتی بگستراند و اهرم های حساس و کلیدی حکومت را بدست گیرد . «حجتیه» چون از یک ظاهر افراطی مذهبی برخوردار است ، بخوبی می تواند از «سلاح بهره گیری از احساسات مذهبی مردم » استفاده کند و سیاست ها و اهداف خود را پیش ببرد . «انجمن حجتیه » در شرایط کنونی به عمده ترین پایگاه نیروهای راست و مدافع سرمایداری در درون حاکمیت بدل شده ، که در مسائل اقتصادی مخالف اصلاحات بنیادین بنفع توده های محروم است . و در مسائل سیاسی می کوشد تا ضد انقلاب راست را از زیر ضربه خارج کند و با طرح «خطر کمونیسم » دشمن اصلی را حزب توده و نیروهای اصیل انقلابی ( !) وانمود سازد . حزب توده هر گونه حرکتی را که علیه اهداف و مطامع خود می دید به انجمن حجتیه نسبت می داد ، هر شخصیتی را که علیه حزب و شوروی سخن می راند ، «حجتیه ای» می خواند و چنانچه در سطوح عالی روحانیت و حاکمیت در مسائل اجتماعی - اقتصادی تفاوت برداشت پیش می آمد ، مخالف نظرات خود را متأثر از «حجتیه» می نامید :

«به وسیله انجمن حجتیه و سایر نیروهای ماسک دار ضد انقلابی ، که زیر پوشش «اسلام قشری » فعالیت می کنند ، در سراسر کشور جو شدید کمونیسم ستیزی و شوروی ستیزی و دشمنی آشکار با احزاب و سازمان های دگر اندیش انقلابی ، بویژه حزب توده ایران ، دامن زده می شود .... (نور الدین کیانوری ، اتحاد نیروهای انقلابی ضامن پیروزی نهائی ، انتشارات حزب توده ، بهمن ۱۳۶۱ ، ص ۲۴) » .....

.....جالب توجه است بدانیم ، حزب توده که خود را متخصص «انجمن شناسی » و «دشمن سر سخت انجمن حجتیه » وانمود می کرد ، بسیاری از کادرها و اعضا آن ، و حتی برخی از اعضای کمیته مرکزی تا سال های ۱۳۵۹ - ۱۳۶۰ نامی از «انجمن» نشنیده و بعضا حتی تا این اواخر نمی دانستند که «حجتیه » چیست ، چه سوابقی دارد ، چه مشیی دارد ، و چه شخصیت هایی وابسته بدانند ؟ موضعگیری توده ای ها صرفا تکرار طوطی وار تحلیل های رهبری حزب بود ، که گاه شکل مضحکی می یافت : مثلا ، در یک مدرسه ، یا نهاد اجتماعی دیگر ، اگر تبلیغات علیه حزب توده شدید می شد ، یا فلان سخنران درباره مسئله افغانستان و ابرقدرت شوروی سخن می گفت ، اعضا و سازمان حزبی مربوطه در گزارش خود تحلیل می کردند : «دراین نهاد خط حجتیه غالب شده ! » . هر فردی که علیه حزب توده و شوروی سخنی می راند به عنوان «حجتیه ای » به حزب گزارش می شد . و رهبری حزب متقابلا ، از این گزارش ها تغذیه می کرد ، در این کنش و واکنش متقابل ، «شبح حجتیه » برای رهبری و بدنه حزب روزبه روز بزرگتر می شد ، تا بدانجا که امر به خود آنها نیز مشتبه شده بود و فراموش کرده بودند که «انجمن » واقعا چنین نیرو و وزنی در جامعه ندارد و عامدا و عالما توسط خود آنان برجسته و بزرگ شده است !

حتی شخصیت هایی که هیچ تجانس و ربطی به «انجمن حجتیه » نداشتند به اعتبار سخنانشان علیه حزب توده در سطوح درجه دو و سه حزب بعنوان <حجتیه ای » شناخته می شدند ! و یا برخی مسئولین وقت ، که هیچگاه ارتباطی با «حجتیه » نداشته اند ، را به صرف مواضع خاص در زمینه قانون کار و یا مسئله ارضی، در میان توده ای ها به «حجتیه ای» شهرت یافته بودند!

مسئله «حجتیه » دستاویز تبلیغاتی درجه اولی برای حزب توده بود ، تا در پناه آن مهم ترین نقطه ضعف های خود را لاپوشانی کند . به مصداق ضرب المثل معروف «دروغ هرچه بزرگتر ، باور کردن آن آسانتر» ، حزب توده می کوشید تا اساسی ترین معضلات و بن بست های خود رابا بزرگنمائی مسئله «حجتیه » و بعنوان «اتهامات حجتیه ای ها » دفع کند..."
به نقل از:

http://www.naghd01.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 19:37 |

 

در قسمت نظرات پست قبلی (خون عاشورائی)،یکی از میهمانان در نظر بیست و نهم نوشت:

با سلام 

با مطلبی تحت عنوان حزب توده در آینه خاطرات احسان طبری به افشای بعضی واقعیات در تاریخ معاصر و ارتباط حزب توده با مساله انجمن حجتیه پرداخته ام خوشحال می شم سر بزنید .
با تشکروب سایتhttp://www.naghd01.blogfa.com/

از این دوست ناشناخته تشکر نموده مطلب ایشان را از آدرس یادشده نقل می نمائیم و چون قبلا مطلبی با عنوان "حزب توده و انجمن " در مرزبانان وجود داشت آن را "حزب توده و انجمن (۲) " نام نهادیم:

 

"چند روز پیش که  از دانشگاه بر می گشتم پیر مردی که چند تا کتاب دست دوم پشت نرده های دانشگاه گذاشته بود توجه من را به خودش جلب کرد . ایستادم و نگاهی به کتاب ها انداختم . همینطور که اسامی کتاب ها رو می خوندم چشمم به «کژراهه» افتاد . عنوان جالبی بود کتاب رو بردشتم و نگاهی به فهرست و مقدمه اش انداختم . کتاب ، خاطراتی از حزب توده به قلم احسان طبری بود . تا آنجا که اطلاع دارم  احسان طبری یکی از رهبران و قوی ترین ایدئولوگ های حزب توده در قبل و بعد از انقلاب بود . اگر چه دوره مصرف حزب توده تمام شده ولی تصمیم گرفتم برای حس کنجکاوی ببینم ایشان چه گفته است .

                             

اکنون که در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به سر می بریم ، اعترافات این شخص و نقشه های خیانت باری که این حزب را برای نابودی انقلاب تدارک دیده بودند برایم جالب بود و خدا را سپاسگزارم که بعد از حدود سی سال نقشه های این گروهک ها بر ملا شد . همه مطالب این کتاب عبرت است آموز است ولی چون قلمم به سوی  انجمن حجتیه  کشیده شده است لذا ناخوداگاه مطالب مربوط به این انجمن در آن کتاب برایم بیشتر جلوه گر شد . حال ببینیم توطئه حزب توده چه بود ؟

در صفحه 310 و 311 می نویسد :

....... حزب توده در جریان انقلاب ، چنانکه اکنون دیگر برای من بر اساس واقعیتی انکار ناپذیر مبرهن شده ، بار دیگر به سنن خود (یعنی : سیاست شکست آور «غلبه جوئی درعین ضعف و انزوا »)  وفادار ماند و عبث به آن دلبسته بود که با توسل به نیرنگ و تزویر به جای قدرت واقعی ، دروغ و ترفند به جای عمل و روش ، صحیح و صدیق راه خود را بگشاید .......

... هدف حزب توده این بود که در مبارزه وسیع و قاطع جمهوری در زیر رهبری امام ، به شکل حاشیه ای شرکت ورزد تا زمانیکه گروهها از صحنه سیاسی اخراج شوند و آنگاه خود مبارزه نهائی را بسود خود خاتمه دهد و حرف آخر را بزند ...

...... حزب توده می کوشید ، در میان مسلمانان انقلابی تفرقه اندازد . جنبش اسلامی را به سه گرایش تقسیم کرد و هر کدام از روحانیون مبارز و رجال انقلابی اسلامی را در چارچوب تنگ معینی جای داد : یکی روشن بین است ، یکی واقع بین است ، یکی قشری است . مقصد و معنای این نام گزاری ها معلوم بود . حزب توده مسئله حجتیه را بزرگ کرد . با استفاده از چند نطق در افشاء حجتیه ناگهان این مسئله به شدت مطرح شد . وزرا  " حجتیه" معرفی شدند ....... مقصد حزب در واقع مغلطه در مسائل و آلوده کردن افراد به عنوان حجتیه بود .  

....... سعی در راه ایجاد تفرقه فقط در بین روحانیون مبارز و رجال انقلابی دولت جمهوری اسلامی نبود بلکه ، در سطح نمام جامعه ایران این کوشش انجام می گرفت . در میان دانشجویان دانشگاه ها و آموزشکده های عالی ، در میان کارگران و در میان دهقانان ، در میان زنان ، در میان روشنفکران و هنرمندان جدائی و تفرقه بر روی مسائل عقیدتی یا مسائل مشخص زندگی و اداری و کار رخنه داده شد .

و از خواندن این بخش از کتاب این نکته برای من بسیار جالب توجه بود که مبارزه با انجمن حجتیه دسیسه ای از طرف مخالفان انقلاب بود و متاسفانه توانست افکار بعضی از مردم و جامعه را منحرف کند و اقدامات خود را زیر سایه این دوگانگی مخفی نماید . فاعتبروا یا اولی الابصار...... "

وبلاگ "نقد اخبار" نوشته "خبر نگار"

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 7:45 |
خون عاشورائی

کدام خون در رگ های شیعه جاری است؟!

خونی که از وجود مقدس "ثارلله " در کربلای جاوید به عروق اعتقادات

 ولائیان دمیده شد ، باور های اسلامی شان را از هرگونه ویروس تحریف

 مصون داشت و برای همیشه دغل کاران و بازیگران و منافقان را

رسواساخت...


سالار شهیدان در دشت نینوا حماسه ای الهی را با یاران و خویشان و

فرزندانش رقم زد که تمامی حماسه ها پیش حماسه اش رنگ باختندو

اعوجاج همه کج راهه ها آشکار و جبروت پوشالی سفیانیان درهم شکست
 

...با شهادتشان "حیات "معنا یافت (بل احیاء عند ربهم یرزقون) و با خونشان

دین الهی آبیاری گشت...


بابی انت و امی یا ثارالله ...بابی انتم و امی تبتم یا انصار ابی عبدالله...


چهارده قرن است تاریخ ،مات دهم محرم سال شصت و یک

است...خورشید هر روز ناباورانه بر دشت نینوا عبور می کند و بر عظمت این

 انصار الله غبطه می خورد و می رود تا در فردائی دیگر بر تربت آنها طلوع

کند وسلام گوید...ماهتاب نیز در همه این شب ها صبحی را چشم انتظار

است که منتقم خون ثار الله ،قیام کند تا دمار از روزگار ظالمان در آورد و داد

مظلومان و شهیدان از انبیا و اولیا را از غاصبان و ستمگران باز ستاند...


این نوای هر روزه همه آنهائی است که خون عاشورائی در رگ هاشان موج

 می زند:


این الطالب بدم المقتول بکربلا


این المنصور علی من اعتدی و افتری ...


وآرزو می کند:


واجعلنا من الطالبین بثاره مع امام منصور من اهل بیت نبیک...


این خون در رگ های عاشورائیان از خروش نمی ایستد تا آن روزموعود فرا

رسد که فرا خواهد رسید!



+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 18:55 |
هویت غدیری

غدیر از پس عرفه و قربان ،فرا می رسد...

عبودیت را در شب و روز عرفه با دعا و نیاز و نماز ،گره می زنی

 تادر این موقف میوه معرفت بچینی و در کنار کعبه حقیقی که

خاک این سرزمین بر قدوم او بوسه می زند عارف راستین شوی

و فردادر مصاف با شیطان پیروزباشی و در قربانگاه نفس، از خود

هیچ باقی نگذاری و با تمام وجود ولی خدا را اطاعت کنی تاروزت ،

عید قربان شود و حاجی واقعی شوی و آنگاه درغدیر که کمال دین

 و تمام نعمت است تمام هویت ایمانی خود را تثبیت نمائی!


آری هویت ما هویت غدیری است زیرا تمامیت و کمال دین با غدیر پیوند

خورده است که خدافرمود:

"الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا "

حاجی اگر در کنار برکه غدیر به فرمان پیامبر با امام خویش بیعت نکند

،دینش از نعمت کمال و تمام بی بهره است.

باید "من کنت مولاه فهذا علی مولاه " را بشنود و دعای رسول خدا

-"اللهم وال من والاه و عاد من عاداه "-
را آمین گوید و با ولی خدا بیعت

کند و آنگاه این پیام را به غائبین برساند که یک فریضه است از ناحیه پیامبر:

فلیبلغ الشاهد الغائب

- بر حاضران است که این پیام را به غائبان برسانند -

و آنک ، عاشقانه این مسئولیت را انجام باید داد تا پیام غدیر در همه جای

 این کره خاکی فراگیر شود و همه بخوانند:

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین

و اولاده المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین

آری هویت ما هویت غدیری است...


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 18:17 |
طواف حرم

این روزها از شش گوشه جهان، مسلمانان به سوی مکه روانند تا در

مسجدالحرام به هم  بپیوندند و پروانه وار ،گرد خانه خدا طواف کنند

و فریاد "لبیک اللهم لبیک"شان آسمان ام القری را سرشار از

معنویت و روحانیت نماید...

ملیون ها زائر از سراسر عالم به قصد زیارت خانه خدا و حرم نبوی

،کوچی معنوی را آغاز کرده اند تادر مناسکی شگفت _ احرام و

طواف و سعی و وقوف و رمی و قربانی و تقصیر - حجی ابراهیمی

را در پرونده عمر خویش ثبت نموده جای جای مهبط وحی در مکه و

مدینه را بوسه باران کنند وخدای رابر نعمت هدایت شکر کنند و با

صاحب رسالت، پیمان بندند که تا پایان عمر بر پیمان ایمان وفا دار

می مانند و اینگونه حاجی واقعی می شوند...


در این میان ،معدودی عاشق دلباخته نیز در این سفر روحانی سر از

پا نشناخته به دنبال کعبه حقیقی _حجت خدا امام عصر ارواحنا فداه

که هرساله ناشناسانه درموسم حضور دارد_ می گردند تا گرد او

طواف کنند و حج حقیقی گزارند... آن عزیزی که مکرر پرده خانه خدا

را در دست می گیرد و می خواند:


اللهم انجز لی ما وعدتنی

مقام و بیت و حجر و مطاف و مسعی و عرفات به پایش بوسه می

زنند وبر غربتش می گریند و دعایش را آمین می گویند و روزگاری را

آرزو می کنند که او از کنار همین خانه و مقابل همین مقام ابراهیم

ظهورش را آغاز می نماید و می فرماید:


الا یا اهل العالم  انا بقیه الله المنتظر ، انا المهدی ...


و یارانش آن سیصد و سیزده امیر سپاهش  همراه ده هزار رزم آور

کاروانش او را در بر می گیرند تا آن برنامه موعود را در سراسر زمین

محقق سازند...


حاجیان را ندا می دهیم :


آیا شما از آن عاشقانی هستید که گرد کعبه حقیقی طواف کرده

باشید؟!


خوشا بر شما و حج تان مقبول!

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 16:23 |
ماموریتی فراگیر و جهانی

هر منتظر راستین موعود جهانی ،باید همچون مولایش به نجات جهان از

 ضلالت و ظلم بیاندیشدوبه قدر توانش ماموریتی را بر دوش خود احساس

نموده وبه تلاش در راه آن بپردازدو گرنه شایسته نام منتظرنیست زیرا :

"خلقی که در انتظار مصلح بسر می برد خود باید صالح باشد" و:

شیر را بچه همی ماند بدو * تو به پیغمبر  چه می مانی بگو ؟!

پیش تر در "چه باید کرد" در باره ماموریت انجمن آمد:

"این رهروان مکتب اهل البیت علیهم السلام وادادگی و خاموشی را هماره دشمن داشته اندو

آنی ازتعلیم و تربیت نسل امروز غافل نبوده بل بر آن جان فشانده اند تا نسلی دیگر ـ در توالی

روزگاران ـ پرچم مرزبانی را از نسل پیشین تحویل گیرد و فرهنگ آل الله را فراگیر کند ودر کنار

این مدرسه سازندگی به میدان مبارزه نیز وارد شود و با  رهزنان دین از نوع فرقه ضاله  یا 

سست پیمانان در امامت یا  دلبستگان مکاتب بشری در معرفت  یا  دور کنندگان از آستان

مهدویت  برخورد علمی نماید تا برهنگی منطقی و رسوائی علمی شان را هویدا کند و از

غلطیدن نا آگاهان در دام آن ها جلوگیری نموده و فضا را برای گمراه سازان ناامن نماید.

آری این است " آنچه باید کرد " ، و آنان بی انقطاع  بدان مشغولند..."

اهتمام به هدایت انسانها و تبلیغ آموزه های الهی در هر کجا وهر موقعیت و هر زمان ،

 وظیفه ای تعطیل ناشدنی است: فردی یا گروهی،با امکانات یا بدون آن،آشکار یا پنهان،

در سفر یا در حضر، پیر یا جوان ، مرد یا زن ، عالم یا متعلم ،آسیائی یا اروپائی یا آفریقائی!

اگر منتظری باید بدانی " ماموریتی فراگیر و جهانی " بر دوش داری تا زمینه ساز ظهور

شادی آفرین و داد بنیان و هدایت محورو رهائی بخش آن موعود جهانی باشی یعنی:

حضرت مهدی صاحب الزمان زنده کننده علوم قرآن و رهاننده جهان از کفر و ظلم وطغیان !

۸۶/۷/۲۰

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 9:32 |
دهمین سالگرد

چهارشنبه بیست و یکم ماه مبارک سالروز شهادت مولی الکونین امیرالمومنین سلام الله علیه

 و مصادف با دهمین سالگرد در گذشت استادفقید خادم الحجه مرحوم آیه الله حلبی

( قدس سره)در حسینیه قائمیه مراسم با شکوهی بر گزار گردید. صد ها نفر از دانش آموختگان وعلاقمندان

 ودوستان و وامداران محضر آن استاد بزرگوار،ضمن سوگواری در عزای سید الاوصیاء علی

علیه السلام و اشک فشانی در مظلومیت آن امام مظلوم، یاداستاد و مجاهدت های او را

گرامی داشتند.حجه الاسلام و المسلمین سید محسن سبط الشیخ ، دراین مراسم برترین

دستمایه مومنان را در زندگی ایمانی شان و در حوزه عمل عبادی واجتماعی  ،"یقین" بر باورهای قلبی و

اعتقادی بر شمرد و رمز موفقیت استاد را پایه بلند یقین ایشان معرفی کردو نمونه هائی از آن را در

 زندگی ایشان ذکرنمود و همچنین از پایه علمی و رتبه والای دانشی استاد به عنوان شرط لازم برای

انجام ماموریت بزرگی که به انجامش پرداخته بود یاد کرد و همه علاقمندان استاد را به گسترش توان

 علمی خویش برای مرزبانی از دین حنیف  فراخواندو سپس در مقام امیر المومنین سلام الله

علیه احادیث نغز و گرانبهائی را تقدیم محضر مومنان نمودوبا ذکرمقتل مولاو مصائب اهل البیت

علیهم السلام ، منبر را به پایان برد.نکته قابل ذکر استقبال کم نظیر فرهیختگان از مراسم

سالگرد بود که هرسال رو به تزاید بوده و نشان از تداوم راهی دارد که آن استاد فقید در

خدمتگزاری آستان خاتم الاوصیاء فراروی جامعه گشود.خدایش رحمت کناد ونصیبی از همه

بهره هائی که شاگردانش درضیافت ویژه رمضان برده  اند نصیب نموده  روندگان راهش را

افزون گرداند...  

۸۶/۷/۱۵

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 17:25 |
سلام بر رمضان!

باز هم رمضان میهمان دل های ما شد و ما میهمان رمضان!

رمضان ،ماه خدا ،ماه قرآن ،ماه قدر ،ماه تقوی ،ماه رحمت ،ماه فضیلت ،ماه پرواز تا قله

عبودیت...

روزها و شب ها سرشار از یاد خدا ،بر لب نوای قرآن یا ذکر سبحان ،در خدمت خلق خدا یا  از

بند دنیا رها در رکوع و سجود و قنوت،در  نطق و تفکر وسکوت ، تنها یا در جمع، دعای افطار یا

نیایش سحر... اوج حضور معنویت را با تمام وجود در رمضان ها لمس کرده ایم و خود را در

زلالش شسته ایم...

رمضان را دوست داریم به خاطر همه زیبائی هایش :قرآنش ،شب های قدرش ، نیایش های

ویژه اش...

رمضان ماه ولایت است :

ماه مولی الموحدین وامام المتقین امیرالمومنین علی سلام الله علیه

و ماه بقیه الله الاعظم صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

که دعای فرج (اللهم کن لولیک...) مهبطش شبهای قدر رمضان است...

یادمان های انجمن در رمضان ها برای ما هماره بیاد ماندنی بوده اند که با توبه و انابه و افتتاح

و ابوحمزه و احیاو پیوند با ولایت و دعای برفرج و دوام خدمتگزاری قرین بوده است ...

و نیز در این سالهای اخیر همراه بوده است با یاد کردی از استاد بزرگوار مان خادم الحجه آیه

 الله حلبی قدس سره که در شب های قدر همین ماه از این خاکدان به دیار جاودان پر کشید و

 شاگردان و ارداتمندانش را به سوک نشاند و تجدید پیمان برای بر فراز داشتن پرچم انتظار و

مرزبانی تا برپائی آن حکومت آسمانی به دستان آن یگانه دوران حضرت مهدی صاحب الزمان

که درود خدا بر اوباد هر لحظه و هر زمان...

 

 

۲۱/۶/۸۶

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 15:23 |
حماسه جشن های میلاد

نیمه شعبان عید میلاد حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امسال نیز با

شکوه فراوان در سراسر میهن ونیز فراسوی مرزها در دیگر کانون های موعود خواهان منتظر

برگزار شد...

این جشن ها و همایش ها و بزرگداشت ها و جوشش ها و خروش ها و حماسه ها ،دارای آن

چنان اهمیتی است که در کلمات نمی گنجد زیرا مربوط است به بزرگترین امیر وراهنمای الهی

در این دوران،عصاره خلقت و گزیده عترت حضرت حجت سلام الله علیه که تکریم و بزرگداشت

او ،بزرگداشت همه ارزش های الهی و اولیای ربانی وشرایع تاریخ و رسالت های جاوید از آغاز

خلقت تا عصر حاضر است...

بایسته است شیعیان منتظر از هفته ها قبل از میلاد خود را برای برگزاری این حماسه

پرشکوه آماده کنند و به تمهید مقدمات پردازند و فردی و گروهی برای جشن های به یاد

ماندنی ،برنامه ریزی نمایند و سپس اجرای آن را با نظم و جدیت فراوان شروع نموده هیچ کجا

را از این حماسه خالی نگذارند...

در مورد این حماسه باشکوه ،انجمن از پیشتازان بوده است و از دیر باز مبتکر برگزاری جشن

های معرفتی و محتوامحور در نقاط کشور بوده است :

سخنرانی های مفهومی ، نمایشگاه های کتاب ،نمایشگاههای موضوعی ،تاتر ها ، نوروصداها

  ، پاسخدهی های متنوع ، برنامه میزگردها، غرفه های هنری و محتوائی ، نمایشگاه های

آثارهنرهای تجسمی ، چاپ کتاب ها و جزوه ها و بروشورها و برگزاری مسابقات متنوع و...

از جمله آنهاست.

این حماسه ها بیش از آنکه موجب تقویت روحیه منتظران در این آئین های باشکوه می

شود،تیرهائی است که بر چشم منکران و بدخواهان مهدویت -از جمله فرقه ضاله- نشسته و

می نشیندو خشم آنها را بر می انگیزد چنانکه در گذشته که قدرت داشتند به انواع طرق

سعی می کردند از این جشن هاجلوگیری نموده مانع برگزاری شکوهمند آن باشند.امروز نیز

برگزاری شکوهمند جشن های نیمه شعبان با همین اهمیت و بلکه بیشتر از قبل نقشه های

آنها را نقش بر آب می نماید و دعوی باطل آنها را مبنی بر گذشتن دوران قائم ، رسوا می

سازد...

این است که باید هرسال بیشتر از سال قبل با تمام توان و بلکه جان حماسه های جشن های

 پر شکوه میلاد صاحب الزمان را در سراسر جهان برقرار نمود و نام پر عظمت آن عزیز رادر هر

خانه و کوی و برزن و خیابان و میدان شهر بلند آوازه ساخت تا همه بدانند منتظران آستانش در

هر کوی و برزن حاضرند و جان بر کف آماده اند...

تا نگویند اسیران کمند آن عزیز زهرا اندک اندو کم اند!!

عجل اللهم لنا فرجه و ظهوره و ارنا طلعته الرشیده و غرته الحمیده...



بیستم شعبان 1428

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 21:8 |
می آید آن  موعود جان ها

امروز جمعه26/5/86 است و آغاز دوسالگی وبلاگ مرزبانان !

فرخنده روزی که اعیاد مضاعف است:

 جمعه روز امام عصر ارواحنا فداه ،

سوم شعبان میلاد سیدالشهدا سلام الله علیه ،

ایام ولادت ابوالفضائل قمر منیر بنی هاشم و سید الساجدین زین العابدین علیهماالسلام ،

و لحظاتی که شمیم عید اکبر نیمه شعبان ولادت صاحب الزمان به مشام می رسد...

سال قبل در این روزها آغاز کردیم و در همین موسم از مولا سخن گفتیم و دوام خدمتگزاری را

طلب نمودیم.اکنون در این حال و هوا شایسته است دوباره پیمان تازه کنیم . نخست به همان

پیمان سال پیش :

*************

بار دیگر موسم میلاد "جانان" رسید و ناخود آگاه ، بیان و قلم "هوائی" شدند!

می آید آنکه جهان چشم به راه اوست و برای آمدنش هر صبح و شام دیده های مشتاقان به

افق دوخته شده است. می آید آن که نوید آمدنش قرن هاست روح امید را در جان ها ، فروزان

نگاه داشته است ...می آید آنکه آمدنی است ؛ دوست داشتنی است؛ بهترین است؛ زیباترین

است...

" نیمه شعبان "که می رسد ، بیان و سخن، اوج می گیرد و قلم بی تابی می کند تا از او بگوید

 و زیبائی هایش ؛او و کمالاتش ؛ او و غیبت جانسوزش ؛ او و آمدن پر شکوهش ؛ او و مهربانی

هایش؛ غمهایش؛ قنوت هایش؛ گریه هایش؛ دعاهایش و دستگیری هایش.

به خدا، دل این مردم هوائی اوست. از هر کس ببرند ، از او نخواهند برید که پیوند با او بریدنی

نیست ...

در نهانخانه دل ، یاد او جاری است و در رگ ها عشق او ساری.

خدایا چه حکایتی است این حکایت . حماسۀ موعود چگونه همۀ قلب ها را فتح نموده است؟

انسان باشی ، در هر سرزمینی ، شهری، روستایی، مسیحی یا مسلمان، کلیمی یا ترسا،

شرقی یا غربی، نام "موعود" بر جانت شرار مهر می ریزد و روح امید می دمد و حماسه می

آفریند...

دوستت داریم موعود جان ها ؛ کی می آیی آقای دوران ها؛ چشم به راه تو ایم امیر خوبی ها

و پاکی ها ودادها و برابری ها؟

این حماسه فراگیر بوده است و خواهد بود ، پدران و مادران ما را برآن پروردند و اساتید آن را

 بالنده ترنمودند و ساز وکار " مهدوی" آن را در جامعه نهادینه کرد آنگونه که امروز دعای فرج بر

لب های کمتر کسی هست که نیست...

خدایا نکند، نا مهربانی های دوستان و طعنه های دشمنان ما را از او جدا کند؟!

خدایا نکند، دغدغه های دنیوی، عافیت طلبی و حرص و آز ، زراندوزی و رفاه و مقام، پیوند ما را

با او قطع نماید؟!

خدایا نکند ، بهانه های واهی ، توفیق خدمتگزاری را از ما سلب نماید؟!

خدایا نکند از درگاهش رانده شویم و دیگران گوی سبقت را در عرصه های خدمت به او از ما

بربایند؟!

به خدا از "حسین" تا "مهدی" راهی نیست ...

 شب عاشورای منتظران، طول دوران غیبت است،

 باید دعوت مهدوی را برای نصرت ، لبیک گویند و برای خدمت به برنامه قیام آماده باشند.

 اگر چنین باشند فرزندحسین بر آنها لبخند خواهد زد و لبخند ولی خدا چه شیرین و نمکین

است !

 قربان لبخندهایت؛ قربان قرآن خواندنت؛ قربان دعاهایت؛ ما هم با او بخوانیم :

اللهم انجزلی ما وعدتنی، اللهم عجل لولیک الفرج، اللهم عجل لولیک الفرج...


+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 9:33 |
  خبر کذب

خبرنگار سایت"جهان نیوز" خبر کذبی را در تاریخ ۸۶/۵/۱۹به نقل از منبع مجهولی به نام "منابع

آگاه"(!!) در باره انجمن حجتیه مهدویه مبنی بر اهانت به اهل سنت درج نمود.

روز بعد سایت باشگاه خبر نگاران جوان وابسته به صداو سیما همان خبر کذب را در تاریخ ۲۰/۵/۸۶ به

نقل ازجهان نیوز درج کرد!

متاسفانه روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران هم روز دوشنبه همان خبر کذب را به نقل از

باشگاه ،در حساس ترین قسمت صفحه دوم چاپ نمودو سپس روزنامه جام جم در روز بعد و روزنامه

 جمهوری اسلامی در روز چهارشنبه عینا به درج همان خبر کذب از قول همان منبع آگاه(!) نمودند!

جالب تر آنکه چنانکه مطلع شدیم سایت های مذکور از درج خبر تکذیبیه انجمن که حق مشروع هر

کسی است امتناع نمودند و آن را به وزارت ارشاد منسوب کردندکه البته این هم کذب دیگری بود برای

 بدنام کردن نهادهای نظام.زیراباور کردنی نیست که وزارت ارشاد که خود متولی سایت ها و رسانه

 هاست و با اجازه او آنها رسمیت می یابنداجازه دهددر این سایت ها تخریب شخصیت انجام بگیردو بعد

 اجازه درج تکذیبیه افراد را ندهد!

مدت هاست دشمنان، حساس ترین تریبون های تبلیغی (سایت ها و رسانه ها و نشریات)را

نشانه رفته اندو از طریق عناصر نا آگاه یا نفوذی در تخریب شخصیت مومنان و نهادها می

 کوشند.

این موثرترین سلاحی است که از شدید ترین جنگ افزارهای فیزیکی خطرناک تر و مخرب تر

است.ضروری است همه دلسوزان کشوراین توطئه ها را با هوشیاری و طرد عناصر نا آگاه و

نفوذی ،خنثی نمایندو نظارت بر آنها را شدید تر و قوی تر کنند...

                                         ********************

کذب خبر فوق  روز چهارشنبه در خبرگزاری آفتاب در مصاحبه با کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت

 ملی و سیاست خارجی و حشمت الله فلاحت پیشه عضو دیگر این کمیسیون آشکار گردیدو

معلوم شد اصلا تمام سناریو دروغ و افترا بوده است!

این هم متن خبر از آن خبرگزاری:

خارجیآرشيو گفتگوسياست 

چهارشنبه 24 مرداد 1386 ساعت 10:51

 مجلس: بحثی درباره انجمن حجتیه نداشتیم

آفتاب: «کاظم جلالی» مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم خبری را مبنی بر اینکه این کمیسیون در حال تهیه گزارشی در خصوص صحبت‌های تند اعضای انجمن حجتیه علیه اعتقادات اهل‌سنت است، تکذیب کرد.

روزنامه سیاست روز، باشگاه خبرنگاران جوان و سایت جهان نیوز که همگی به جناح اصولگرا وابسته هستند، در خبری که در چند روز اخیر منتشر کرده‌اند، آورده‌اند که کمیسیون امنیت ملی مجلس با مسئولان رایزنی‌هایی انجام دادند که گزارشی از عملکرد افرادی که خود را اعضای انجمن حجتیه می‌نامند، برخورد شود.

در ادامه این خبر آمده است: به دنبال انتشار فتاوای منسوب به روحانیون وهابی عربستان و کویت مبنی بر وجودب تخریب قبور ائمه(ع) و واکنش شدید برخی مراجع و علمای شیعه در ایران و عراق به این فتاوا، اعضای گروه انجمن حجتیه اخیرا در جلسات و مجامع خود سخنان تند و عمدتا اهانت آمیزی را علیه اعتقادات و بزرگان اهل سنت مطرح کردند که نوار کاست و سی‌دی‌ها را این مجالس در سطح وسیعی بین مناطق سنی‌نشین ایران و کشورهای مسلمان منطقه توزیع شده بود.

این درحالی است که جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب در خصوص این خبر گفت: در کمیسیون امنیت ملی در این مورد هیچ صحبتی نشده است و قطعا این خبر صحت ندارد

«حشمت‌الله فلاحت‌پیشه» دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست‌خارجی مجلس نیز این موضوع را تکذیب کرد.

همچنین، «حسینعلی شهریاری» نماینده زاهدان در گفت‌وگو با خبرنگار آفتاب درباره تحرکات تازه حجتیه در سیستان و بلوچستان گفت: در استان ما چنین اقدامی نشده و اصلا این سی‌دی‌هایی که گفته می‌شود علیه اهل سنت پخش شده، موجود نیستند.


http://www.ghatreh.com/news/go.php?news_id=1019694

 با تشکر از آقای رسولی نژاد که این خبر را در قسمت نظرات برای سایت ارسال نمودند.

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 21:2 |
انجمن و ولایت فقیه

نقش انجمن در اصلاح پیش نویس قانون اساسی بویژه در اصل ولایت فقیه مورد اعتراف

بعضی مخالفان هم واقع شده است.

تاج الدین محرابی با اینکه در سلک منتقدان است اما در مقاله اش با عنوان "انجمن و ولایت فقیه"

که در سایت "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" درج شده است اینگونه می نویسد:

"...از ابتدای انقلاب، حرکت غلطی آغاز شد و آن تفاوت ننهادن میان گروه‌های معاند با جمهوری

 اسلامی با گروه‌هایی بود که می شد با اصلاحاتی از ظرفیت‌های آنان برای انقلاب اسلامی

بهره برد و به علاوه از تلفات و ریزش‌های نهضت کاست. یکی از این گروه‌ها که همچون

دشمن خونی با آنان رفتار شد، انجمن حجتیه بود.هیچ کس تردید ندارد که این گروه برای

مبارزه با بهائیت حاضر شده بود تا دست از مبارزه با رژیم پهلوی بکشد و حتی عناصری را که

معتقد به مبارزه بودند، از مجموعه خود کنار بگذارد.انقلابیون که تاریخ حقانیت آنان را نشان داد،

این نگرش را نمی پسندیدند و کسانی با نوشتن گزارش‌هایی برای امام که در نجف بودند، این

اختلاف نظر را گزارش کردند و به مرور دره‌ای میان خود و انجمن ایجاد کردند. یکی از این افراد،

آیت‌الله گرامی بود که خود بعد از انقلاب با امام مساله پیدا کرد و از مجموعه انقلابیون کنار

گذاشته شد یا کنار رفت؛ شرح نامه ایشان در کتاب عماد الدین باقی آمده است.به تدریج که

مسائل بعد از انقلاب پیش آمد، کسانی انجمن حجتیه را یکی از خطرهای مهم برای نظام

دانستند و در این باره، به تبلیغات خود بر ضد آن ادامه و ادامه دادند و بر طبل دشمنی به شدت

نواختند.این که اختلاف نظر وجود داشت، بدیهی بود؛ اما وقتی بازار مخالفت‌ها داغ شد، آن قدر

در این زمینه بافته و بافته شد که به مرور تصور بر آن شد که انجمن حجتیه دشمن خونین

انقلاب اسلامی است و افراد وابسته به آن، همه منحرف هستند.فریادهایی هم که به دفاع از

آنان برمی‌خاست و یکی از آنها از آن آیت‌الله خزعلی بود، اصلا مورد توجه کسی قرار نگرفت.

خط افراطی‌ها که نمونه بارزش آقای عماد الدین باقی بود و آن زمان با گروه سید

مهدی‌هاشمی و دیگران علیه انجمن و بسیاری از جریان‌های دیگر همکاری می کرد، در کتاب

«حزب قاعدین» متبلور شد و طی چند ماه، ده هزار نسخه از آن انتشار یافت و انجمن را خانه

نشین کرد.

حالا هم که آقای باقی از آن میسر بازگشته، باز هم در چاه ویل دیگری افتاده و تصور کرده است که آقای حلبی و دوستانش به ولایت فقیه اعتقاد نداشته اند و آنچه در این باره گفته‌اند، مقصودشان چیز دیگری غیر از ولایت فقیهی بوده که ایشان آن زمان اعتقاد داشته است.و

 این چنین گروهی که ممکن بود و خودش هم با برخوردهایش نشان داده بود که می توان از

ظرفیت آن برای نظام استفاده کرد، طرد شد و نه تنها طرد که ده‌ها اتهام غیرواقعی علیه آن

طرح گردید، در حالی که اعضای آن در هیچ دادگاهی قادر به دفاع از خود نبودند.

این ذهنیت هنوز هم وجود دارد و البته نباید انتظار داشت که دیگران همچنان عجز و لابه کنند و کرنش کنند و اصرار ورزند تا آن را در این مجموعه نگاه دارند.

 اما ببینیم افراد معتدل كه تلاش کردند تا انجمن را در کنار انقلاب نگاه دارند، چگونه برخورد

کردند:
استاد مطهری به روایت مرحوم سیدمنیرالدین حسینی که خود نماینده خبرگان قانون اساسی

بود، در گرماگرم انتشار پیش نویس قانون اساسی که توسط دكتر حبیبی و بنی‌صدر تهیه شده

 بود، از انجمن خواست تا آنان نیز پیش نویسی برای خود تدوین و منتشر سازند و اصلاحات

خود را بیان کنند. مرحوم سیدمنیر‌الدین حسینی پس از شرحی از انتشار پیش نویس قانون

اساسی و تلاشی که خودش برای نقد آن داشت، می‌نویسد:انجمن حجتیه نیز به پیشنهاد

مرحوم شهید مطهری شروع به نگارش پیش نویسی برای قانون اساسی نمودند (خاطرات

مرحوم سید منیرالدین حسینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 248).

بدین ترتیب، انجمن به پیشنهاد مرحوم مطهری که سابقه همکاری هم با انجمن داشت و

برخی از نوشته‌هایش، سخنرانی‌های وی در برخی جلسات انجمن بود ، شروع به نگارش یک

پیش نویس برای قانون اساسی کردند.


در آن زمان، البته کتاب ولایت فقیه امام خمینی و چندین کتاب دیگر در این زمینه انتشار یافته بود، اما در پیش نویس قانون اساسی هیچ صحبتی از ولایت فقیه نبود. طرح ولایت فقیه، بعدها در جریان تشکیل مجلس خبرگان مطرح شد که شرح آن را آیت‌الله منتظری در کتاب خاطراتش آورده و دیگران هم نوشته اند. در آنجا بود که آقایان منتظری و بهشتی و فارسی و دیگران روی ولایت فقیه ایستادند و آن اصل مهم و اساسی که مهم ترین ممیزه نظام اسلامی ماست را تصویب کردند.این زمان که هنوز خبرگان تشکیل نشده بود،

انجمن یک کتابچه 36 صفحه ای منتشر کرده و دیدگاه‌های خود را در باره پیش نویس قانون

 اساسی مطرح کرد. این جزوه «پیشنهاد مقدمه و متن اصلاحی نسبت به پیش نویس قانون

اساسی» نام گرفت.در این جزوه پس از یک مقدمه در ستایش انقلاب اسلامی، یاد از شهیدان

و تایید نهضت به عنوان واسطه‌ای میان حکومت امام علی(ع) با حکومت حضرت مهدی(عج)،

اصلاحات مورد نظر آمده است. در اوراق این جزوه، دو ستون کشیده شده و در ستون نخست،

بندهای پیش نویس قانون اساسی و در مقابل آن نظرات اصلاحی انجمن آمده است.در اینجا

آنچه مورد نظر ماست، مربوط به اصل سوم از پیش نویس قانون اساسی و دیدگاه اصلاحی

انجمن در آن باره است. ابتدا اصل سوم پیش نویس و بعد هم اصلاحیه

اصل 3:
آراء عمومی مبنای حکومت است و بر طبق دستور قرآن که «و شاورهم فی الامر» و «و

امرهم شوری بینهم» امور کشور باید از طریق شوراهای منتخب مردم و در حدود صلاحیت آنان

و به ترتیبی که در این قانون و قوانینی ناشی از آن مشخص می‌شود، حل و فصل گردد.


اصلاحیه:
اصل سوم:


ولایت الهیه فقیه، به نیابت امام عصر(عج)، مبنای حکومت است و تحت این ولایت به پیروی از

 اصول قرآنی «و شاورهم فی الامر» و «و امرهم شوری بینهم» امور عمومی کشور باید در

شوراها و در محدوده شرع و قوانین اسلامی و به وسیله خود مردم و در حدود صلاحیت

قانونی آنان حل و فصل شود. برای اجرا و گسترش این اصول، قانون کیفیت تشکیل شوراهای

مسئول را در زمینه امور اداری و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی پیش‌بینی خواهد کرد.


آقای باقی به رغم اینکه آن زمان این مطالب را دیده بود، اما چشم خود را به روی واقعیات بست. تنها توجیه اش در آن کتاب این است که اینها برای همه مجتهدین ادعای ولایت می کنند و این با ولایت فقیه فرق دارد (حزب قاعدین؛ ص 108 ـ 119).
در حالی که جمله مهم «ولایت الهیه فقیه به نیابت امام عصر علیه‌السلام، مبنای حکومت

است» جای هیچ تردیدی را در اعتقاد انجمن به اصل ولایت فقیه باقی نمی گذارد.

باید به ایشان گفت، نه آن روز حرکت شما روی میزان بود و نه امروز فهمتان از آن اصل درست است. روزگاری از شدت علاقه به اصل ولایت فقیه، چشمتان را بسته بودید و روزی به خاطر مخالفت با آن و با تصور اینکه مرحوم آقای حلبی به آن باور نداشته، از آنان عذرخواهی کردید.
اما برای انقلابیون : هنر این نیست که ما با برخوردهایمان همه را از خود برانیم . هنر آن است که بتوانیم تا سر حد امکان ـ منهای گروه‌هایی که خود را یکجا به ارزش‌های ضداسلامی و واپسگرایانه فروخته‌اند ـ کسانی را كه در دایره خودمان هستند، به آرامی در خود بپذیریم و هضم کنیم و با حفظ اعتماد مردمی، در برابر دشمنان بیرونی بایستیم..."

به نقل از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی مقاله تاج الدین محرابی

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 19:41 |

 

گزارش منتقدان

 

در کتابی الکترونیکی به نام "گزارش حجتیه" در سایت باشگاه اندیشه ،منتقدان با تاثیر پذیری شدید از کتاب عماد باقی تحلیل هائی را در مخالفت با انجمن ارائه داده اند که جداگانه باید به نقد آن پرداخت اما در عین حال در لابلای تحلیل هاشان مطالب جالبی هم دیده می شودکه نشان می دهد نتوانسته اندبعضی از مطالب را نادیده بگیرند. فراز هائی از این گزارش را ببینید:

 

" ...البته پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، اعضای انجمن حجتیه، سعی فراوانی کردند که خود را با شرایط روز منطبق سازند، به همین خاطر در اولین روزهای پیروزی با انتشار بیانیه‌هایی، خود را همراه و همگام با انقلاب اسلام و پیرو رهبری امام خمینی قلمداد کردند. صدور چنین اعلامیه‌هایی به ویژه هنگامی که نگارنده آن شیخ محمود حلبی باشد، از این جهت دارای اهمیت بود که از مدتها قبل، شخص وی در مظان اتهام اهانت به امام خمینی قرار داشت. در برخی از اظهارنظرهای شفاهی و کتبی، از قول حلبی نقل شده بود که وی توافقی با رهبری امام خمینی و راهبری حرکت‌های انقلابی توسط ایشان ندارد، هر چند وی به شدت صدور چنین اظهاراتی از سوی خود را منکر شده بود و در واکنش به انتشار سخنرانی‌های منسوب به خود، شائبه جعل و خدشه را پیرامون این اظهارات و انتساب آنان به خود را مطرح کرده بود. معمولا اعضای انجمن در مقام پاسخگویی به این اتهامات به صدور بیانیه‌های اوایل انقلاب به وسیله انجمن حجتیه و شیخ محمود حلبی استناد می‌کردند. مثلا در تاریخ 1/1/58 شیخ محمود حلبی از مردم خواست تا در رفراندوم شرکت کنند و به جمهوری اسلامی رأی قطعی دهند. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌کد 5325) در اقدام بعدی انجمن در اوایل سال 58 یعنی 5 ماه پس از پیروزی انقلاب، مبادرت به تجدیدنظر و اصلاحاتی در اساسنامه‌اش با افزودن تبصره‌ها و متمم‌هایی کرد. (در شناخت حزب قاعدین زمان، ص 73)

در این اصلاحیه‌ها، منع شرکت اعضا در دسته‌ها و تشکل‌‌های سیاسی برداشته شده بود و همچنین اعلام شدکه انجمن تا ظهور امام زمان، خود را در زمینه سیاسی و اجتماعی به پیروی از رهنمودهای رهبری موظف می‌داند.

در واکنش به اظهارات مخالفان، انجمن حجتیه با انتشار جزوه‌ای تحت عنوان همگام با انقلاب اسلامی در سالی که گذشت (در نیمه شعبان 1402) به شماری از اعلام مواضع خود در خصوص مسایل و رخدادهای انقلاب اسلامی، اشاره و آن را دلیلی بر حمایت انجمن حجتیه از امام و انقلاب دانست. از جمله بیانیه‌هایی که به مناسبت‌های زیر صادر شده بود،‌کشف توطئه بنی‌صدر و عزل وی از مقام فرماندهی کل قوا (خرداد 1360)، سوءقصد به جان آیت‌الله خامنه‌ای (تیرماه 60) واقعه انفجار دفتر حزب جمهوری،‌ شرکت در انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری، فاجعه 8 شهریور، انتشار نشریه «مرزبان» به مناسبت هفته جنگ، پیام تسلیت به مناسبت شهادت حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد، شرکت در راهپیمایی آبان ماه سال 60 در مخالفت با طرح فهد و...

در خصوص مخالفت‌ها با انجمن حجتیه، دو مورد بیش از همه مورد توچه بود؛ نکته اول حمایت کردن یا نکردن انجمن از ولایت فقیه، نکته دوم برخورد حجتیه با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران. بسیاری از انقلابیون بر این اعتقاد بودند که اعضای انجمن حجتیه، اعتقادی به ولایت فقیه و حاکمیت فقیه در رأس نظام جمهوری اسلامی ندارند و برای اثبات این مدعا به همراهی نکردن حجتیه‌ای‌ها با انقلاب اسلامی پیش از پیروزی نهضت اشاره می‌کنند.

در مورد بحث ولایت فقیه و میزان پایبندی اعضای انجمن به این اصل قانون اساسی، مسایل زیادی عنوان شده است. اعضای انجمن در همان دوران که این مباحث مطرح بود، دلایل زیادی را در رد این اتهام ارایه می‌کردند. از جمله اینکه بعد از انتشار پیش‌نویس قانون اساسی، بسیاری از گروه‌ها و جریان‌های موجود به اعلام نظر در این باره پرداختند و پیشنهاد‌های خود را در این زمینه مطرح کردند؛ از جمله انجمن حجتیه که نظرات پیشنهادی خود را در قالب چند اصل منتشر کرد. در اصل 3 مطروحه در این اعلامیه عنوان شد: «ولایت فقیه به نیابت از امام عصر (علیه‌السلام) مبنای حکومت است و تحت این ولایت به پیروی از اصول قرآنی «و شاورهم فی الامر و امرهم شوری بینهم» امور عمومی کشور باید در شوراها و در محدوده شرع و قوانین اسلامی به وسیله خود مردم و در حدود صلاحیت قانونی آنان حل و فصل شود. به اعتقاد اعضای انجمن، این پیشنهاد که قبل از بحث و بررسی پیرامون آن در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح شد، دلیل محکمی بر اعتقاد و پایبندی حجتیه به ولایت فقیه به شمار می‌رود.

علاوه بر این، آنان معتقدند که در تبعیت از این اصل، قدم را فراتر نهاده و بارها در محصولات فرهنگی و آثار و تألیفات اعضای انجمن به صراحت، پیروی از رهبری امام خمینی را مورد تأکید قرار دادند. مثلا در نشریه «سپیده امید» صفحات 58 الی 60، رهبر انقلاب به عنوان نایب عام حضرت ولی عصر در زمان غیبت مطرح شده بود.

با این وصف، به نظر می‌رسد که انجمن حجتیه برای رهبری، جایگاهی بیش از مراجع تقلید قایل نبود از نظر آنان اگرچه به صراحت، امام خمینی تحت عنوان نایب عام امام زمان مطرح بود، اما این نیابت تنها به ایشان منحصر نبود. بلکه سایر مراجع تقلید نیز دارای چنین جایگاه و امتیازی بودند. در اکثر قریب به اتفاق محصولات فرهنگی انجمن، وقتی بحث ولایت مطرح می‌شود، تنها می‌توان آن را به پیروی و تبعیت از مراجع تقلید منحصر کرد. به عنوان نمونه، در جزوه کعبه و آخرین خورشید، در ذیل عنوان «در زمان غیبت کبری چه باید کرد» چنین آمده است:

«به فرمان حضرت بقیه‌الله در این دوره، می‌باید در مشکلات مذهبی به مراجع عالیقدر اسلام که نوّاب عام هستند، رجوع کرد. امام در پاسخ محمد بن عثمان ـ دومین نایب خویش ـ می‌فرمایند: «در رویدادهای تازه، به راویان حدیث ما (مراجع تقلید) رجوع کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر ایشان هستم». در نتیجه پیروی از همین دستور آسمانی و اطاعت کامل از نمایندگان امام زمان (ع) بود که یکی از بزرگترین انقلاب‌های تاریخ به پیروزی رسید و چشم جهانیان را خیره کرد و بدین سان است که مذهب ما همواره همگام زمان و همراه دگرگونی پیش می‌رود و امت ما رمز پیروزی خود را در پیروزی از بزرگانی می‌بیند که از سوی امام زمان (عج) سخن می‌گویند.» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد 6636، کعبه و آخرین خورشید، ‌انجمن حجتیه مهدویه، شعبان 1399)

همچنین در نشریه «به سوی نور» که از دیگر محصولات انجمن است و در اوایل انقلاب انتشار یافته، بحث رهبری و پیروی از آن تنها در محدوده تبعیت از مراجع و تقلید از آنان محدود شده و عنوان شده است که فقهای عصر غیبت دارای مقام ولایت ظاهری بر شیعه هستند.

به تازگی در حین تهیه سلسله مقالاتی پیرامون انجمن حجتیه، فرصت گفت‌وگویی با یکی از اعضای مؤثر حجتیه برای نگارنده دست داد. و با او مباحث فوق را در میان گذاشتم. وی در پاسخ با بیان این مطلب که اکثریت مراجع تقلید به بحث ولایت فقیه و لزوم تبعیت از آن پرداختند، عنوان کرد که این تأکید بر مقلدان، تکلیف کرده که از ولی فقیه پیروی کنند. وی درباره این سؤال که اگر بین آرای مرجع تقلید و ولی فقیه مغایرت وجود داشت، در این صورت تکلیف مقلدان چه خواهد شد، ابراز داشت که این مسأله به بحث تقلید و تکلیف برمی‌گردد و به عهده مکلف است که در این خصوص تصمیم بگیرد.

بنا بر این به نظر می‌رسد که مشروعیت ولایت فقیه از نظر انجمن حجتیه، تنها از کانال تأیید مراجع تقلید میسر خواهد بود. مسأله بعدی جنگ و نحوه برخورد این جریان فکری با هشت سال دفاع مقدس بود. منتقدان انجمن همواره مدعی بودند که پیروان گروه مذکور، هیچ همراهی با نیروهای انقلابی برای دفاع از نظام و کشور و انقلاب نداشته و ندارند.

اما انجمن حجتیه، این اتهام را نیز نپذیرفت و همیشه خود را حامی انقلاب معرفی کرده و مدعی حضور فعال در عرصه جنگ بود و برای اثبات این مدعا، اقدام به انتشار ویژه‌نامه‌ای به مناسبت هفته جنگ کرد. این ویژه‌نامه که به «مرزبانان» موسوم بود، در مهر ماه 1360 منتشر شد. در سرمقاله آن آمده بود که انجمن حجتیه مهدویه که از آغاز جنگ، به سهم خویش تمامی توانش را در همه زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی و فکری در این راه نهاد و عزیزانی از پاسداران حریم ولایت امام عصر (ارواحنا فداه) را به جبهه‌های حق و باطل گسیل داشته که برخی از آنها جام شهادت را نوشیدند و برخی کماکان در کنار دیگر رزمندگان به جانفشانی و رشادت مشغولند و اینک شادمان از انجام وظیفه خطیرش بار دیگر، آمادگی انجمن را برای ادامه همکاری تا پیروزی کامل حق بر باطل اعلام می‌دارد و به پیروی از رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی ایران، قویا یادآور می‌شود که با تمام قدرت، 20 سال هم اگر این جنگ طول بکشد،‌ ایستاده‌ایم.

در بخش دیگری از این ویژه‌نامه در مورد مشروعیت جنگ، به مطلبی از کتاب جهاد استاد مرتضی مطهری استناد شده است (ص 19 تا 22) در ادامه، مقاله‌ای تحت عنوان جهاد و شهادت به چاپ رسید که در آن، اقسام جهاد تشریح شده بود. به اعتقاد نویسنده این مقاله، جهاد به قسم اکبر و اصغر تقسیم و جهاد اصغر نیز به صورت ابتدایی و تدافعی دسته‌بندی می‌شود. بر مبنای مقاله مذکور، جهاد تدافعی که به هنگام تجاوز دشمن بر جان و مال و ناموس و بلاد مسلمین واجب می‌شود، مستلزم وجود امام معصوم نبوده و حتی دستور نایب عام امام هم ضروری نیست. (ص30) مقاله راهیان شهادت، مطلب دیگر این نشریه بود که نام شهیدان عضو انجمن حجتیه نظیر

 حبیب‌الله روستایی، محمدجعفر کاشف، محسن عباسی، حمیدرضا مانی، ابراهیم داودآبادی،

 یونس امامی‌نسب، محسن پالیزبان، ابراهیم پالیزبان، ایزدی، محمدباقر پشمینه آذر، علی

پاینده، سعید جعفری،‌سعید دلنواز، مراد حسن‌وند،‌عبدالرضا زیدپور، مرتضی مهدیانی، فرهاد

کشازرع‌، عابدین عباسی، غلامرضا اویسی، مصطفی ابراهیم مجد، عبدالحمید غرویان،

امیرعباس ابن الرضا در آن ذکر شده بود. (ص 43 و 44)

در بخش پایانی این ویژه‌نامه، نیز به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران، وصیت‌نامه ایشان منتشر شد. جالب اینکه در فرازی از این وصیت‌نامه، از شیخ محمود حلبی تقدیر شده بود. در این بخش از وصیت‌نامه آمده است:

خدایا تو را شکر می‌کنم که عشق حضرت مهدی (ع) را در دل من جای دادی و خدایا تو را

 شکر می‌کنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنانی که واسطه

 کسب معارف الهی من بودند، سه بزرگوار، سه شمع که سوختند تا نور افروختند؛ اول استاد

 بزرگوارم علامه کرباسچی، دوم مرحوم رضا روزیه، سوم شیخ محمود حلبی که باب‌هایی از

عرفان به «الله» را برایم گشود…[ تشکر کنم] (ص 63 و 64)

 

 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 21:12 |
 

پشیمانی عماد باقی

از جمله کسانی که موج شدیدی علیه انجمن حجتیه مهدویه در جامعه بر انگیخت عماد باقی

بود که با نوشتن کتاب "حزب قاعدین "،ناجوانمردانه ترین تهمت ها و بدگوئی ها را به

خدمتگزاران مهدوی که با دشمن امام عصر ارواح العالمین له الفدا مقابله می نمودند وارد

آورد .او با این کارخود دل دوستان و مومنین را آزرده و دل دشمنان دین را شادمان نمود.  این

کتاب در سال ۱۳۶۲در تیراژی بالغ بر هشتاد و هشت هزار نسخه انتشار یافت.پیش از آن نیزبه

صورت بخش بخش در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده بود...

او سالها بعد از این کار خود پشیمان و نادم شد و دستور داد نسخه های باقی مانده را خمیر

کنند...!
از زبان خود او در مصاحبه با خبر گزاری ایسنا در تاریخ 1383/4/2 فراز هائی را بخوانید:

...به دور از داوري منصفانه و با ادبياتي تند، غيراخلاقي و غيرعلمي كتاب "در

شناخت حزب قاعدين" را نوشتم. البته شور و حال جواني نيز در اين قضاوت

شتاب‌زده و احساسي‌ام بي‌تاثير نبود.

بعدها - در سال 70 - در مقدمه‌ي كتاب "بررسي انقلاب ايران" مواضعم در خصوص اين كتاب را به نقد كشيدم.

پس از فوت آقاي حلبي، زماني كه تصميم گرفتم مقاله‌اي با عنوان "آيت الله حلبي چهره‌ي

نيم قرن تفكر رازآلود مذهبي"‌ را در سال 76 در روزنامه‌ي "جامعه" بنويسم، بار ديگر به كتاب

"حزب قاعدين" مراجعه كردم. اين كتاب شامل فصولي در خصوص تاريخچه، تفكر اقتصادي،

سياسي و اعتقادي انجمن حجتيه است. از مطالعه‌ي اين كتاب سر درد گرفتم و پس از 15

سال مرا بيش از پيش متوجه مواضع گذشته‌ام كرد. از همين‌رو از توزيع تعدادي از نسخ اين

كتاب كه در دفتر تبليغات قم باقي مانده بود و توسط يكي از دوستانم خريداري شده بود،

جلوگيري كردم و گفتم آن را خمير كنند.

از جمله مواضع تند من در قبال انجمن حجتيه آن بود كه مخالفت اين انجمن با ولايت فقيه را به

استناد آنچه به عنوان "ولايت مطلقه نصبي" در كتاب «ولايت فقيه» امام (ره) آمده بود، رد

كرده و آن را پوئني منفي براي انجمن حجتيه عنوان كرده بودم. چون در آن زمان تنها امام (ره)

و انديشه‌هاي ايشان برايم مبنا بود، بدور از تعقل و صرفا از روي تقليد.

بعدها هرچه از اين شيفتگي رها مي‌شدم و از موضع يك محقق به اين موضوع مي‌نگريستم،

بيشتر نسبت به مواضع گذشته‌ي خود فاصله مي‌گرفتم و در حال حاضر نيز منتظر فرصتي

مناسب براي بازنويسي كتاب "در شناخت حزب قاعدين" هستم. اگرچه هيچ‌يك از خاطرات

مندرج در آن كتاب دروغ نبوده و اطلاعات آن بعضا مفيد، مؤثر و منحصر به فرد بود.

در شرايطي كه پذيرفتن خطاياي گذشته هنوز در جامعه‌ي ما به شكل يك فرهنگ درنيامده و

بسياري از آقايان كه امروز به نظر و موضع خاصي دست يافته‌اند، با تكذيب عملكرد

گذشته‌شان اصرار دارند كه بگويند از بدو تولد چنين نظري داشته‌اند؛ من صادقانه مي‌گويم كه

مواضعم در خصوص انجمن حجتيه اشتباه بوده و در آن تجديدنظر كرده‌ام. امروز نظراتم به

برخي از ديدگاههاي انجمن حجتيه (نه همه آنها) نزديك‌تر از گذشته شده است...




 

+ نوشته شده توسط حسین پژوهش در و ساعت 16:36 |